رژیم اسلامی و گلادیاتورهای خردسال مجبور به فروش شاق جان


سرمایه داری ایران مالامال از محله های «هرندی» است. نقطه ای در خیابان شوش تهران که همسان هزاران بیغوله دیگر آرمانشهر اسلامی سرمایه، سکونتگاه توده میلیونی بیغوله نشینان کارگر است. اینجا نمایشگاهی آیینه وار، موزه ای به تمام و کمال گویا و گنجینه ای اصیل و آموزنده برای ژرف ترین آناتومی ها یا ریشه ای ترین شناختها از واقعیت نظام سرمایه داری، از جمله در سیمای نظم، برنامه ریزی و حاکمیت اسلامی آن است. سرمایه در هرکجا شمایلی دارد، صنعتی، کشاورزی، تجاری، «خدماتی»، «ارتباطاتی»، مولد، غیرمولد و صورت های دیگر، در هرندی، در قلمرو مالکیت، قدرت و استیلای حاکمان اسلامی خود، در حوزه یکه تازی ولی فقیه، سپاه پاسداران و جامعه مدنی اصلاح طلبان دینی و لائیکش لباس مواد مخدر پوشیده است. سرمایه داران اینجا، مافیای شیشه، هروئین، حشیش، کوکائین و انواع مواد مرگ آور دیگر هستند. نیروی کار از همه جا بی بهاتر است و کل این نیروی کار بدون بها، در خدمت فروش مواد مخدر می باشد. تمامی ساکنان این «آرمانشهر اسلامی سرمایه» از کودکان چند ساله تا جوانان و پیران درحال موت، پسر، دختر، زن، مرد، معتادند، حکم صریح سرمایه و اراده استوار سرمایه داران ولایتمدار است که معتاد باشند، کل آنها بیکارند، اما همگی مجبور به کار تمام وقت شبانه روزی با اعمال شاق هستند. هر لحظه و هر ساعت که سرمایه داران اعم از سپاهی، غیرسپاهی، حکومتی، خصوصی، نظامی، سیویل، اصولگرا، اصلاح طلب، مشروطه دوست، جمهوریخواه اراده کنند، باید مواد مخدر تحویل گیرند، حمل کنند، به فروش رسانند، پول حاصل از فروش را تحویل دهند و همه کارهای دیگر را تقبل نمایند. در هرندی از مدرسه و مدرسه رفتن خبری نیست. بهداشت و درمان و سلامتی مفاهیمی ناآشنا هستند، سرپناهها یکسره ویرانه های متروکه گورمانندند و در درون هر ویرانه خانواده ای و گاه چندین خانوار «زندگی» می کنند!! آب را باید از خیابانهای دور آورد، به جای برق باید پیه سوز روشن کرد، خورد و خوراک و پوشاک را باید در سطلهای آشغال جست، به جای سینما باید به تماشای معرکه های مرگ رفت، تفریح را باید در آزار دادن و خراشیدن جان همزنجیران دید. بهای نیروی کار برای هزینه اعتیاد هم کفاف نمی دهد و لاجرم برای بازتولید نیروی کار باید به کارهای وحشت آور دیگر پرداخت. تن فروشی، کودک فروشی، کلیه فروشی یا فروش هر چه که خریداری برایش پیدا گردد. مجبور ساختن کودکان خردسال به «گلادیاتور بازی» نیز یکی از همین کارهای رایج و راهی برای ارتزاق یا بازتولید نیروی کار مورد نیاز سرمایه داران مواد مخدر است، کارگرانی که قادر به تهیه غذا و پوشاک نیستند، زیر فشار گرسنگی، فقر و فلاکت مولود سرمایه داری و زیر مهمیز اخلاق، آموزش، تربیت، انسان ستیزی و عاطفه کشی اسلامی سرمایه، از کودکان کم سن و سال خود می خواهند تا شرارت آموزند، تا زنده ماندن خود را درکشتاردیگران جستجو کنند، تا دیگران را لت و پار کنند و خود توسط دیگران لت و پار شوند، تا نان را با بی نان کردن همسالان به دست آرند. درسهای سرمایه در سراسر دنیا و به طور اخص در این نمایشگاه آیینه سای اسلامی اش اینها است. کارگران گرسنه و مفلوک، مجبورند معرکه راه اندازند، تماشاخانه وحشت و دهشت برپای دارند. به نوباوگان نحیف، لاغر و معتاد خود دستور دهند به جان هم افتند، گلادیاتور شوند، زورآزمائی کنند، برای شکستن جسم و جان و شخصیت و انسانیت و همه چیز همدیگر دست به وحشیگری زنند، با هم بجنگند و بکوشند تا در این جنگ غالب شوند. تنها در این صورت است که مبلغی حدود 10 تا 15 هزار تومان نصیبشان خواهد شد. این مبلغ را باید پدر و مادر کودک بازنده بپردازد. اینان، والدین کارگرخردسالی که قمار را باخته است باید به کجا آویزد و با چه زبانی مرگ را به ملاقات خود خواند معلوم نیست؟!! ماجرا به همین جا ختم نمی شود، تماشاخانه قمار روی گلادیاتورهای خردسال کارگر مالک هم دارد و این مالک باید بیشترین سهم حاصل از قمار را به چنگ آرد. تصورش سخت است اما آنچه گفتیم واقعیت عریان زندگی لایه ای از طبقه کارگر ایران در جهنم رعب آور سرمایه داری اسلامی است. آیا سرمایه فقط در اینجا انسان ها را به این روز می اندازد؟! قطعا چنین نیست. کودکان هند، افغان، بنگال، سراسر افریقا، امریکای لاتین، کم یا بیش با همین بدبختی دست به گریبانند. طبقه سرمایه دار امریکا، اروپا و جاهای دیگر نیز شرکای قادر و چیره سرمایه داران این کشورها هستند. دموکراسی، مدنیت و حقوق بشر سرمایه داری هم در خدمت سهم بری هر چه بیشتر این قطبها و قدرتها از حاصل استثمار توده های کارگر دنیا ازجمله همین نفرین شدگان «هرندی» و هرندی ها است. نکته ای را هم با فعالان کارگری داعیه دار کمک به این کودکان از طریق امدادرسانی «مدنی»!! یا خیریه پردازی در میان نهیم. «کمک» را باید کرد، اما فاجعه انفجارآمیز گرسنگی، فقر، بی خانمانی، نابودی و تباهی دامنگیر میلیاردها کارگر دنیا را فقط با محو سرمایه داری می توان پایان داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *