سخنی با کارگران کردستان به بهانه مذاکره احزاب بورژوازی کرد با رژیم اسلامی

چند حزب و گروه ارتجاع بورژوازی کرد در ادامه رسم همیشگی خویش و تنیدن بر طینت طبقاتی خود با رژیم اسلامی درنده بورژوازی وارد مذاکره شده اند. تا اینجا هیچ حادثه تازه ای اتفاق نیافتاده است. آنچه رخ داده است عادی ترین و متعارف ترین رویدادها است. چند حزب و مافیای طبقه سرمایه دار که بر سر سهام سود، مالکیت، قدرت و حاکمیت سرمایه، بر سر میزان سهم خود از اضافه ارزش های حاصل استثمار طبقه کارگر وحصه خویش از ساختار قدرت سیاسی و دولتی سرمایه با بخش حاکم و مسلط طبقه خود اختلافاتی دارند، تشکیل نشست داده اند تا پیرامون چگونگی بازتوزیع مالکیت ها و قدرت ها گفتگو کنند. کل ماجرا این است و این در زمره طبیعی ترین رخدادها است. هیچ کارگر دارای نازل ترین میزان شعور طبقاتی و کمترین شناخت از سرمایه، سرمایه دار و نظام سرمایه داری از شنیدن این خبر دچار شگفتی نمی گردد. برای ما، برای هر کارگر با شرف مصون مانده از شستشوی مغزی و مهندسی افکار سرمایه داری، مشاهده تعجب این یا آن کارگر متعجب است که مایه بیشترین و دردناک ترین حیرت ها است. صریح تر بگوئیم. احزاب، سازمان ها، محافل و شخصیت هائی که در این چند روز حول این ماجرا غائله انتقاد راه انداخته اند!! و به زعم خویش کمپین نقد تشکیل داده اند!!، به طور واقعی از جنس همان احزاب درگیر مذاکره یا داد و ستد بسیار کثیف با جمهوری اسلامی هستند. اگر چنین نبودند دچار این همه آشوب و آشفتگی نمی گردیدند. چرا باید از مذاکره میان مصطفی هجری، مصطفی مولودی، عمر ایلخانی زاده و عبدالله مهتدی در یک سو و وحوش درنده بالانشین قدرت سیاسی سرمایه داری ایران دچار تعجب شد؟!! چرا باید میان حزب دموکرات کردستان، حزب دموکرات کردستان ایران، حزب کومله زحمتکشان، حزب کومله انقلابی زحمتکشان در یک طرف و اصول گرایان و اصلاح طلبان جمهوری اسلامی تفاوت گذاشت؟ تفاوت ها بدون شک وجود دارند، اما مگر نه این است که همه این ها احزاب، نیروها و مافیاهای طبقه سرمایه دارند، به اندازه هم پاسدار رابطه خرید و فروش نیروی کارند، مدافع تا پای جان استثمار کارگر توسط سرمایه می باشند. یا دولت روز سرمایه اند و یا برای حضور در قدرت سیاسی سرمایه و تحمیل نظم بردگی مزدی بر طبقه کارگر به هر جنایت و بربریت و بی حیثیتی و انسان ستیزی دست می زنند. تفاوت ها وجود دارد. عده ای حاکم و مسلط هستند، عده ای در اپوزیسون به سر می برند اما مگر جنگ و جدال سالیان دراز اپوزیسون ها با حاکمان بر سر چه بوده است؟ جز آنست که می خواهند دولت روز سرمایه را ساقط و دولت سرمایه داری دیگری با نقش مسلط مافیای خود بر جای آن بنشانند؟ صاحب عظیم ترین سهم ها در مالکیت سرمایه ها، سودها و ساختار قدرت سیاسی سرمایه گردند و با طبقه کارگر همان کنند که حاکمان روز بورژوازی می کنند؟ آنها سالیان متمادی توده کارگر را هزار، هزار راهی قتلگاه کرده اند تا به این هدف کثیف و ضد انسانی کاپیتالیستی نائل گردند. تا نقش مسلط را در برنامه ریزی نظم اقتصادی، سیاسی، حقوقی و مدنی سرمایه به دست ارند و بر طبقه کارگر اعمال کنند. احزاب اپوزیسون بورژوازی در همین راستا هر زمان که منافعشان اقتضا کرده است با رقبای حاکم به گفتگو نشسته اند و باب مذاکره گشوده اند. آنان که بیرق حیرت و شگفتی افراخته اند!! اگر احیانا کارگران شعورباخته و متوهم نیستند، بدون هیچ تردید از سنخ، سلک، جنس و هستی اجتماعی و طبقاتی همان احزاب در حال مذاکره می باشند. دنیای شواهد نیز دقیقا همین را بانگ می زند. سران «حزب کمونیست» و «کمونیست کارگری» و دهها و صدها فرقه منشعب این احزاب تا دیروز شرکای اندرونی و یک روح در چند قالب برخی از همین احزاب یا محافل مذاکره گر بوده اند. امروز نیز صدر و ذیل انتظار و افق پیش روی آنها دقیقا همان است که آن جریانات یا سایر بخش های بورژوازی دنبال می کنند. همگی سایه هر نوع تلاش توده کارگر برای تبدیل شدن به یک قدرت سازمان یافته شورائی ضد کار مزدی را به تیر می زنند. همگی با تمامی وجود و توان می کوشند تا سد راه جهتگیری کارگران برای ارتقاء خویش به یک قدرت سراسری شورائی ضد سرمایه شوند. کل آنها می خواهند طبقه کارگر را تسمه انتقال حزب خود به قدرت سیاسی سرمایه کنند. منتقدان و متعجبان از جنس مذاکره کنندگان هستند و سالیان متمادی با طبقه کارگر همان کرده اند که شرکای در حال مذاکره آنها انجام داده اند. این محافل و نیروها امروز نیز به اصطلاح نقد و حیرت و جنجال و آشوب خویش در باره مذاکره کنندگان را صرفا ساز و کاری برای فریبکاری و جلب توهم کارگران به خویش ساخته اند. هیچ کارگر ذیشعوری فریب این نوع نقدها را نخواهد خورد. نکته بسیار اساسی برای همه کارگران به ویزه توده کارگر کرد روی نهادن به نقدی ریشه ای، استخواندار، رادیکال و سرمایه ستیز نسبت به گذشته خویش، گذشته زیر آوار توهم به کل این احزاب است. باید این توهم ها را جاروب کرد و دست در دست کل کارگران آماده برپائی یک جنبش نیرومند سراسری، شورائی و ضد کار مزدی شد.                    

