به کارگران پیشگام شوراسازی در هفت تپه

همزنجیران!

شما در چند هفته اخیر، گام های مهمی در ادامه مبارزه همیشه جاری خود، علیه سرمایه داران و دولت سرمایه به جلو برداشته اید. در حلقه معینی از زنجیره پیکار گریزناپدیر طبقاتی با صاحبان سرمایه و دولتشان به این نتیجه رسیدید که مجرد اعتصاب با همه اعتبار و برد اثرگذاری آن در پیشبرد کارزار، عجالتا و در دل این شرایط ویژه کارائی لازم را دارا نیست. بسیار سنجیده و با درایت اعلام داشتید که باید شورا سازید، باید هسته روینده و زایای یک جنبش شورائی سرمایه ستیز شوید. باید بر فراز قدرت این شورا هفت تپه را تصرف کنید و اداره امور آن را به صورت شورائی در دست گیرید. شما خودتان با تکیه بر شعور، شناخت و قدرت تشخیص خودپوی ضد سرمایه داری خویش، ضرورت برپائی شورا را درک کردید. به کرات تصریح نمودید که شورا می سازید و از سنگر شورا آماده تصرف مجتمع صنعتی هفت تپه می شوید. به دنبال اتخاذ این تصمیم رادیکال، ضروری و حساب شده راه افتادید، مرزهای محل کار را پشت سر نهادید، اعتصاب، اعتراض و تظاهرات درون شرکت را به شهر شوش کشاندید. از کل کارگران شهر حمایت خواستید و آنان بدون اکراه، با سلول، سلول وجود طبقاتی خویش ندای شما را درک نمودند و پاسخ مثبت دادند. از کارگران فولاد اهواز خواستار همبستگی، همپیوندی و همسنگری شدید و آنها همراه با خیل کثیر کارگران دیگر پاسخ بسیار مساعد دادند. آنچه شما در این مدت انجام دادید، گام به گام، نیازهای حیاتی و مهم تشکیل یک صف نیرومند طبقاتی در مقابل سرمایه داران، سرمایه داری و دولتش بوده است.

بسیار درس آموز، ارزنده و پرشکوه است که شما کل این کارها را همان گونه که از اول اعلام کرده بودید، شورائی به پیش بردید. هر کجا و هر زمان به محض احساس نیاز، شورا تشکیل دادید، شوراها را در سطح خیابان ها، در دل اجماع توده های کارگر، با مشارکت کل آحاد، با دخالت نافذ و خلاق همه همزنجیران برگزار نمودید. خواستار مداخله هر چه مؤثرتر همگان شدید. در این شوراها تمامی مسائل مربوط به پروسه پیکار را با هم بحث کردید، شورائی تصمیم گرفتید و شورائی حاصل تصمیمات را لباس اجرا پوشاندید. در تمامی این مدت عناصر و محافل سازشکار، رفرمیست های پیشینه دار با همه توان تلاش داشته اند تا خروش پیکار شورائی و سرمایه ستیزی خودجوش طبقاتی شما را در باتلاق جایگزینی یک شکل مالکیت و مدیریت سرمایه با شکل دیگر خاموش سازند و به تباهی سوق دهند. این خطر بسیار سهمگینی است که جنبش روز شما را تهدید می کند. خطری که باید با هشیاری و بیداری و بصیرت به چالش آن برخیزید.

به همه اینها تا اینجا سیر رخدادها با درایت و بصیرت کارگری پیش رفته است. مسأله کلیدی باقی مانده کاری است که به دنبال همه این ها باید انجام گیرد. کاملا روشن است که شما هنوز در گام نخست راه هستید. در این شکی نیست. دنیاها کار پیش رو است. باید کل توده همزنجیر را به شوراسازی فراخواند، همه توان خود را برای برپائی یک جنبش شورائی سراسری ضد کار مزدی به کار گرفت. باید یک قدرت سترگ و حادثه آفرین طبقاتی شد. همه اینها قطعا درست و حیاتی هستند، اما شما در متن همین تلاش، کوشش و پیکار می توانید و مهم است که دست به کار تسلط بر سرنوشت کار و تولید خود شوید. باید این گام را برداشت و این خیز بزرگ را جزء لایتجزای روند جاری پیکار کرد. متحد، شورائی، همصدا، با تکیه بر همبستگی کارگران فولاد و حمایت دهها هزار همزنجیر دیگر در سراسر ایران، با امید به خیزهای نوین و پرخروش همرزمان در کران تا کران جهنم سرمایه داری، بر ریل تلاش برای ظهور شوراهای عظیم تر و پرشکوه تر، با محاسبه کل این ها مجتمع صنعتی هفت تپه را به تصرف آرید. برنامه ریزی شورائی کار و تولید در این شرکت را آغاز کنید. تصرف شورائی کارخانه و اداره آن را حلقه مهمی از زنجیره جنگ جاری خویش علیه سرمایه نمائید. این کار خیال بافی نیست. ممکن و قابل انجام است. راه اساسی و کارساز رفع خطر غلطیدن به ورطه قیاس میان خصوصی و دولتی بودن مالکیت یا مدیریت کارخانه نیز همین است. خیلی ها از بیرون و درون صفوف ما بر سرمان داد می زنند که این کار محال است. می گویند تصرف کارخانه نیازمند مواد خام و وسائل یدکی و ابزار و آلات است، باید این ها را از بازار سرمایه داری خریداری کرد. بازاری که حاضر به معامله با ما نیست، فراورده های کار ما را هم خریداری نمی کند. تمامی داد و ستدها هم زیر فشار تحریم است. آنها ادامه می دهند که کارگر فاقد دانش و تخصص، کارگر اقتصاد نخوانده و دانشگاه ندیده، کارگری که سیاست نمی فهمد و جهان روز را نمی شناسد قادر به برنامه ریزی کار و تولید نیست، از بازاریابی سر در نمی آورد، اصلا مگر می شود در چهاردیواری یک کارخانه اداره شورائی برقرار نمود و بساط سوسیالیسم بازی راه انداخت؟!!! شورا فقط مال دوره اعتلای انقلابی است، باید تحت فرمان حزب باشد و فراوان داستان های دیگر که ترجیع بند کل آنها منصرف ساختن ما از تصرف شورائی شرکت یا حتی اندیشیدن به این موضوع است.

آنها به ما هشدار می دهند به جای شوراسازی و تصرف شورائی کارخانه فقط و فقط به دولتی شدن مالکیت و مدیریت شرکت دخیل بندید. «سنگ درشت برندارید که نشانه نزدن است»!! پاسخ ما به حرف های این جماعت آنست که اولا سراسر جهان و تاریخ حدیث تلخ این حقیقت است که مالکیت و مدیریت دولتی کارخانه هیچ گرهی از کوه مشکلات هیچ کارگری در هیچ کجا نگشوده و نمی گشاید. اگر بنا بود مالکیت و برنامه ریزی دولتی سرمایه داری حتی مسکنی برای دردهای بی درمان کارگران باشد، اردوگاه شوروی با آن عظمت افسانه ای خود فرو نمی پاشید. ثانیا و از آن مهمتر بحث تصرف شورائی کارخانه یا هر مرکز کار، هیچ ربطی به آنچه این آقایان می انگارند ندارد. ما بنا نیست از مشتی کارگر به جماعتی سرمایه دار ارتقاء مقام پیدا کنیم!!! بنا نیست تجار کارآزموده عرصه های داد و ستد کالا شویم!! نیازمند بازاریابی هم نیستیم. قصد استقرار سوسیالیسم در یک کارخانه یا مؤسسه هم نداریم. وقتی از تصرف شورائی هفت تپه می گوئیم، بر تداوم مبارزه طبقاتی خود می کوبیم. مبارزه ای که جبر زندگی ماست. مبارزه ای که پیشبردش در گرو تدارک هر چه آگاهانه تر، سازمان یافته تر، رادیکال تر و سرمایه ستیزتر قدرت طبقاتی ما است. ما به تصرف شورائی کارخانه از این منظر چشم می دوزیم. به این می اندیشیم که فقط ما در حال ستیز با سرمایه داران نیستیم، فقط کارگران فولاد اهواز علیه صاحبان سرمایه نمی جنگند. در همین ماه آبان کارگران 90 مؤسسه بزرگ و متوسط صنعتی، خصوصی یا دولتی در حال ستیز بوده اند. مبارزات همه آنها در بن بست است و برای هر میزان پیروزی چاره ای سوای شکستن این بن بست وجود ندارد. باید دیوار این بن بست را در هم شکست. تصرف شورائی کارخانه گامی در این راستا است. ما از هفت تپه آغاز کنیم، اما تصرف شورائی مراکز کار فراخوان ما به تمامی همزنجیران در کران تا کران این جهنم است. در نوشته ای دیگر توضیح داده ایم که: « شالوده کار آنست که بخش های هر چه افزون تر طبقه ما، در مناطق هر چه بیشتر و قلمروهای هر چه پرشمارتر، آماده تصرف شورائی مراکز کار و تولید شوند، برای این کار در نخستین گام شوراها را پدید آرند. جنبشی شورائی و ضد سرمایه برپای دارند. درست در این جهتگیری است که مباحثی مانند چگونگی تهیه مواد خام، بازاریابی یا آنچه مشغله صاحبان سرمایه و رفرمیست های درون صف ما است همه و همه مضحک می گردد. زمانی که محور خیزش ما مبارزه طبقاتی است، وقتی از سنگر پیکار ضد سرمایه داری خیز بر می داریم، هنگامی که بحث جنبش تصرف شورائی مراکز کار در میان است، آنگاه خود این جنبش کوه مشکلات را می شکافد موانع را از سر راه بر می دارد. کارگران سازنده مواد خام و مایحتاج پروسه تولید در حوزه های مختلف را حلال مشکلات همدیگر می کند، قدرت سازمان یافته شورائی بیشترین آحاد توده کارگر را پشتوانه پیشبرد سراسری مبارزه طبقاتی می نماید. برنامه ریزی شورائی کار و تولید کارخانه ها را میدان جنگ علیه سرمایه و سرمایه داران و دولت می گرداند. مبارزه اقتصادی، سیاسی، ضد تبعیضات جنسی، علیه آلودگی محیط زیست، برای تحقق مطالبات روز، سرنگونی طلبی و جنگ علیه اساس سرمایه داری را همپیوند و یکی می سازد» بیائید طومار گفتگوی ملال انگیز «واگذاری شرکت به دولت» را در هم پیچیم. شورا را نیرومندتر سازیم. با قدرت شورا، با تکیه بر همبستگیها، حمایتها و همرزمی ها هفت تپه را تصرف و به صورت شورائی اداره کنیم.

کارگران ضد سرمایه داری   - آذر 97        

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

  • مهمان - کوروش کرم

    آیا این امکان را دارید که نظرات و دیدگاه ها و یا مقاله های این سایت را آسانتر به دیگران فرستاد، مثلن به ایران؟
    کرم از آلمان

    0 لایک لینک کوتاه:

اخبار و گزارشات کارگری

آخرین مقالات

دیدگاه ها