واکاوی انتقادی بیانیه هفتم شورای اعتصاب کارگران پیمانی نفت


فرجام تیره همزیستی رفرمیستی با پاشنه آشیل ها و کاستی ها

دوستان «شورای اعتصاب» در آخرین بیانیه می گویند:

«الف – مراکز نفتی گسترده و پراکنده است. هر مرکز در دست پیمانکاری خاص است. تشکل سراسری وجود ندارد و هماهنگی میان کارگران شاغل در این مراکز دشوار است. مقاطعه کاران از این پراکندگی بهره برمی گیرند. با عده ای به توافق می رسند و مابقی را قربانی می سازند. باید اعلام کنیم که خواست ها ما مشترک است.

ب – سرمایه داران پیمانکار در برخی حوزه ها با دوبرابر نمودن دستمزدها توافق کرده اند، خواست بیست روز کار و ده روز تعطیلی را نیز پذیرا شده اند. کارگران این حوزه ها با کارفرمایان به توافق رسیده و به سر کار باز گشته اند. این خود یک پیروزی است و این پیروزی حاصل اعتصاب سراسری روز می باشد!!

ج – باید خواستار تحقق خواسته های فوق برای همه کارگران شویم. درشرایط حاضر این مطالبات مرکب از مزد ماهانه دوازده میلیون تومان، بیست روز کار و 10 روز تعطیل در ماه، ایمنی محیط کار و بهبود شرایط زندگی در کمپ ها، خوابگاهها و سالن های صرف غذا است. توافق بر اساس این 4 بند مجاز است و کارگران هر محیط کار می توانند با مشورت هم و انتخاب نماینده برای حصول این خواست ها با کارفرمایان مذاکره نموده و قرارداد امضاء کنند. 

د – در طول اعتصاب عده ای اخراج شده اند. جمعیتی نیز قرارداد کارشان لغو شده است. دستمزدهای معوقه خیلی ها پرداخت نگردیده است. اشتغال همه باید تضمین و بیکاران به سر کار باز گردند. مزدهای معوقه پرداخت شود. شوراهای اسلامی طرد گردند. پیمانکاری ها برچیده شوند. امنیتی نمودن محیط های کار ممنوع گردد» (نقل به مضمون)

نکات بالا فشرده بیانیه هفتم دوستان است و ما به عنوان آحادی از طبقه کارگر و جنبش کارگری چند سؤال اساسی داریم.  

1 – پراکندگی کارگران در محیطهای مختلف کار و بمباران پیوندهای واقعی طبقاتی و ضد سرمایه داری آنان امر قهری، هویتی و لایتجزای شیوه تولید سرمایه داری است. سرمایه اگر به تشکل یابی سندیکائی یا حزبی کارگران رضایت دهد، صرفا به خاطر آن است که تحزب و سندیکاسازی ، ساز و برگی فریبا و نیرومند برای در هم کوبیدن هر میزان همجوشی و همپیوندی ضد کار مزدی طبقه کارگر است. گسیختگی و تشتت حتی در نواحی و ممالکی که به زعم خیلی ها از جمله دوستان شورا، کانون سازمانیافتگی ایدآل توده کارگرند!! بازهم واقعیت سهمناک و فاجعه آمیز دامنگیر جنبش کارگری است. بحث بر سر انکار این واقعیت یا چشم پوشیدن از آن نیست. همه گفتگو حول آن است که ما کارگران و فعالان کارگری برای چالش این وضعیت چه می کنیم؟، چه کاری انجام می دهیم؟ و چه راهی پیش می گیریم؟ اگر بناست این پراکندگی و تفرق با اتحاد، تشکل و صف آرائی متحد ضد سرمایه داری جایگزین شود، جا، مکان و میدانش، شرایط زندگی، کار، استثمار و پیکار توده کارگر است. سؤال ما از دوستان شورا آنست که شما به عنوان کارگران دخالتگر، اثرگذار و صاحب نقش در مبارزات جاری و در جنبشی که آن را اعتصاب سراسری کارگران پیمانی نفت می نامید برای چالش این تشتت، برای کمترین کمک به بسط و تحکیم همپیوندی کارگران کدام گام را برداشتید؟ اعتصاب قطعا مساعدترین، باردارترین، زایاترین و خروشنده ترین فرصت ها را برای سازمانیابی توده کارگر می آفریند و در اختیار می گذارد، هر اعتصاب، خود، نماد نیرومند یک خیز شورائی از سوی شمار کثیر کارگران است و از این ظرفیت برخوردار است که  نطفه بالنده تشکل یابی شورائی سرمایه ستیز آنان باشد. در اعتصابات خودپوی خلاص از آویختگی به نیروهای بالای سر، شرایط مناسبی برای صف آرائی شورائی و متشکل شدن کارگران علیه سرمایه مهیا می گردد. در اینجا همه کارگران خود را دخیل می بینند. هر کس وظیفه ای به دوش می گیرد. نقشی ایفاء می کند، توان اثرگذاری خود را به نمایش می نهد، ظرفیت چاره گری و مشکل گشا بودن خود را ابراز می دارد. مؤلفه ها و نمایه هائی که ملاط مهم بنای قدرت شورائی طبقه کارگرند. سؤال این است که شما در طول این چند هفته در روزهائی که آتش اعتصاب از نقطه ای به نقطه دیگر زبانه می کشید برای پیوند زدن شورائی و ضد سرمایه داری توده کارگر در حال طغیان و مبارزه و اعتصاب چه کاری انجام دادید؟ سوء تعبیر نشود،  مخاطب این پرسش فقط شما دوستان « شورا» نیستید. کل ما آحاد کارگران ایران و دنیا مخاطب مستقیم این پرسش هستیم. بیائید صادقانه، زمینی، بی ریا و دردمندانه سخن گوئیم. ما کارگران در این مدت چه کردیم؟ پاسخ بسیار ساده و عریان است. مثل سراسر قرن بیستم، مثل تمامی سالهای عمر جنبش خویش در ایران یا بخش مهمی از تاریخ هستی طبقه خود در دنیا، نه فقط گامی برای گذاشتن هیچ سنگی بر روی سنگ برنداشتیم که اگر کسانی سخن از ضرورت این کار گفتند نیز تا توانستیم برای طرد و رجم آنها کوشیدیم!! شما دوستان جمع چند نفری خود را «شورا» خواندید، خود را هسته ثقل تصمیم گیری ها دیدید! اعلام داشتید که همه اعتصاب کنندگان باید توسط شما امر و نهی شوند! همزمان فضای بین زمین و آسمان را از گرد و خاک نفت، نفت، کارگر نفت یا کارگر پیمانکار نفتی بودن آکندید. کارگران صنایع گوناگون، شهرداری ها، حمل و نقل شهری یا بیابانی، پتروشیمی ها، راه و ترابری و جاهای دیگر دست از کار می کشیدند و به اعتصاب پیوستند و شما در چهاردیواری «شورا» همچنان بر نفتی بودن خود، اعتصاب کارگران نفت و باز هم نفت پای فشردید. بسیار زمخت و بی مهر گفتید که کل اعتصاب در خدمت تحقق اهداف «تفتگران» قرار گیرد!! همه اعتصاب کنند تا تفاوت میان شما کارگران پیمانی با لایه فوقانی موسوم به «رسمی»! تقلیل یابد. خود را در صنفی گری و صنف بازی منحل ساختید، نفتی بودن را هویت خود کردید و هستی طبقاتی و اجتماعی خویش را دور انداختید، خود را دیدید و طبقه خویش یا طبقه بودن خود را از یاد بردید. از دستمزد 12 میلیونی گفتید اما این رقم را فقط برای کارگران پیمانی نفت خواستید، حمایت سایر همزنجیران را برای افزایش قدرت چانه زنی با سرمایه داران تقاضا کردید اما همبستگی، اتحاد، سازمانیابی شورائی ضد بردگی مزدی توده های وسیع طبقه را که شرط لازم، حتمی و حیاتی نابودی سرمایه داری و مجبور ساختن صاحبان سرمایه و دولتشان به هرگام عقب نشینی است هیچ انگاشتید. از این هم بدتر، حتی وقتی از تشکل یابی آتی سخن راندید، صرفا از متشکل شدن آرمانی کارگران نفت و پیمانی نفت گفتگو کردید!! هیچ قدمی برای استفاده از شرایط روز در راستای بسترسازی، زمینه پردازی و پایه گذاری همجوشی سازمان یافته شورائی ضد سرمایه داری همزنجیران در سراسر ایران برنداشتید. باز هم تکرار می کنیم. کل این ایرادها، کاستی ها، گمراهه رفتن ها به همان اندازه که در مورد شما مصداق دارد، در رابطه با یکایک ما کارگران ایران و دنیا، در رابطه با ما گویندگان و مطرح کنندگان این الفاظ هم صادق است. فرد، فرد ما کارگران از ناخن پا تا موی سر زیر فشار این غلط اندیشی های منحط رفرمیستی هستیم. وضع موجود طبقه ما نیز محصول همین کج انگاریهای ویرانگر و شکست آفرین رفرمیستی است.

شما به درستی و بسیار، بسیار درست، بر روی وضعیت درناک، دلخراش و آزار دهنده شرایط کار، استثمار و زندگی کارگران ساده شرکت های مقاطعه کاری انگشت نهادید، خواستار تعمیم خواسته های اعتصاب به این کارگران حداقل در حوزه نفت و گاز شدید اما از یاد بردید که هر میزان تحقق مطالبات این نفرین شدگان دوزخ نشین سرمایه در گرو میدانداری قدرت متحد و یکپارچه طبقاتی علیه سرمایه داری، سرمایه داران و دولت سرمایه است. فراموش کردید که تاریخ را آرمانها و اندیشه ها نساخته و معماری ننموده است، تاریخ زندگی بشر تاریخ مبارزه طبقاتی است و مبارزه طبقاتی نه خیالبافی ها و رؤیا پردازی ها، که جنگ زمینی، مادی، متحد، متشکل، اندیشمندانه، آگاهانه و چاره گرانه یک طبقه علیه طبقه دیگر است. برای اینکه سرمایه داران مجبور به قبول 12 میلیون مزد ماهانه کارگران ساده شوند، برای آنکه حداقل معاش، محل سکونت، خورد و خوراک و پوشاک این کارگران تضمین گردد، برای اینکه وحوش جانی سرمایه دار این توده وسیع کارگر را فوج فوج بیکار نسازد و راهی برهوت گرسنگی ننماید، باید قدرت سرمایه را با قدرت متحد شورائی ضد سرمایه داری پاسخ گفت. شما، ما و کل کارگران وقتی که هیچ گامی برای برپائی و ساختمان این قدرت بر نمی داریم چرا باید انتظار تحقق خواسته های روز خویش را داشته باشیم؟؟!!

یاران! رفیقان! همراهان! همرزمان، همه کارگران!

چند هفته از شروع اعتصاب کارگران نفت و گاز و پتروشیمی در پارس جنوبی و جاهای دیگر می گذرد، در طی این مدت تعداد کارخانه ها، کارگاهها  و مراکز کار در حال اعتصاب از چند واحد به حدود یکصد واحد افزایش یافته است. شمار کارگران اعتصابی نیز از چند صد یا چند هزار نفر به مرز صد هزار رسیده است. نیروی محرک و سلسله جنبان این خیزش پرخروش اعتصابی، در سرتاسر جهنم سوزان سرمایه داری ایران گرسنگی انفجارآمیز مولود سرمایه و خطر موحش مرگ ناشی از این گرسنگی است. خواستها یکی است، اعتصاب کنندگان همه کارگر و آحاد طبقه کارگرند. ریشه کل فاجعه ها و مصیبت ها در وجود سرمایه است. ما باید به صورت یک قدرت سازمان یافته شورائی ضد بردگی مزدی وارد میدان شویم. مادام که چنین نیستیم، حتی اگر اینجا و آنجا خواسته محقری را متحقق سازیم باز هم در اساس  شکست خورده ایم و شکست یگانه سرنوشت کارزار ما خواهد بود. اعتصاب جاری کارگران پیمانی نفت و پتروشیمی و گاز نیز شوربختانه و تأسفبار، فشار همین فرجام تیره را بر گرده خود لمس می کند. سرمایه داران با شناخت کامل پاشنه آشیل ها، ضعف ها و حلقه های شکننده این خیزش در طول این مدت راهکار فرسودن و به فرسایش راندن اعتصاب ها و اعتصاب کنندگان را پیش گرفتند. آنها با آگاهی و شعور طبقاتی خود که جرثومه ناب باژگونگی، جعل، قلب و مسخ شعور انسانی است، با درایت طبقاتی خود که درایت سرمایه برای بقای خود و استثمار بشرستیزانه هرچه رعب انگیزتر کارگر است، با شناخت طبقاتی خود که شناخت کشتار هر چه بی رحمانه تر هر جوانه حق و آزادی و انتخاب کارگر در آستانه سوداندازی سرمایه است، با اینها و با مدد از کل قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی، پلیسی، شستشوی مغزی سرمایه، پاشنه آشیل های اعتصاب را دیدند، دانستند که کارگران فاقد قدرت سازمان یافته طبقاتی و ضد سرمایه داری قادر به تداوم پیکار نخواهند بود، عقب خواهند نشست، مأیوس خواهند گردید، دچار تشتت و تفرق خواهند شد. عده ای منافع محقر خود را بر خواست های حیاتی همزنجیران ترجیج خواهند داد، راه سازش پیش خواهند گرفت. به کمترین ها تن خواهند داد، همرزمان و همسنگران خویش را قربانی خواهند کرد.

