در باره «رهنمودهای تحصن اسفند ماه معلمان»


در کانال تگرامی منسوب و موسوم به «کارگران – معلمان» متنی با عنوان «رهنمودهای تحصن اسفند ماه» درج گردیده است. در این به اصطلاح «رهنمودها» چند نکته تصریح و بر اهمیت آنها تأکید شده است. به طورمثال از نیروهای حراست خواسته شده است که در روزهای تحصن با متحصنین در مدارس همراهی کنند!!! از مدیران و معاونان تقاضا گردیده که با متانت و صبوری تحصن همکاران را تحمل نمایند!! بیانیه «رهنمودها» مدعی است که صادرکنندگانش «دیالکتیک و قلق مبارزه در این شرایط را که همان تحصن در مدارس است به خوبی کشف کرده و اعمال می کنند»!!!

پرسش ما آنست که منظورهمزنجیران معلم از اینکه گویا «تحصن، دیالکتیک و قلق خیلی درست مبارزه دراین شرایط است»!! چه می باشد. معنای تحصن روشن است. پناه بردن به درون یک امامزاده و حریم امن، به یک قدرت دینی یا دولتی، توسل جستن، التجاء و استعانت از قدرت سیاسی حاکم که به دادرسی پردازد، رفع ظلم کند و حق را به حق دار رساند!! آیا واقعا شما چند صد هزار کارگر حوزه آموزش، یک بخش مهم طبقه کارگر ایران، جمعیت درس خوانده و دانش آموخته این طبقه، رابطه خود را با سرمایه، با طبقه سرمایه دار و دولت سرمایه داری این گونه تعریف می کنید؟!! این چه پناهگاه یا کدام حصن التجاء است که بنا به گفته میلیونها بار تکرارشده خودتان 80 درصد توده های طبقه شما از جمله معلمان را زیر فشار وحشیانه استثمار، گرسنگی، فقر، بی داروئی و اشکال متنوع سیه روزی ها از هستی ساقط کرده است؟ این کدام مرجع، ملجا، دادرس و قدرت تحصن پذیر ناجی است که شمار کثیری از افراد شما و طبقه شما را صرفا به جرم اعتراض علیه گرسنگی، آوارگی، زندگی ذلت بار و بهای بغایت نازل نیروی کار به سیاهچال انداخته است. زیر فشار وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داده است. از فروش نیروی کار محروم کرده و خودشان و افراد خانواده شان را در برهوت فقر و فلاکت سرگردان ساخته است؟!! مگر شما سالیان متمادی دست به تحصن نزدیده اید؟ ممکن است بگوئید که از این همه تحصن چه عایدتان شده است. به کدام افزایش مزدها دست یافته اید؟ کدامین مشکلات زندگی خود را رفع نموده اید، چند نفر رفقای اسیر در سیاه چال ها را آزاد کرده اید؟!! آیا جز این است که به دنبال هر تحصن شمار زندانیان شما کثیرتر گردیده است. هیچ وقعی به هیچ خواست شما گذاشته نشده است، فشار معضلات فرساینده معیشتی بر شما سهمگین تر شده است و ابعاد تهدید و توپ و تشر حاکمان سرمایه داری علیه شما چند ده برابر گردیده است. چگونه است و از کجا به این نتیجه رسیده اید که: « دیالکتیک و قلق خیلی درست مبارزه دراین شرایط» همین تحصن و باز هم تحصن است!!!      

همه شواهد حاکی است که شما بیش از آنکه دنبال تحقق مطالبات ابتدائی خود باشید، عزم جزم کرده اید که شائبه هر گونه خشن بودن، مبارزه خشونت آمیز، اتهام گریز از قانون، تهمت تمرد از اصول و احکام مقدس سرمایه را از سر خود دور سازید!! چرا چنین می گوئیم؟ دلیلش روشن است. شما از این تحصن ها نتیجه ای نگرفته اید. گوش طبقه سرمایه دار و دولتش تاریخا بدهکار این استغاثه ها و پناه جستن ها و تظلم جوئی ها نبوده است. با همه این ها نتیجه گیری شما بسیار صریح آنست که «دیالکتیک و قلق واقعی مبارزه» را پیدا نموده اید!!! راه همین است و جز این نیست!!! و این در عالم زمین و در محکمه شعور آزاد انسانی هر کارگر فقط یک معنی دارد> اینکه مهم آن نیست که خواستهایتان محقق شود یا نشود. مهم آنست که دامن کبریائی خشونت گریز، قانون پرست، مسالمت جوی، اصلاح طلب و مدنیت سالار شما به هیج نوع تخلف از احکام و اصول و فروع سرمایه آلوده نگردد!!! در همین راستا است که شما تصریح می کنید و دست تمنا پیش «برادران حراستی» دراز می نمائید که منت گذارند و امنیت تحصن شما را هم تأمین کنند!!

حرف های شما این است و سخن ما با شما بسیارمختصر و موجز آنست که سخت اسیر گمراهه و سرگردان برهوت ها هستید. کلام اول و آخر را در کشاکش همیشه جاری میان کارگر و سرمایه دار، میان طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار از جمله میان معلمان و سرمایه داران یا دولت سرمایه داری فقط قدرت، قدرت و باز هم قدرت طبقاتی می زند. اساسا تاریخ تکامل جوامع انسانی تاریخ مبارزه طبقاتی و نه تحصن، سازش، التجاء، التماس، تظلم و دادخواهی طبقاتی است!!! معنای مبارزه طبقاتی هم صریح و عریان است. دو طبقه اساسا متضاد و ماهیتا متخاصم اجتماعی بر اساس قدرت حی و حاضر طبقاتی خود با هم می جنگند. این قدرت است که سرنوشت مبارزه را تعیین می کند. طبقه مسلط و حاکم عصر ما طبقه سرمایه دار است. طبقه ای که کل اقتصاد و مالکیت کل سرمایه ها، در شکل کارخانه، مدرسه، دانشگاه، تجارتخانه، بانک، بنادر، زمین، هوا، دریا، فروشگاه، راه، ساختمان، مزرعه، معدن، سد و همه مراکز کار و تولید و همه چیز را در دست دارد. طبقه ای که دولت، ارتش، سپاه، بسیج، قانون و حقوق و شریعت و دستگاههای شستشوی مغزی و مهندسی افکار و کل نهادهای سرکوب فیزیکی و فکری را در اختیار دارد.

طبقه دیگر هم ما، کل فروشندگان نیروی کار، کل انسانهای جدا از کار، محصول کار و ساقط از هر نوع دخالت در سرنوشت کار و تولید و زندگی خود هستیم. ما هم قدرت داریم. می توانیم چرخ کار و تولید را از چرخش فرو اندازیم. می توانیم نظم تولید سرمایه را در هم کوبیم، می توانیم قانون و قرار و حقوق و مدنیت و شریعت و همه چیز سرمایه را مختل و از هر میزان اعتبار ساقط کنیم، ما عظیم ترین قدرت تاریخ هستیم، خالق کل سرمایه ها و در همین راستا آفریننده کل قدرت ها می باشیم. می توانیم این قدرت را سازمان دهیم، به یک قدرت سازمان یافته شورائی ضد سرمایه داری تبدیل گردیم، این قدرت را در مقابل سرمایه به صف کنیم، علیه سرمایه اعمال نمائیم. به یمن هر میزان اعمال آن، سرمایه داران و دولت آنها را مجبور به تسلیم و عقب نشینی کنیم، می توانیم به یمن تدارک و تجهیز و آرایش آگاهانه و شورائی و سراسری این قدرت، نظام سرمایه داری را نابود کنیم. می توانیم به کمک آن جامعه و جهانی فارغ از استثمار، طبقات، دولت و مالامال از رفاه، آزادی، برابری و بی نیازی برپای داریم. می توانیم چنین کنیم.

و چه وحشتتاک و رعب انگیز است که صاحبان این قدرت در نهایت زبونی، خفت، فروماندگی و استیصال بدون اینکه بدانند چه می کنند، این قدرت را دو دستی تسلیم طبقه سرمایه دار، تسلیم بشرستیزترین نظام اقتصادی و اجتماعی، تسلیم ضد انسان ترین طبقه تاریخ کنند، در نهایت رسوایئ اعلام دارند که «دیالکتیک واقعی مبارزه» را کشف کرده اند!!! جسته اند و جسته اند و در جریان این جستجوها تحصن را یافته اند!!

 

یک کارگر ضد سرمایه داری  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *