چرا تصرف شورائی کارخانه ها و مراکز کار مقدور است؟

سرمایه داران و دولت آنها هر سخن ما توده های کارگر در باره تصرف شورائی کارخانه ها را در گلو خفه می سازند. آنها البته در تهاجم سبعانه خود علیه ما تنها نیستند. کل سندیکاسازان و مدافعان مبارزه قانونی، همه احزاب، گروهها و دستجات مروج آویختن به دار نظم سرمایه، آنان که شب و روز از ما می خواهند تا خواستار حق اعتصاب، تشکل یا راهپیمائی از دولت سرمایه داری گردیم، آری همه اینها شرکای مستقیم و مؤثر طبقه سرمایه دار در سرکوب هر تلاش ما برای تصرف شورائی مراکز کار و تولید هستند. آیا واقعا چنین نیست؟!! آنها چنین نمی کنند؟!! چرا، قطعا هست و چنین می کنند. به آنچه در این حوزه و در رابطه با این مسأله بر زبان می رانند، تبلیغ می نمایند، نسخه پیچی می کنند، در وجب به وجب فضای کار و زندگی ما جار می زنند نظر اندازید. هنوز حرف اول عبارت تصرف شورائی از زبان ما خارج نشده، صدای آنها در کران تا کران جامعه می پیچد که محال است و اصلا ممکن نیست!! بلافاصله همه تریبونها را در اختیار می گیرند، گنجینه های عظیم فلسفه، اقتصاد، سیاست، مدنیت، حقوق، جامعه شناسی، روانشاسی و تاریخ را سلاح استدلال برای اثبات این ناممکنی می کنند. لیست بدون انتهائی از ادله پیش می کشند که تصرف کارخانه نیازمند تهیه مواد خام است، باید وسائل یدکی فراهم ساخت، قطعات نیم ساخته را به چنگ آورد. کل اینها را باید از بازار خرید. بازار سرمایه داری حاضر به معامله با ما نیست. فراورده های حاصل کار ما را خریداری نخواهد کرد. ماشین آلات و مواد مورد احتیاج در بازار داخلی یافت نمی شود، باید از خارج وارد کرد. تمامی داد و ستدها با بازار بین المللی زیر شلاق تحریم است، فرض کنیم همه اینها حل شد، در کجای تاریخ و کدام نقطه دنیا کارگران یک کارخانه قادر به تصرف محل کار خود از طریق زور شده اند؟ که دومی آن ما باشیم؟! کارگر بی سواد و فاقد تخصص و دانش و توان چگونه می خواهد تولید را برنامه ریزی کند، امور بازاریابی را رتق و فتق نماید، محصولات را به فروش رساند. تازه همه اینها پیشکش، این بحث بر هیچ شالوده نظری استوار نیست. مگر می شود در چهاردیواری یک کارخانه سوسیالیسم برقرار کرد؟ مؤسسه که سهل است. در فاصله مرزهای یک کشور هم ممکن نیست. محتاج تحقق انقلاب جهانی پرولتاریا است. تروتسکی به تفصیل توضیح داده است. شورائی که زمام اداره کارخانه را به دست می گیرد باید تحت فرمان حزب باشد. این کار فقط در شرایط اعتلای انقلابی امکان دارد. برای فهم درست این حقایق باید لنین را خواند، تاریخ انقلاب روسیه را آموخت و کتاب ها حدیث و آیه و انتقاد و استدلال از این دست تا ثابت کنند که به هر حال سخن از تصرف شورائی کارخانه کفر محض است و باید از گفتن آن دوری جست!!!!

پاسخ ما به حرف های مریخی این وعاظ اهل غور در گنجینه های عظیم دانش ها!! آنست که بحث تصرف شورائی کارخانه یا هر مرکز کار، هیچ ربطی به آنچه آنان می انگارند پیدا نمی کند. ما قرار نیست از مشتی کارگر به جماعتی سرمایه دار ارتقاء مقام طبقاتی پیدا کنیم!!! بنا نیست تاجران مجرب، کارآزموده و حسابگر عرصه های داد و ستد کالا شویم!! سودآور بودن یا خطر تحمل زیان های تجاری نیز هیچ کجای زندگی و ذهنمان را اشغال نکرده است. رتق و فتق امور بازرگانی داخلی و خارجی کارخانه نیز جائی در محاسبات پیش رویمان ندارد. عزم جزم سرمایه داران بازاری و و صنعتی، خصوصی و دولتی، درون مرزی و برون مرزی برای اختلال مرگبار در هر قدمی که بر می داریم نیز برایمان «چشم بسته غیب گفتن» است. آهنگ استقرار سوسیالیسم در یک واحد صنعتی هم نکرده ایم، پیوند زدن حضور یا غیاب شرایط اعتلا با آنچه تصرف شورائی مرکز کار می نامیم هم چندش آور و مضحک است. خلاصه کنیم، ما اهل محاسبات کاسبکارانه، بازاری، سرمایه پرستانه، سود محوریا غوطه وری در باتلاق این معادلات نیستیم. وقتی از تصرف شورائی مرکز کار سخن می گوئیم به تنها چیزی که فکر نمی کنیم موانع، مشکلات، مخاطرات، حسابگری ها و سود و زیان اندیشی هایی است که اینان را شیفته و مسحور خود ساخته است. صدر و ذیل آنچه ما را در خود پیچیده است تداوم مبارزه طبقاتی است. مبارزه ای که جبر هستی ما و امر غیرقابل گریز شرایط کار، استثمار و زندگی ماست. طبقه ما مجبور است مدام، لحظه به لحظه علیه استثمار سرمایه داری، علیه دولت، قانون، حقوق، مدنیت، نظم، فرهنگ و ارزش های اجتماعی و اخلاقی آفریده سرمایه یا پاسدار نظام بردگی مزدی، علیه آثار و تبعات رابطه خرید و فروش نیروی کار و علیه بنیاد وجود سرمایه داری مبارزه کند. این مبارزه نیاز قهری زندگی، زنده بودن و زنده ماندن ماست. پیشبردش در گرو تدارک هر چه آگاهانه تر، سازمان یافته تر، رادیکال تر، گسترده تر و سرمایه ستیزتر قدرت طبقاتی ما می باشد. هر میزان افت این مبارزه، کجراه رفتنش، کاهش رادیکالیسم آن، همگرائی اش با نظم سرمایه، هر سطح انحلالش در نسخه پیچی های سیاسی و مدنی سرمایه، نفوذ هر گونه اجماع طلبی و جهتگیری سازشکارانه در فراز و فرودهایش، هر چه ما را از صف آرائی نیرومند طبقاتی علیه اساس بردگی مزدی یا عوارض و تبعات موجودیت این نظام منحرف کند، قطعا ضربه جبران ناپذیری بر آرایش قوای طبقاتی ما در جنگ با سرمایه داری و جنگ علیه بربریتها، هولوکاست آفرینی ها، جنایات و انسان ستیزی های این نظام است.

شالوده تصمیم، نقطه عزیمت و بنیاد جهتگیری ما در پیش کشیدن تصرف شورائی کارخانه اینجا، میدان جنگ طبقاتی است. ما از درون سنگر پیکار ضد سرمایه داری، در افت و خیز جنگی که جبر زندگی ما است این تصمیم را اتخاذ کرده و می کنیم. لحظه ای از پروسه همیشه و همه جا جاری مبارزه طبقاتی ما است. در شرایطی دیگر همه قوای خود را بر اعتصاب، بر تعطیل چرخه تولید و کار، بر انسداد مجاری تولید سود، به عنوان ساز و کارهای روز پیکار ضد سرمایه داری متمرکز می ساختیم. امروز نیز با طرح و تدارک تصرف شورائی مراکز کار عین همان جنگ را دنبال می کنیم. تا زمانی که اعتصاب کارائی داشت و سلاح کارساز پیکار بود بر راه اندازی آن پای می فشردیم. همین حالا نیز در هر حوزه و هر کجا که قادر به ایفای چنان نقشی باشد آن را پی می گیریم و برسازماندهی اش اصرار می ورزیم. در همه مراحل، حالت ها، تاکتیک گزینی ها و راهکارجوئی ها، آرایش هر چه عظیم تر قوای طبقاتی خود در مقابل سرمایه و وارد ساختن ضربه هر چه کوبنده تر بر ساختار نظم اقتصادی، سیاسی، حقوقی و اجتماعی سرمایه داری را هدف می گیریم. هر تاکتیک و سیاستی را از این منظر نگاه می اندازیم، پویه اجرای آنها از جمله تصرف شورائی کارخانه را هم فقط از این زیج رصد می کنیم و می کاویم. حل و فصل مسائل بازاری تصرف کارخانه، ارزانی احزاب و سندیکاها و گروهها و محافل بازاری اندیش باد. آنچه هوش، شعور و قدرت چاره گری ما را مشغول داشته است آنست که فقط توده های کارگر نیشکر هفت تپه در حال ستیز با سرمایه داران نیستند، فقط کارگران فولاد اهواز علیه صاحبان سرمایه نمی جنگند. در همین ماه آبان کارگران 89 مؤسسه بزرگ و متوسط صنعتی، خصوصی یا دولتی در حال اعتصاب بوده اند. آنها مدت ها است که با سلاح اعتصاب برای تحمیل خواست های خود بر دشمن مبارزه می کنند اما واقعیت این است که شرایط روز، برد تأثیر این سلاح را محدود ساخته و حتی از حداقل اثرگذاری فرو انداخته است. تصرف شورائی کارخانه از دل این فرایند بیرون می آید و به هیچ وجه موضوعی نیست که خاص کارگران هفت تپه باشد. همزنجیران هفته تپه ای ما نیز اگر جز این پندارند، اگر تصرف شورائی کارخانه را اقدامی محصور در چهاردیواری محل کار و متکی به طول و عرض قدرت چند هزار نفری خود به حساب آرند دچار اشتباه هستند. بدون شک آنان باید از هفت تپه شروع کنند اما تصرف شورائی کارخانه فراخوانی است که کل کارگران آگاه سرمایه ستیز خطاب به تمامی همزنجیران خویش در کران تا کران جهنم سرمایه داری صادر می کنند. شالوده کار آنست که بخشهای هر چه افزون تر طبقه کارگر، در مناطق هر چه بیشتر و قلمروهای هر چه پرشمارتر، آماده تصرف شورائی مراکز کار و تولید شوند، برای این کار در نخستین گام شوراها را پدید آرند. جنبشی شورائی و ضد سرمایه برپای دارند. درست در این راستا و این جهتگیری است که مباحتی مانند چگونگی تهیه مواد خام، بازاریابی، واردات و صادرات کالا یا آنچه که مشغله صاحبان سرمایه و رفرمیست های راست و چپ منتقد فراخوان تصرف شورائی مراکز کار است، همه و همه چندش بار و استهزا آمیز می شود. زمانی که نقطه عزیمت و محور خیزش ما مبارزه طبقاتی است، وقتی که از سنگر پیکار ضد سرمایه داری خیز بر می داریم. هنگامی که بحث جنبش تصرف شورائی مراکز کار در میان است، آنگاه خود این جنبش است که کوه مشکلات را می شکافد موانع کار را از سر راه بر می دارد. کارگران تولید کننده مواد خام و مایحتاج پروسه تولید در حوزه های مختلف را حلال مشکلات همدیگر می کند قدرت طبقاتی سازمان یافته شورائی بیشترین آحاد توده کارگر را پشتوانه پیشبرد سراسری مبارزه طبقاتی می نماید. برنامه ریزی کار و تولید و اداره شورائی کارخانه ها را میدان جنگ علیه سرمایه و سرمایه داران و دولت سرمایه داری می گرداند. مبارزه اقتصادی، سیاسی، ضد تبعیضات جنسی، علیه آلودگی محیط زیست، برای تحقق مطالبات عاجل روز، سرنگونی طلبی و جنگ علیه اساس سرمایه داری را همگن، همپیوند، همامیز و یکی می سازد.

رفرمیست ها از هر دار و دست و جماعت این را درک نمی کنند، زیرا سر سرمایه بر تن دارند. در بحث تصرف شورائی کارخانه از مبارزه طبقاتی آغاز نمی نمایند زیرا اهل این مبارزه نیستند، به حل و فصل مشکلات بازاری این کار می اندیشند!!! در محاسبات آنها قدرت پیکار طبقاتی شورائی و سراسری ما محلی از اعراب ندارد. نگاهشان قادر به عبور از چهاردیواری تنگ، تاریک و ظلمات زده سندیکا یا حزبشان نیست. به همین دلیل جنجال « محال اس، محال است» آنان گوش های همه را می آزارد. اگر ما راه افتیم، اگر قدرت طبقاتی خود را شورائی سازمان دهیم به صف کنیم، به هر میزان که این کار را انجام دهیم پیروزی های سترگی به دست خواهیم آورد.

کارگران ضد سرمایه داری

آذر 97        

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

  • مهمان - خواننده

    نظر من،
    مقدور بودن یک چیز است و نگه داشتن چیز دیگر. درست نیست بگیریم اما نتوانیم نگه داریم. بحث بر سر میزان نیست چون کار گرفتن و تصرف شبیه آره یا نه است و میزان ندارد. تصرف باید موکول شود به وقتی که تشکلهای شورائی گسترده شده اند چون آن موقع است که نگه داشتن ممکن می شود. تصرف الزاما موجب گسترش نمی شود چون احتمالا با سرکوب ارتجاع به عکس خود تبدیل میگردد. کار درست این است که ارزیابی توازن قوا را آنچنان ببینیم که تصرفها بازگشت ناپذیر باشند. تا آن موقع، گرفتن خواستهای جزئی مفید است و خودباوری را تقویت میکند و موجب شکلگیری تشکلات شورائی بیشتر می شوند.
    یکعده و جریاناتی هم هستند که شعار سرنگونی میدهند. آنها هم رفرمیست هستند چون اگر نارضایتی به آگاهی طبقاتی پخته شده تبدیل نشود، ممکن است موجب سرنگونی شود ، اما امکان ندارد قدرت را بدست حاکمیت شورائی بسپارد. وقتی نارضایتی وجود دارد و آگاهی طبقاتی پخته شده خیر، شعار دهندگان به حکومت رسیده دولت می سازند و مدت زیادی طول خواهد کشید که بفهمیم سرنگونی طلبها چه شیادهائی بوده اند.
    پس پیشنهاد من:
    مبارزه شورائی در هر محل کار برای گرفتن خواسته های صنفی تا خودباوری رشد کند و آگاهی طبقاتی شکل بگیرد و دامنه تشکل یابی گسترش پیدا کند.
    با ارزیابی درست شوراها از توازن قوا حرکت بجانب تصرف محل کار و فلج کردن کل سبستم حاکمیت ارتجاع و از پای درآوردن آن.
    اضافه شود:
    میتوان یک نماینده نداشت و گروهی در مذاکرات شرکت کرد و شرط شرکت در مذاکرات باید علنی بودن و ضبط شدن گفتارها باشد.

    0 لایک لینک کوتاه:

اخبار و گزارشات کارگری

آخرین مقالات

دیدگاه ها