وحوش جانی سرمایه دار و دولت سرمایه این ضعف ها را می بینند و می شناسند و شالوده قدرت و مقاومت خود را از جمله بر همین پاشنه آشیل های مرگزای جنبش کارگری استوار می کنند. آنها در مورد اعتصاب کارگران پیمانی نفت و جاهای دیگر نیز مطابق معمول همین شناخت را دستمایه رویاروئی خویش ساختند. کوشیدند تا اعتصاب و کارگران اعتصابی را بفرسایند. اقلیت محدودی را آماده سازش کنند و اکثریت متشتت را در آستانه قربانی شدن قرار دهند. دوستان شورا در آخرین بیانیه با زبان بی زبانی بروز این وضعیت را اعتراف می کنند، از شروع عقب نشینی ها می گویند. به تقلیل خواسته ها می پردازند. «احتمال» قربانی شدن، به مسلخ رقتن و از هستی ساقط گردیدن کارگران ساده و فرزندان آنها را گوشزد می نمایندد، همزمان به گونه ای گمراه کننده و غیرواقعی شکست ها را پیروزی می نامند!!! پیمان شکنی، سازشکاری و مذاکره خیانت آمیز احتمالی عده ای کارگر متخصص یا فنی با مقاطعه کاران را گواه پیروز شدن اعتصاب قلمداد می کنند!! همان کاری را انجام می دهند که چندی پیش کارگران هفت تپه انجام دادند، با این تفاوت که همرزمان هفت تپه ای ما، تسویه حساب مافیاهای درون طبقه سرمایه دار با همدیگر و شستشوی مغزی کارگران توسط سرمایه را فتح الفتوح خویش نامیدند و برای انتقال مالکیت شرکت از سرمایه داران خصوصی به دولت سرمایه دار جشن شادی برپا کردند و کارگران نفت موفقیت سرمایه داران در متلاشی ساختن صفوف پیکار توده کارگر، جدا ساختن عده ای کارگر فنی از همزنجیران در قبال این یا آن خواست محقر خود، به بهای قربانی شدن همزمان خیل کثیر همزنجیران را یک پیروزی برای اعتصاب می بینند و القاء می کنند.

یاران! رفیقان! همراهان! همرزمان، همه کارگران!

تاریخ جنبش ما در قرن بیستم عملا تاریخ شکست ها و از آن هم بدتر، دردناکتر و فاجعه آمیزتر، تاریخ درس نیاموختن از شکست ها شده است. ما هر لحظه و هر روز در سراسر ایران و دنیا شکست می خوریم، به این دلیل که در تدارک ارتقاء جنبش خود به یک قدرت متشکل شورائی ضد بردگی مزدی نمی باشیم. اگر همین اعتصاب حی و حاضر جاری در قریب صد مرکز کار و تولید را بستر جوشان، زایا و پرخروش سازمانیابی آگاه شورائی خود می کردیم به این وضع دچار نمی گردیدم. جمعیت وسیعی از همزنجیران ما در همان حال که می خواهند و با همه توان تقلا می کنند تا نیروی دخیل پیشبرد اعتصاب باشند، زیر فشار گرسنگی فرزندان قادر به اعمال این خواست خود نیستند. چرا؟ به این دلیل که ما چند ده میلیون کارگر در نقطه، نقطه جهنم سرمایه داری ایران اعتصاب این کارگران را اعتصاب خود ندیده ایم و نمی بینیم!! گرسنگی فرزندان این کارگران را گرسنگی فرزندان خود به حساب نمی آوریم، حاضر به تقسیم نان فرزندان خویش با فرزندان آنها نمی شویم. هفته ها می گذرد و دست به کار هیچ فعالیتی برای تقویت صفوف پیکار آن ها نشده و نمی گردیم. هیچ کارگر آموزشی، هیچ معلمی در هیچ دبستان، دبیرستان یا دانشگاهی، هیچ کلامی از تعطیل همه مراکز کار و ملحق شدن به اعتصاب سخن نمی راند، کارگر برق با فریاد طغیان آمیز خود زمین زیر پای سرمایه داران را به زلزله  نمی اندازد و نمی گوید که به حمایت از همزنجیران، تمامی مراکز تولید سود را در تاریکی فرو خواهد برد. کارگر آب آژیر قطع آب چرخه تولید را در مغز بشرستیز سرمایه دار به خروش نمی اندازد. سایر اجزاء و بخشهای طبقه کارگر به عنوان گردان ها و ستادهای قدرت طبقه خود به یاری کارگران اعتصابی نمی شتابند، هیچ عده از این کارگران بیرق همپیوندی، همزنجیری و تشکیل صف مستقل سازمان یافته طبقاتی علیه سرمایه را بر نمی افرازد و به دوش نمی کشد. تا وضع چنین است اعتصابات پیروز نخواهند شد، تا در این راه گام بر نداریم از شکست ها درسی نخواهیم آموخت. تا درها بر این پاشنه می چرخند، طبقه و جنبش ما هر روز از روز پیش ضعیف تر، فرسوده تر، مقهورتر، منکوب تر، فرومانده تر خواهد شد، شکست پشت سر شکست را تحمل خواهیم کرد. شکست ها را پیروزی خواهیم انگاشت و القاء خواهیم کرد، سرمایه داری به رغم تمامی انحطاط، پوسیدگی، احتضار، بشرستیزی، تناقضات سرکش سرشتی، هولوکاست آفرینی و همه درندگی ها و بربریت های دیگرش باز هم باقی خواهد ماند، بحرانهایش کوبنده تر و طوفانی تر خواهد شد و کل این بحرانها را راهی کومه های مسکونی و سفره های بی نان ما خواهد ساخت.

یاران! رفیقان! همراهان! همرزمان، همه کارگران!

سرمایه داران و دولت سرمایه با همه توان دست به کارند تا در میان ما شکاف اندازند، عده ای را با وعده و وعید راضی به سازش کنند، آنها را از ما جدا نمایند، از جدائی آنها برای شکست اعتصاب ما سود جویند، جمعیتی را زیر فشار گرسنگی و با سلاح دهشت زای قهر اقتصادی مجبور به کار نمایند. سرمایه داران همه این کارها را انجام داده اند و می دهند، اما اعتصاب روز ما نه در حال افت که همچنان در حال گسترش و طغیان است. هیچ روزی نیست که بر شمار مراکز کار در حال اعتصاب افزوده نگردد و شمار اعتصابا کنندن، چند هزار، چند هزار در حال افزایش است. کل ما آحاد طبقه کارگر اسیر سونامی فقر، گرسنگی، بی خانمانی، آلودگی های زیست محیطی و تبعیضات جنسیتی بشرستیزانه مولود سرمایه ایم، جان ها به لب رسیده است، طاقت ها طاق شده، سوای اعتراض، طغیان، اعتصاب و پیکار هیچ راه دیگری در پیش نیست. برای هر گام پیروزی در پروسه کارزار محتاج اتحاد و سازمانیابی شورائی ضد سرمایه داری هستیم. همین حالا به سوی هم بشتابیم. دست کارگران اعتصابی را بفشاریم. مانع سازش این یا آن گروه کارگران با سرمایه داران شویم، همه جا آماده تعطیل مراکز کار و تولید گردیم. برای تقویت صفوف اعتصاب و پیکار یک صندوق همیاری طبقاتی و ضد سرمایه داری راه اندازیم، دار و ندار معیشتی خویش را با هم تقسیم کنیم، هر کسی در هر کجای دنیا هست هر چه در توان دارد تقدیم این صندوق همیاری کند. هر عده در هر نقطه، در هر مرکز کار و تولید، هر محله و هر شهر شورای خویش را برپا داریم. شوراها را به هم پیوند زنیم و یک جنبش سازمان یافته شورائی ضد کار مزدی سازیم.

کارگران ضد سرمایه داری

تیرماه 1400

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *