حرف های خشمگینانه یک کارگر نگهبان در خیابان مولوی


هر روز اینجا در جلوی محل کار من چندین جنازه حمل می شود. روز قبل حداقل 8 نفر در همین نقطه شهر مردند. اینجا محل «زندگی»!! معتادان کارتن خواب است. جای بیتوته ویرانه نشینان است. بازار خرید و فروش مواد مخدر است. اینجا حوزه جان کندن و جان دادن دهها هزار کارگر نفرین شده دوزخ نشین است. جان کارگر اگر در همه جا بی ارزش است، در اینجا سربار، مزاحم، مضر، مفسد، لعنت شده و مهدور تلقی می گردد. هجوم کرونا در این خطه نه فقط  کاملا آزاد که با عظیم ترین استقبال ها همراه است. راه ارتزاق «شهروندان»!! در این ام القرای اسلامی سرمایه کاویدن زباله دان ها است. جائی که هر میکرون آن ستاد خروش میلیون ها ویروس و باکتری و در این ایام ویروس کرونا است. کرونا در اینجا نه فقط با هیچ مقاومتی مواجه نیست که کلیه دروازه های شهر با پرشورترین استقبال ها بر روی آن باز است. جان مشتاق به مرگ دهها هزار کارگر گرسنه کارتن خواب ویروس را از راههای دور به نرد عشق می خواند و در وصال آن می آرامد. اینجا هیچ خبری از هیچ دارو و درمانی نیست. همه چیز به کام کرونا است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *