جنبش کارگری ایران در بهمن ۱۳۹۹


در این بهمن ماه بازهم در صنایع هپکو، نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز شنیدیم که فعال ترین کارگران و ظاهرا آگاه ترین شان بدنبال معجزه سرمایه داری دولتی اند که گویا قرار است این قطب سرمایه که در عین حال کارفرمای کارگران حوزه درمان، شهرداری ها، توده میلیونی کارگران حوزه آموزش و بسیاری دیگر حوزه های پیش ریز سرمایه است برای این کارگران تخم دو زرده کند و وضعیت اسفبار، فقر و گرسنگی، بی خانمانی و بی دارویی این کارگران را کمتر ازکارگران حوزه ی خصوصی سرمایه نماید!

اخراج ها و بیکار سازی ها در ماه بهمن ادامه یافت. سرمایه داران همواره از اهرم نیروی کار بیکار پشت درب واحد های کار و تولید جهت افزایش شدت کار، لغو قراردادهای کار و ایجاد شرایط نامطمئن، وادار کردن کارگران به پذیرش هرشرط و شروطی استفاده می کنند. بر مبنای قراردادهای مختلف و دستمزدهای گوناگون با ایجاد تشتت در صفوف مبارزات احتمالی کارگران علیه سرمایه داران، نگهداشتن سطح زندگی بخور و نمیر توده کارگر در جهت شکستن مقاومت آنان و وادار کردنشان به تن دادن به پذیرش شدت بالاتر کار، افزایش طول روزانه کار، بر جنایات خود ادامه می دهند.

در ماه های اخیر خواست هایی نظیر همسان سازی دستمزد ها از جانب کارگران حوزه های مختلف پیش ریز سرمایه از کارگران حوزه درمان (پرستاران و سایر کارگران این بخش)، کارگران حوزه آموزش (معلمان)، کارگران شهرداری ها، کارگران بسیاری صنایع از جمله نفت و گاز و خودرو سازی ها و کارگران بازنشسته طرح شده است. در ماه بهمن بروز چشمگیر این خواست با مهمترین مسئله روز کارگران، دستمزد، پرداخت و مقدار آن همراه بوده است. بدون شک اتحادیه ها و گروه های اپوزیسیون های سوسیال رفرمیستی در دمیدن بر بوق و کرنای تعیین حداقل دستمزد، «اگر قانون همسانسازی تصویب شود، چنین و چنان خواهد شد»، «توجه واقعی به نرخ تورم سالانه باید داشت»، «حقوق قانونی و قانون کار» و اشاعه این خواستهای مماشات طلبانه و تسلیم طلبانه، این فرهنگ منحط سندیکالیستی نقش داشته اند.

ما کارگران اگرعلیه سرمایه داری و لغو نظام مزدی مبارزه می کنیم، نباید مزد را بر مبنای خط فقر، یا احتساب تورم سالانه بلکه فقط و فقط بر اساس آن چه کل طبقه ما در طی سال تولید می کند محاسبه نمائیم. شاید گفته شود که چرا ما از این جا شروع می کنیم در حالی که اکثر مبارزات کارگری بر حول و محور کسب دستمزد و داشتن قوت لایموت و مقدار و کمیت آن دور می زند؟ این درست است که سرمایه همواره ما را در حداقل های زندگی محدود می کند و با وجود خیل عظیم ارزش هائی که تولید می کنیم ما را وادار به قبول این حداقل ها می نماید اما این دلیلی بر این نمی شود که ما نیز از کسب حداقل نیاز زندگی آغاز کنیم، بر عکس محصول اجتماعی سالانه­ای که تولید کرده ایم می بایست مبنای دستمزد ما قرار گیرد. جهت کسب چنین موقعیتی نیازمند آگاهی به منافع طبقاتی، تکیه بر قدرت طبقاتی و قدرت سراسری خود هستیم. برای این کار اولا نمی توان دست روی دست گذاشت و منتظر ماند که یک روز با طلوع آفتاب قیام کارگری آغاز دوره جدیدی را بانگ زند. چنین چیزی هرگز اتفاق نیافتاده و بوقوع نخواهد پیوست. ثانیا ما نمی توانیم امروز زیر سخت ترین نا هنجاری های ناشی از روابط سرمایه داری، در منتهای فقر و درماندگی، بدون کوچکترین تاثیر گذاری بر سرنوشت خود، زیر شلاق مرگ و گرسنگی، جنگ، بیکاری، بی خانمانی و در محیطی مملو از کثافات و آلودگی های زندگی بر انداز محیط زیستی زندگی کنیم و همه ی این ها را تحمل نمائیم و در عین حال دم از مبارزه ضد کار مزدی و سرمایه داری زنیم. هم اکنون و هر روز و هر ماه در حال جنگ با سرمایه داران و دولت آن هستیم. در همین ماه بهمن ۱۰۸ اعتراض کارگری (بیش از سه اعتراض در روز) در سراسر این جهنم سرمایه داری انجام داده ایم. در مجموع دی و بهمن امسال ۲۵۶ اعتراض و اعتصاب صورت دادیم در حالی که در همین برهه زمانی سال پیش، این تعداد ۱۶۸ اعتراض بود (البته بدون احتساب شورش دیماه) بنابر این نمی توان از کمبود اعتراضات علیه این نظام حرفی زد. بلکه می بایست قدرت تاثیر گذاری خود را بنا کنیم، می بایست ریل مبارزه، مسیر نبرد را تغییر داد، می بایست به ریل مبارزاتی پر شکوه کارگری دوران کمون پاریس و به زمانی بازگشت که کارگران همچون یک طبقه قدرتمند در همه عرصه ها ظاهر می شدند. می بایست از مماشات با مدیران سرمایه، طلب کمک از نهادهای سرمایه و انتظار کمک از همین نظام ضد بشری دست برداشت. این بدین معنی است که در همین پروسه جنگ روزمره طبقاتی و نبرد با سرمایه داری آگاهی و شعور ضد سرمایه داری خود را در یک جنبش شورایی ضد سرمایه داری مادیت بخشیم و به نیروی طبقاتی – کارگری تبدیل شویم که در معادلات اجتماعی و مبارزات طبقاتی هر نبرد، بر سر دستمزد ها، شرایط کار، محیط زیست و امنیت کار، محیط زیست زندگی از طریق ارگان های شورائی خود تاثیر گذار آگاه بر سرنوشت خود باشیم.

نویسنده: ابراهیم پاینده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *