خواست زبونانه افزایش مزد یا جنگ علیه مزدبگیری؟

 

نشست شورای عالی کار با دستور کار تعیین دستمزد سال 97 کارگران مشمول قانون کار

نمایش بسیار مضحک و چندش بار اجلاس سالانه تعیین مزدها پایان یافت. مثلث سرمایه داران و نمایندگان کارگران!! و دولت سرمایه داری نشستند، عوام فریبی کردند، به وقیح ترین و بی شرمانه ترین شکل ممکن به تمسخر توده های کارگر پرداختند و در پایان اعلام کردند که مزد کارگران برای سال 1397، حدود 20 درصد افزایش خواهد یافت!!
در طول دوره اجرای این سناریوی سیاه مالامال از وقاحت و پلیدی، توده های کارگر مثل همیشه به همه چیز اعتراض داشتند، در وسیع ترین سطح مشغول جنگ و جدل، اعتصاب، راه پیمائی، راهبندان و تظاهرات برای دریافت دستمزدهای معوقه خود بودند. در مورد سطح مزدها نیز مطابق معمول خشم و قهر خود را علیه جنایت و بربریت سرمایه داران و دولت سرمایه ابراز می نمودند اما در همین جنگ و جدلها شمار زیادی از کارگران حجم سنگین توهم و تأثیرپذیری خود از باورهای پوسیده و سرمایه مدار رفرمیستی را ظاهر می ساختند. وقتی می گوئیم که دستمزدها باید با نرخ تورم، بهای سبد معیشت خانوار، خط فقر یا هر معیار و ملاک دست ساخت بورژوازی افزایش یابد، معنای واقعی کلام ما بسیار صریح و شفاف این است که فروش نیروی کار توسط ما و خرید آن توسط سرمایه دار مورد قبول است اما با خریداران این کالا بر سر بهای آن اختلاف داریم. هیچ اعتراضی به اساس برده مزدی بودن و فروشنده نیروی کار بودن خود نداریم. سرمایه دار محق است که ما را استثمار کند، ما را از کار و حاصل کار خود جدا نماید، نیروی کار خریداری شده ما را به کار گیرد، مایه تولید اضافه ارزش سازد، این کوه اضافه ارزشها را سرمایه بیشتر و باز هم بیشتر خود گرداند. رک و صریح می گوئیم که کل جدال ما با کارفرمایان یا دولت آنها بر سر بهای نیروی کار است. قیمتی که سرمایه داران و دولت آنها تعیین می کنند منصفانه نیست. با خط فقر، هزینه سبد معاش خانوار و نرخ تورم همساز نیست و ما خواستار همسازی آن هستیم. جنگ دیگری نداریم و دست به کار تدارک قوا برای هیچ جنگی علیه اساس کارگر بودن خود نمی باشیم. اصلا احساس نیاز به چنان جنگی در وجود خود نمی بینیم، منزلگه آخرین ما همین جا، در همین جهنم است و فقط مزد بیشتر می خواهیم.
بازار گفتگوها، رجزخوانی های «نقد» نمایانه!! شکوه سرایی ها، آه و ناله ها و اعتراضاتی از این دست نیز از سوی رفرمیستها و سندیکالیستها بسیار داغ بود. حتماً عده ای از اینها خواهند گفت که : این حرف ها درست نیست، برده مزدی بودن خود را قبول نداریم، علیه سرمایه داری هم هستیم ولی «هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد». وقتی ستاره «اعتلای سیاسی» طلوع کرد، پشت سر رهبران صف می کشیم!! و سرمایه داری را به سزای اعمال زشت خود می رسانیم!! اینها در سال های پیش همه جا را از گرد و خاک انتقاد به نامتوازنی میان نرخ تورم و میزان افزایش مزدها پر می کردند، امسال یکسره خود را خلع سلاح شده یافتند، ارتش جنگاور و پرخروش «کارگر پرستی»!! و «حق طلبی» چپ نمایانه!! آنان حتا در مقابل موج عوامفریبی ها و ترفندبازی های عمیقا توخالی روحانی هم تاب نیاورد. در مقابل ادعای دولت سرمایه که نرخ تورم یک رقمی شده است!! هیچ حرفی برای گفتن در آرشیو شعور و مغز خود پیدا ننمودند، چاره کار را این دیدند که برای نامتوازنی میان «خط فقر» یا «سبد معاش خانوار» با نرخ افزایش دستمزدها داد سخن دهند.
سخن ما با توده وسیع همزنجیر آنست که کل آنچه رفرمیسم می گوید مو به مو القائات شوم سرمایه و سرمایه داران است. بورژوازی به کمک همین گمراهه پردازی ها طبقه ما و کل بشریت را اسیر وضعیت فاجعه بار کنونی کرده است. مسأله اساسی آنست که ما خالق کل کارخانه ها، تجارتخانه ها، بانک ها، بنگاه ها، کاخ ها، ویلاها، راهها، بنادر، کشتزارها، آفریننده همه سرمایه ها، ثروت ها، مکنت ها و امکانات رفاهی و اجتماعی هستیم. همه اینها را تولید کرده ایم، اما به حکم سرمایه و بر اساس رابطه ذاتاً ضد انسانی خرید و فروش نیروی کار، از حیطه تصرف و دخالت ما خارج و ملک طلق طبقه سرمایه دار و دولتش شده است. بنیاد اعتراض و ریشه واقعی جنگ ما در جامعه و جهان حاضر اینجا است. سرمایه ما را از کار خود و از حق تعیین سرنوشت کار و تولید و زندگی اجتماعی و انسانی خود ساقط کرده است و ما هیچ چاره ای نداریم سوای اینکه علیه موجودیت سرمایه داری و برای حق خود در تعیین سرنوشت کار و تولید و زندگی خویش مبارزه کنیم. میدان اصلی کارزار اینجا است. جنگ ما بر سر کم یا زیاد بودن بهای نیروی کار به هیچ وجه جدا از این جنگ بزرگ، سراسری و بنیادی نیست، اگر آن را جدا کنیم، دیگر این تسلیم زبونانه و تن دادن به مناسبات انسان ستیزانه بردگی مزدی است. ما برای تسلط کامل بر سرنوشت کار و تولید و زندگی خویش وعلیه برده مزدی بودن خود می جنگیم. خواستار استیلای شورائی سراسری بر کل محصول اجتماعی سالانه کار و تولید خود هستیم. همین الان هم در حال پیشبرد این جنگ هستیم و سنگر معینی از این جنگ، خارج سازی حداکثر محصول کار و تولید سالانه خود از چنگال سرمایه، سرمایه داران و دولت آنها است. کمی به ارقام نگاه کنیم.
صندوق بین المللی پول تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2017 میلادی را بالغ بر یک تریلیون و 551 میلیارد و 101 میلیون دلار اعلام کرده است. این رقم را اگر با نرخ جاری ارز و مثلا دلار 4000 تومانی به پول روز ایران تبدیل کنیم از 6 هزار و 204 تریلیون تومان افزون می شود. عدد اخیر را به 80 میلیون جمعیت جامعه تقسیم نمائیم. سهم هر نفر، حتا هر کودک نوزاد، بالغ بر 78 میلیون تومان در سال و شش میلیون و 500 هزار تومان در ماه خواهد شد. به یاد داشته باشیم که 6 هزار و 204 تریلیون بالا حاصل کار و تولید طبقه ما در طول یک سال است. شمار نفوس دقیق طبقه کارگر اعم از مولد یا غیر مولد و دخیل در تولید ارزش ها و اضافه ارزش های مذکور را نمی دانیم، اما کل نفوس جمعیتی توده های طبقه ما از زن و مرد و شاغل و بیکار و معلول گرفته تا کودک و سالخورده و در حال مرگ حدود 50 میلیون نفر است. اگر رقم 6 هزار و 204 تریلیون تومان را بر این 50 میلیون تقسیم می کردیم سهم هر انسان 124 میلیون تومان در سال و بیش از 10 میلیون تومان در ماه می شد. برای لحظه ای به این اندیشیم که از همه 6 هزار و 204 تریلیون تومان محصول اجتماعی سالانه کار و تولید ما، کل سهم غذا و پوشاک و مسکن و دارو و درمان و آموزش و پرورش و بهداشت و آب و برق و تفریح و سفر و همه چیزمان از 360 تریلیون تومان کمتر شده است. تأکید کنیم که بیش از شش هزار و 204 تریلیون تومان تولید کرده ایم و کمتر از 360 تریلیون تومان بهای نیروی کار دریافت نموده ایم. بهای نیروی کاری که شش ماه، شش ماه پرداخت هم نمی گردیده است. سؤال مهم این است که سرنوشت مابقی چه شده است؟! بخش عظیمی از تولیدات روز ما در گستره برنامه ریزی سرمایه داری و تولید برای سود، نه فقط نیاز زندگی، آسایش، سلامت و رفاه ما نبوده است که بالعکس تباه کننده تمامی اینها بوده است. حجم غول آسایی موشک، بمب و تسلیحات ساخته ایم که هیچ کاربردی سوای قتل عام خود ما و توده کارگر همزنجیر ما درمنطقه و جهان ندارد، ما ضد تولید این سلاح ها هستیم، همچنان که ضد تولید مواد مخدر، ضد هر تولید مضر به حال سلامتی انسان، ضد کل تولیدات آلاینده طبیعت و محیط زندگی بشر یا حیوانات می باشیم. می خواهیم به جای همه اینها، مهد کودک، بیمارستان، درمانگاه، دبستان، دبیرستان، دانشگاه، مرکز نگهداری سالمندان، پارکهای تفریحی، طبیعت زیبا و با طراوت، امکانات ورزشی و بهترین مراکز پژوهشی پدید آوریم. با این کار زندگی ما هزاران بار بهتر از امروز خواهد شد. هر سال درصد بسیار وحشتناکی از حاصل کار و تولید ما صرف خرید و انباشتن سلاح می شود، ما خواستار اختصاص کل این سهم از حاصل کارمان، به معیشت بهتر، رفاه همگانی و تعالی جسمی و فکری افزون تر خود هستیم. میلیونها نفر از سکنه جهنمی که سرمایه داری ساخته و بر ما تحمیل کرده است، یا در شکل سپاهی، ارتشی، پلیس، بسیجی، لباس شخصی، گشت ثارالله، قاضی، حاکم شرع، دادستان، زندانبان، دولت و پارلمان و بوروکراسی مخوف دولتی، یگانه کارشان کشتار، شکنجه و سرکوب قهرآمیز جسمی ما است و یا در لباس روحانی، مرجع تقلید!!، کارگزاران بیت رهبری، امام جماعت، روضه خوان، مداح، معلم قرآن و مبلغ شریعت دست به کار سرکوب جنایتکارانه فکری و شستشوی مغزی ما هستند. ما خواستار برچیدن اساس هستی این مؤسسات، نهادها، جنگ افروزان و سرکوبگران فیزیکی و فکری خود می باشیم. با این کار، شمار انسان های داوطلب دخیل در پروسه تولید مایحتاج معیشتی، رفاهی، آموزشی، بهداشتی و خدمات لازمه انسانی را دو برابر می سازیم، بساط قتل عام و قهر ارتجاعی ضد بشری را جمع می کنیم و بالاخره چاه ویل تباهی، فساد، استهلاک و نابودی حاصل کار و تولید خود را مسدود می نمائیم. ما می خواهیم که خودمان در باره چه تولید کنیم و چه تولید نکنیم تصمیم بگیریم. خودمان در مورد اینکه چه حجم تولید کنیم و چه کاری انجام دهیم یا ندهیم برنامه بریزیم، خودمان پیرامون اختصاص این یا آن میزان از حاصل کار و تولید خویش به توسعه وسایل تولید، مدرانیزاسیون صنعت و تکنیک، آموزش، بهداشت، رفاه، معیشت روزمره، پژوهش یا هر چیز دیگر، به صورت شورائی تصمیم بگیریم. می خواهیم تعیین تکلیف کل 6200 تریلیون تومان فراورده کار و تولید سالانه ما توسط خودمان تعیین گردد. سهم ماهانه هر خانوار 4 نفری ما از این محصول اگر فقط طبقه خود را حساب کنیم بالاتر از 40 میلیون و اگر کل 80 میلیون را در نظر گیریم باز هم 24 میلیون تومان می شود. ما این همه ارزش و اضافه ارزش آفریده ایم اما کل آنها سرمایه، سرمایه، باز هم سرمایه و هزینه نظم سیاسی، حقوقی، نظامی و پلیسی سرمایه، هزینه سرکوب فیزیکی و فکری ما شده است و خود در گورها خوابیده ایم و در سیاهچال فقر تباه شده و پوسیده ایم. آیا این فاجعه عظیمی نیست که کنار این کوهسار عظیم حاصل کار و تولید بایستیم و برای تطابق دستمزدها با خط فقر ناله سر دهیم!! ما می خواهیم بر سرنوشت کار و تولید و زندگی اجتماعی خود تسلط کامل داشته باشیم. نقطه عزیمت و میدان جنگ ما اینجا است. در اینجا است که ضرورت سازمان یابی شورائی سراسری ضد بردگی مزدی را خواستاریم. ما این قدرت را می خواهیم تا علیه طبقه سرمایه دار و دولتش، علیه بنیاد کار مزدی اعمال کنیم. اینکه در این لحظه ویژه چه میزان از محصول سالانه کار و تولید خود را از چنگال سرمایه داران و دولتشان خارج سازیم، به میزان این قدرت بستگی دارد. ملاک، شاخص، معیار و همه چیز ما برای تعیین حدود دستمزد، فقط همین قدرت سازمان یافته شورایی سراسری ضد سرمایه داری است. خارج شدن از این میدان واقعی پیکار و گشایش باب چانه زنی بر سر فاصله میان مزد و خط فقر، راه اندازی های و هوی در باره اینکه بهای نیروی کار با نرخ تورم، یا هزینه سبد خانوار تطابق یابد!! کوبیدن مهر تأیید بر همه جنایت ها، درندگیها و بربریت هایی است که بورژوازی با قدرت یکه تاز خود اعمال می کند و کل کار و تولید سالانه ما را با هدف سرمایه افزائی و سوداندوزی های کهکشانی بی انتها برنامه ریزی می نماید. ما با تأیید این وضعیت، با قبول جدائی خود از کار، جدایی از سرنوشت کار و تولید و زندگی خود، هیچ راهی به هیچ کجا نمی بریم. تعیین یک رقم برای دستمزد، هر چه بالا یا پائین باشد، علاج هیچ دردی نیست. طول و عرض قدرت متحد شورایی ما است که تعیین کننده همه چیز است.

کارگران ضد سرمایه داری

فروردین 1397

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

اخبار و گزارشات کارگری

آخرین مقالات

دیدگاه ها