    کارگران ضد سرمایه داری

 

مهتدی

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

  • مهمان - خواننده

    در ماهیت بورژوائی آن احزاب شکی نیست. اما مذاکره کردن نه تنها الزاما چیز بدی نیست بلکه در دنیای واقعی امری الزامی است. نمیتوانید سر خود را مثل کبک توی برف کنید تا با سرمایه داران مذاکره نکنید. دلیل اینکه ضرورت مذاکره کردن را نفی میکنید این است که اصلا به تشکل انقلابی کارگری اعتقد ندارید. شما فقط به شورش سراسری کارگری و درست کردن شوراهای بعد از آن اعتقاد دارید. اما شورش سراسری ی که به شوراهای انقلابی ختم میشود احتیاج به روند آموزشی-مبارزاتی دارد و این روند خودش روندی تشکیلاتی ست و وقتی یک تشکل کارگری وجود دارد، مذاکره هم اجباری خواهد بود و نمی توان از آن گریخت.
    مثل همیشه، محتوای "جنبش نیرومند سراسری، شورائی " شما کاملا گنگ و مبهم و عبارت پردازی است و سئوالات زیادی را بوجود می آورد که شما هنوز قادر نبوده اید به آن جواب بدهید. طبقه کارگر با شعار آزاد نمی شود، طبقه کارگر با تشکل آزاد می شود. در عقاید شما، مثل رفرمیستها ، انقلاب فقط بعد از سرنگونی و بوجود آمدن شوراها ممکن است. اگر بگوئید خیر ما همین الان معتقدیم که باید شوراهای انقلابی ساخت، آنوقت میگویم که این اتحادیه است نه شورا چون تشکیلاتی است که باید قبل از سرنگونی سیاسی بمدت زیادی ثبات داشته باشد و حتی مذاکره کند. شعار خود را پس بگیرید و بگوئید پیش بسوی ایجاد اتحادیه های انقلابی ضد سرمایه داری. اتحاده های انقلابی ضد سرمایه داری ی که بصورت شورائی اداره می شود و در آن رئیس و ارباب وجود ندارد و هدفش جانشین دولت و سایر نهادهای سرمایه داری شدن است. "جنبش نیرومند سراسری، شورائی " بدون تدارات رزمره تشکیلاتی و مبارزاتی، گنگ است، دور از واقعیت است، تخیل و خوشباوری است.

    0 لایک لینک کوتاه:
  • مهمان - hosting

    http://www.genoveseservizi.com/images/cheap-package-web-hosting-16849.jpg

    0 لایک لینک کوتاه: