به «گرتا تونبری» و همه کارگرزادگان شیفته حفاظت محیط زیست!

مقدم بر هر چیز ما ضد هر نوع چهره آفرینی هستیم. شما را نه منجیان و قهرمانان که معترضان به آلوده سازی خورد و خوراک، پوشاک، هوا، زمین، دریا، کل محیط زندگی انسانها می شناسیم و از این منظر با شما به گفتگو می پردازیم. خیزش شما ارزنده و انسانی است اما شرط اول هر میزان پیروزی آن دست گذاشتن بر ریشه است. اگر چنین نکنیم، فقط شکست نمی خوریم، فریبکاریم، 5 میلیارد کارگر دنیا را فریب می دهیم و با این فریبکاری بر راه پیکار نسلهای آتی هم سد می بندیم. نمی شود دعوی مبارزه علیه آلودگیهای زیست محیطی داشت اما روی سرچشمه و موجد آلودگیها پرده انداخت. ریشه تخریبات و آلودگیهای زیست محیطی نظام سرمایه داری است. بدون جنگ علیه سرمایه هیچ روزنه ای برای هیچ میزان رهائی از آلودگیها بر روی بشر باز نیست. کار این نامه گشایش گفتگو پیرامون همین موضوع است.

به محض اینکه سخن از آلودگی محیط زیست به میان می آید کل انستیتوها، دولتها، مطبوعات، شبکه های اینترنتی سرمایه حتی جنبشهای معترض روی گرم شدن کره زمین خم می شوند. به همین نقطه چشم می دوزند و القاء می کنند که گویا فاجعه زیست محیطی جاری در همین ماجرا محدود و به آن ختم است!! این عظیم ترین فریبکاریها است. خطر گرم شدن زمین یک سونامی موحش تاریخ زندگی بشر است. دامنه و ارتفاعش هم چیزی نیست که انستیتوها، دولتها گفته یا می گویند. حتی سازمان ملل قبول دارد که اگر توافق پاریس به تمام و کمال اجرا گردد، باز هم گرمای کره خاکی از 3 درجه سانتی گراد فراتر خواهد رفت. 80 درصد یخچالهای طبیعی ذوب خواهد شد، آب دریاها تا 110 سانتیمتر بالا خواهد آمد و 680 میلیون انسان مقیم سواحل پست را به چنگ مرگ خواهد داد، هر سال بیش از 30 میلیارد تن گاز کربنیک به حجم موجود اضافه می گردد، اینها رخ خواهد داد و به تبع آن بارانها، زمین، آب دریاها اسیدی می گردد، صخره‌های مرجانی (Coral reef) ریه دریاها، ماهیان، کل آبزیها می میرند. خاک تجزیه، فلزات سنگین مضر مانند سرب، کدمیم، جیوه ارسنیک، نیکل، الومینیوم آزاد می شوند، نتیجه روند کاهش مواد کانی خاک، اپیدمی بیماریهای وخیم ژنتیک و انواع سرطانها، امراض مرگبار تنفسی و بلایای دیگر خواهد بود. اینها همه درمقیاس دهشتزا حقیقت دارند اما کل اینها جزء اندکی ازهولوکاست محیط زیست است. ابعاد فاجعه چنان کهکشانی است که کل تار و پود هستی ما را در خود دفن کرده است. کل غذاها، میوه جات، سبزیجات، پوشاک، هوای تنفسی، ظروف، تخت و رخت، خانه های مسکونی، زمین، خیابانها، دشتها، بیابانها، دریاها، جنگلها، رودخانه ها، آبها، داروها، امکانات درمان، سیر تا پیاز زندگی ما در محاصره دهشتناک ترین یورش های تباهساز، ویرانگر و مرگزای زیست محیطی است. به واقعیت ها نگاه کنید :

درهر دهه بعد از جنگ امپریالیستی دوم 5 تا 6 حادثه اتمی روی داده است. انفجار مایاک در شوروی، آتش سوزی و انتشار مواد رادیو اکتیو در رآکتورهای اتمی انگلیس، انفجار تاسیسات اتمی (Harrisburg) امریکا، انفجار چرنوبیل، حادثه فوکوشیما در زمره معروفترین آنها است. بحث فقط بر سر فاجعه ها نیست. تولید مواد خام شمش های رادیو آکتیو زندگی کارگران را تهدید می کند، زباله های حاصل رادیوآکتیو قاتل حیات انسانها است. این زباله ها اگر هزارسال هم درعمق یک کیلومتری زمین باقی مانند، تشعشعات رادیوآکتیو آنها پایان نمی یابد. برای استخراج اورانیم، زمین و کوه و دشت شکافته می شوند. طبیعت، محیط زیست انسان و جانوران درمعرض تشعشعات رادیو اکتیو قرار می گیرند. این مکانها بدون حفاظ رها می شوند، زیرا محفوظ کردن آنها ممکن نیست. پخش و نشر رادیواکتیو که اسرار امنیتی سرمایه است!! آب دریاها را مرگ آور می سازد. دریای بالتیک بیشترین مواد رادیو آکتیو جهان را دارد و این در حالی است که دولتهای ساحلی، سوئد، آلمان، دانمارک، فنلاند و فرانسه خودرا پیشتاز اصلاح محیط زیست می دانند!!. در سبلان ایران پایاب حفاریهای اورانیمی اپیدمی سرطان زائیده است و مواد راديواكتيو آب شرب هفت برابرشده است. توسعه افراطی الکترونیک، نیاز به باطریهای با حجم ذخیره بالا، افزایش تصاعدی خودروهای الکتریکی، فلزات هادی برق و فرم پذیر دارد. این فلزات مثلا بریلیوم (Be)، استرانسیم (Sr)، رادیم (Ra) همگی نقطه ذوب پائین دارند، بسیارسمی و برای طبیعت، موجودات و انسان سخت مضرند. کارگران را کشتار و البته سود سرمایه را طغیان آمیز می کنند.

گزارش «صندوق جهانی طبیعت» (WWF) می گوید طی چهار دهه اخیر 60% حیات وحش، از پستانداران تا ماهیان و ماکیان (Poultry) ازمیان رفته‌ اند. شمار مهره داران امریکای جنوبی89 درصد کاهش یافته است. حیوانات آبزی در آبهای شیرین 83 درصد کم ‌تر شده‌اند. تعداد حشرات اروپا طی سه دهه گذشته 20 درصد سابق شده است. 11 منطقه مهم جنگلی جهان نابود شده است. آمازون، حوضه آبریز کنگو، سوماترا و بورنئو در شرق اسیا از این جمله اند، صندوق می‌گوید نابودی گونه‌ها و حیات وحش بین 100 تا 1000 بار پرشتابتر از گذشته است. سازمان ملل هم می گوید انقراض یک میلیون گونه گیاهی و حیوانی در دنیا قریب الوقوع است. از سال 2015 به بعد تعداد کل گونه‌های حیوانی و گیاهی دنیا حدود هشت میلیون برآورد می‌شود. مطابق گزارش بالا یک هشتم این گونه‌ها در معرض خطر نابودی جدی هستند.

ظاهر محصولات کشاورزی مثل سابق است اما محتوای آنها در فاصله زمانی کوتاهی تفاوت عظیم کرده است. کارگران حتی اگر به مواد خوراکی دسترسی یابند، باز هم کمبود مواد غذائی بسان بلیه ای آنها را تهدید می کند. در دنیای سیاهی که سرعت واگرد سرمایه و تبدیل نمودن سلول، سلول وجود انسانها به سود، پیش شرط بقای سرمایه داری شده است، هیچ سرمایه داری حاضر نیست کشت و داشت و برداشت محصولات را بدون استفاده حداکثر از انواع و اقسام کودهای فسفره، ازته یا تمامی مواد و سموم مهلک بیماری زا و انسان کش پیش ریز نماید. امری که بر راه رسیدن مواد حیاتی کانی به گیاهان و محصولات کشاورزی مانند ویتامین ها، روی، مس، آهن، سلینیم سد می بندد. (74%) جمعیت کارگر دنیا دچار کمبود ویتامین Aهستند. 50% با وجود استفاده از مکملهای غذایی کمبود منیزیم و کلسیم دارند. افت ویتامینهای مورد نیازمانند (C) 25%، (A) 34%، (E) 60% (D) 70% جمعیت عظیمی از کارگران جهان را تهدید به بیماری ومرگ می کند. یک مؤسسه انگلیسی می گوید: کاهش مواد مهم درسیب زمینی، چغندرقند، صیفیجات، توت فرنگی، انگور وحشتناک است. 24% منیزیم (Mg) 46% کلسیم، 76% مس و 59% روی این محصولات کاهش یافته است.

از مواد تکنیکی (Processing Aids) شامل صدها ماده، جهت افزایش طول عمر، تغییر رنگ، بو، مزه غذاها استفاده می شود تا تولید و فروش آنها سودآور گردد. همین مواد درتهیه دارو، لوازم آرایش، شامپوها، صابونها به کار می روند. هزاران ماده دیگر هم به غذاها اضافه می کنند. توت فرنگی، بستنی و کرمها را با 8 نوع ماده شیمیایی می آمیزند. کل اینها قاتل جان انسان و البته مایه طغیان سود سرمایه ها است. این مواد انواع آلرژیها، آسم، اکزم، تغییرات پوستی نظیر کهیر(Urticaria) و غیره را برجان انسانها می اندازند. کارمینیک (Carmine) رنگ قرمزجذابی که درشیرینی جات، شربتها، آبنباتها مایه افزایش فروش می شوند کم خوابی، بیش فعالی (ADHD)، ضایعات جنینی، پرخاشگری می زایند. مواد شیرین کننده سوربیتول (Sorbitol)، (Guar gum) باعث مشکلات روده ای، عفونت روده، امراض مغزی، گرفتگی عضلات، پرخاشگری و دپرس می شوند. اکثریت غالب این مواد بصورت سنتز شیمیایی تولید و به محض ورود به بدن با آنزیم های مفید و حیاتی کبد وارد جنگ می گردند. ماده دیگری که سرمایه به خوراکیها می افزاید، ترکیبات فسفری است. فسفر عنصری مهم در ساختمان بدن است این ماده به میزان زیادتر از احتیاج، جذب بدن می شود و خطر می زاید. فسفات ها جهت کنسرو کردن، ترش نمودن مزه غذا یا به عنوان متعادل کننده (Stabilizer) نیز مورد استفاده سرمایه و بازارند. تاثیرات مخرب مصرف اضافی ترکیبات فسفر بسیار زیاد و هر روز موضوع گزارشات تکان دهنده است. تحقیقات دانشگاه جان هاپکینز و آلاباما روی 9700 نفر در 15 سال می گوید: افزایش مرگ و میر با میزان فسفر جذب شده بدن رابطه مستقیم دارد. امراض قلبی، کاهش ظرفیت کلیه، سرطانها درزمره عوارض مصرف زیاد آن است. تحقیقات نشان میدهد که 72% غذاهای یخ زده محتوی میزان زیادی فسفات هستند. 70% غذا های نیمه آماده نظیر taco, chili، chips حاوی انواع ترکیبات فسفرهستند. 57% نانهای ماشینی امریکا دارای فسفات افزوده اند. فسفات نقش مایه خمیر را دارد. با افزودن آن سرعت تولید نان با حداقل کارگر افزونتر و سود سرمایه سرشار می شود.

سرمایه داران برای فرار از تحمل هزینه های ناشی از هجوم آفت ها و جلوگیری از افت سودها، راه استفاده از سموم دفع آفات را پیش می گیرند، آنها با این کار نه فقط هزینه های تولید مجدد را دور می زنند که ضایعات و خسارات را به حداقل می رسانند. توسل به سموم جزء لایتجزای ارزش افزائی سرمایه در حوزه کشاورزی و شرط حتمی حصول بیشترین اضافه ارزشها است. با استفاده سرمایه از سموم حشرات، جوندگان، علفهای هرز، قارچ ها، باکتری ها، کرمها، پارازیتها، حتی عنکبوتها و پرندگان آماج شبیخون قرار می گیرند و به ورطه انقراض می افتند. سموم مورد استفاده سرمایه داران دو دسته اند. دسته اول وظیفه حفاظت، افزایش بازدهی گیاه و طول عمر محصول را به دوش دارند. دسته دوم برای حفظ پارچه، چوب، لباس، کفش، چادر، رسوبات آب در تصفیه خانه ها، قایقها و کشتی ها به کار می روند (Ecological Stability). بخش عمده این سموم در لایه چربی پوست گیاهان، میوه جات و صیفی جات داخل شده و پابرجا می مانند. د. د. ت (DDT) و مواد مشابه چنین وضعی دارند. مهم است بدانید که از هر 10 انگور، مرکبات، سیب، گلابی، موز 9 عدد دارای همین مواد سمی بیماری زا هستند. تاثیرمتقابل این آفت کش ها و زیست کش های مورد استفاده سرمایه در یک محصول (Cocktail effect) بر روی هم و عوارض ناشی از ترکیب آنها برای موجودات زنده از جمله انسان موضوعی رعب انگیز است. سرمایه با هدف کاهش ضایعات محصول و دستیابی به بالاترین سودها، فقط در انگور از 51 سم مختلف استفاده می کند، (Chlormequat) یکی از این سموم است که تاثیرات مخربش بر هورمونها و ارگانهای جنسی معروف است، این سموم در بدنه درخت ذخیره می شود، سالها دوام می آورد، از آنجا به میوه و سپس به بدن انسان منتقل می گردد. سرمایه داران برای مرکبات 41 سم را به کار می گیرند. از میان این سموم (Imazalil) سخت سرطان زاست، عوارض نازایی و تغییرات هورمونی دنبال دارد. این ماده در پوست مرکبات و حتی در قسمت گوشتی میوه ذخیره می گردد. سموم مورد استفاده سرمایه برای کاهش ضایعات سیب هم بالغ بر 41 ماده است. (Carbendazim) یکی از آنهاست که مصرف آن ولو ناچیز باعث بروز سرطان، تغییرات هورمونی و عوارض جنینی می شود. در تمامی اندام درخت از ساقه، برگ تا میوه نفوذ می کند. تعداد سمومی که برای گلابی استفاده می شود 27 است. یکی از این مواد (Tiabendazole) است که کاملا سرطان زاست و سبب تغییر هورمونی گواتر می شود. کارگران کشتزارهای موز و خانواده های آنها به گونه ای وحشتناک و بشرستیزانه آماج تهاجم بیماری های ناشی از این سموم هستند. کودکان این کارگران و جنین زنده زهدان مادران آنها با هجوم این بیماری ها فوج، فوج از هستی ساقط می شوند. این خطر به حدی مهیب است که حتی نهادهای جهانی سرمایه مانند WHO نیز از کتمانش عاجز مانده است. استفاده از مواد آفت کش و زیست کش مقاومت باکتری ها، قارچها و گیاهان هرز، حتی موشها را وسیعا بالا می برد. زیست کش ها نظیر سایر داروهای هورمونی نه فقط سبب اختلالات عضوی در مصرف کنندگان محصولات و اغذیه سرمایه داری می شوند که زیاد شدنشان در طبیعت به ویژه با عمر طولانی نابسامانیهای فراوانی دامنگیر همه موجودات زنده می کند. تعداد زیست کش ها در سراسر جهان بسیار زیاد است. یک پاکت میوه، سبزی، آرد، صیفی جات، گوشت می تواند محتوی حجم بسیار زیاد زیست کش ها در یک کشور در قیاس با کشور دیگر باشد. نهاد دولتی سرمایه در اروپا موسوم به «مرکز کنترل سلامتی مواد خوراکی» (European Food Safety Authority EFSA ) محل اهداء مجوز به سرمایه داران برای تولید و بهره برداری از این سموم، کشتار آدمها و افزایش سود سرمایه ها است.

حوزه تولید کالاهای غذایی موادی را با کد معین ژنتیکی وارد بدن می کند که شیرازه ژنتیک انسان را متلاشی و امراض ناشناخته ای را به جان بشر انداخته است و هر روز بیشتر می اندازد. طبیعت زنده میلیارد ساله را برباد داده و می دهد. دستگاه پیچیده ای در بدن موجودات زنده وجود دارد که نقش مغز در سیستم تولید پروتئین ها را ایفاء می کند. این دستگاه همان DNA است. بخشی از DNA بنام ژنها دارای کد تمامی پروتئین ها هستند. موجودات دارای ژنهای گوناگونند ولی همه آنها از چهار مولکول ساخته شده اند. از همین روی می توان ژنها را بین موجودات مختلف انتقال داد ولی انسان از تاثیرات جانبی این انتقال اطلاع اندکی دارد. به طور مثال می دانیم که با انتقال ژن باکتری ضدحشرات به ذرت می توان این محصول را درمقابل آفات مقاوم ساخت. هدف از GMO(Genetiskt modifierad organism) افزایش بارغذائی محصولات خام زراعی و دامی، ایجاد مقاومت در مقابل باکتریها وقارچها، آفات و همه اینها به خاطر کاهش هزینه های تولید، ایجاد بازارهای جدید، رقابت با کالاهای مشابه، کاهش نیروی کار و نهایتا افزایش سودهاست. هجوم سرمایه به این حوزه وحشتناک است، حوزه ای که شاهد جانخراش ترین نسل کشی ها است. کشتار متمدنانه انسانها!! که برای سرمایه کلید بقاست. غولهای Monsanto, Syngenta, Bayer Crop Science و ISAAA وظیفه مهندسی افکار و بازاریابی بر دوش دارند (International Service for the Aquisition of Agri-biotech Applications) نیزهمین نقش را ایفا می کند. سازمانی که فریبکارانه خود را نهاد علمی مستقل می خواند!! روی آوردن سرمایه داران به GMO حتی سیر تمرکز سرمایه را شتاب بخشیده است. مالکان کوچک مزارع را خلع ید و زمینهای آنان توسط تراستهای بزرگ بلعیده شده است. مهد زایش و رشد این حوزه در امریکا بود. در زمان Bush پدر و پسر قوانینی وضع گردید که دست کمپانیهای صاحب تولیدات GMO را در قربانی ساختن هرچه موحش تر انسانها برای افزایش هرچه عظیم تر سودها باز می گذاشت. براساس قوانین، سرمایه داران GMO ملزم به انجام تحقیقات در سطح مولکولی و گزارش به «نهادهای» ذیربط نیستند. هیچ کس جز مدیران، شرکا و عناصر مسؤل کمپانی ها از چگونگی کار آن ها سر در نخواهد آورد. از این گذشته ژن منتقل شده می تواند در طولانی مدت نتایج مختلفی که قبلا پیش بینی نشده به بار آرد، زیرا تولید در مقیاس کوچک با ژن بدون رقیب محیط استریل آزمایشگاه با تولید در مراکز بزرگ و مملو از ژنهای مختلف و گاه مشابه فرق بسیار دارد. طاعون از امریکا آغاز اما غولهای اروپایی بایرنو، چینی، ژاپنی هم وارد رقابت شده اند. کمپانیهای بزرگ ژن تکنیک، صاحب ژنهای مکشوفه اند و طبق قانون Technology Protektion System از طریق تکنیک دانه کاشته شده GMO را استریل می کنند. زمینداران برای کاشت بعدی باید به کمپانی ژن رجوع و بذر نو بخرند. همین یکی از ادله مهم ورشکستگی میلیونها مزرعه دار کوچک آفریقایی، امریکای لاتین، چینی و هندی است.

باد و هوا تا قبل از طاعون سرمایه داری پدیده های حیاتی مورد استفاده انسان بودند. با گسترش سرمایه داری مرگ ومیر ناشی از آلودگی هوا در سراسر جهان بالا رفت. مرگ و میری که به کودکان، سالمندان و بیماران قلبی و ریوی بسنده نکرد. بشریت را تهدید به نابودی نمود و هر روز بیشتر می نماید. اکسید گوگرد ونیترژن، سولفورها و نیتراتهای ناشی از سوخت های فسیلی با رطوبت هوا، اسیدهائی را به وجود می آورند که باعث سوزش چشم می شوند. این اسیدها از طریق تنفس وارد خون و ارگانهای بدن شده، عوارض وخیمی پدید می آرند. آلاینده های دیگر نظیر ذرات گوگرد، گازکربنیک، مونو اکسید کربن، ذرات کربن، آلومینیم، کدمیم، سرب، جیوه، مواد سرطان زا، پلی آروماتها، فتالات ها، مواد رادیو کتیو، باکتریها، قارچ ها که از درون پروسه تولید سرمایه سر بیرون می آرند فاجعه آلودگی هوا را انفجارآمیز ساخته اند. اینها علی العموم مانع دید انسان، باعث بروز امراض ریوی و سایر بیماریها می شوند. تاثیرات مخرب آلودگی هوا بر سلامت انسان و نقش این آلودگیها درتولید بیماریهائی مانند عفونت ریه، مجاری تنفسی، انسداد ریه، سکته مغزی (Stroke)، سرطان ریه، سکته، امراض قلبی بحث خاص خود را دارد. شیوع این بیماریها در سالهای اخیر پا به پای تهاجم هر چه سراسری تر سرمایه داری به همه زوایای زندگی بشر مستمرا گسترش یافته است و مدتهاست امراضی نظیر زوال حافظه (Dementia)، آلزایمر، پارکینسون، امراض عصب و مغز بر آنها افزوده شده است. پیش تر از دود ترافیک، گازهای کارخانه ها می گفتند، حال ذرات منتشره درهوا مثل فلزات سنگین، ذرات کربن، نانوذره، لاستیک و آسفالت، ذرات شن گرد و خاک ناشی از خشکیدن باتلاق ها، رودها نیز مزید گردیده است. ذراتی که همه از رابطه تولید سرمایه بر می خیزند و سوای امراض بالا، بیماریهایی مانند انحطاط مغز (Degenerative brain diseases) را به ارمغان می آرند.

«گرتای» عزیز! و کل عزیزان فعال در خیزش یا خیزشهای ضد آلودگیهای زیست محیطی!

آنچه در بالا گفتیم، قطره ای از دریاها است. حجم آلودگیهای مرگزای زیست محیطی به اندازه کل آبها، خشکیها، قطر جو، مراکز کار وتولید، اماکن مسکونی، محصولات، وسائل و امکانات، خورد و خوراکها، البسه، مایحتاج معیشتی یا هست و نیست زندگی انسانها است. پرسش آنست که سرچشمه این فاجعه ها در کجا قرار دارد؟ پاسخ روشن است. منشأ، و بانی همه اینها سرمایه داری است. آیا سرمایه می تواند چنین نکند، پاسخ به طور مطلق منفی است. اگر سرمایه جنگلهای آمازون، ایران، سوماترا، کنگو، غنا، ساحل عاج را سوزانده است، اگر در هر دقیقه 120 هزار کیلومترمربع جنگل را نابود کرده است، هیچ ربطی به بی برنامگی، سوء مدیریت یا ناآگاهی صاحبان سرمایه ندارد، انهدام جنگلها نیاز سودآوری سرمایه و افزایش دلخواه سودها است. اگر غولهای عظیم الجثه سرمایه داری تا هرکجا که توانسته اند بساط غنی سازی اورانیوم و نیروگاههای هسته ای پهن نموده اند، به خاطر آنست که با این کار هزینه تولید را پائین و منحنی سودها را بالا می برند. سرمایه پروسه کاشت، داشت، برداشت مواد خوراکی را با مرگبارترین سموم می آلاید زیرا هزینه تولید را پائین می آورد، عمر کالاهایش را طولانی، سامان پذیری محصولات را ارزان تر و رود سودها را خروشان تر می سازد، سرمایه اماکن مسکونی، ظروف آشپزخانه، کفش، لباس، دارو، وسائل پزشکی، کل مایحتاج معیشتی ما را مرگزا می کند تا براقلام سود خود بیافزاید. آبها را مسموم و مالامال ازپلاستیک می نماید، فاضلاب صنایع را راهی دریاها می نماید زیرا دفع فضولات با آلوده سازی کمترهزینه تولید را بیشتر و سودش را کمتر می کند. تولید سرمایه داری تولید برای سود و خودگستری سرمایه است. در این شیوه تولید، انسان هیچ و پوچ ترین و سود همه چیز است. سرمایه داری از آغاز چنین بوده اما هر روز منحط تر و مرگزاتر شده است. رمز سیر انحطاطش نیز در ماهیت سرمایه است. هر گام رشد سرمایه داری با رشد افزونتر ترکیب ارگانیک سرمایه همراه است. روندی که افت نرخ سود را می زاید و وقوع بحرانها را گریزناپذیر می کند. سرمایه به حکم هستی خود و برای چالش افت سودها و بحرانها همه راهها را پیش می گیرد. کاهش هزینه تولید به هر بها از جمله تباهسازی کامل زندگی انسانها از مهمترین آنهاست. تا سرمایه داری هست آلودگیهای زیست محیطی و گسترش طغیان آلود آنها غیرقابل گریزاست. راه مبارزه علیه آلودگیها فقط از سنگر جنگ ضدسرمایه داری می گذرد. برای هرمیزان کاهش فاجعه های بشری باید هر چه نیرومندتر با موجودیت سرمایه جنگید. پرسش مهم اینکه این جنگ چگونه خواهد بود؟ راه واقعی این جنگ چرخ خوردن در خیابانها نیست. تحصن درمقابل مراکزقدرت سرمایه نیست، آویختن به دولت وپارلمان نیست، شعارپردازی نیست. گیاهخواری، انتخاب قایق به جای هواپیما یا تحریم خرید این و آن کالا هم نیست. جنگ علیه فاجعه های زیست محیطی یک جنگ زمینی، واقعی، طبقاتی علیه سرمایه داری است. برای این جنگ باید قدرتی فوق قدرت سرمایه داشت. فقط توده های کارگر دنیا این قدرت را دارند. قدرتی که باید سراسری، شورائی و ضد سرمایه سازمان یابد، خواستار تعطیل کل تولیدات نالازم، کل مواد و ترکیبات آلاینده زمین، هوا، دریا، خوراکیها، البسه، ظروف، ساختمان، کاشت، داشت و برداشت محصول، پروسه تولید نگهداری و گردش کالاها، خواستار ممنوعیت سدسازی ها، سوزندان و قطع جنگلها، خواستار همه اینها گردد. مبارزه برای تحقق این خواست ها جبهه ای از شمار کثیر جبهه های جنگ علیه سرمایه است. سرمایه به هیچ عنوان، به هیچ میزان، تحت هیچ شرایطی حاضر به قبول این خواستها نخواهد شد. آنچه رخ خواهد داد یک جنگ واقعی طبقاتی میان ما کارگران دنیا ونظام سرمایه داری است. طبقه ما، طبقه کارگراز کل قدرت لازم برای به پیروزی رساندن این جنگ برخوردار است. در یک چشم به هم زدن می تواند چرخه تولید سرمایه داری را در سراسر جهان از چرخش باز دارد، می تواند قدرت تاریخساز خود را سراسری، شورائی و سازمان یافته وارد میدان کند و علیه سرمایه اعمال نماید. در این جنگ هر وجب پیروزی ما پس راندن سرمایه از آلوده سازی بخشی از محیط زندگی و مایحتاج معیشتی خواهد بود. محیط زیست انسان فقط هنگامی به طور کامل پالوده و پالایش خواهد شد که توده های کارگر دنیا سازمانیافته و شورائی، نظام بردگی مزدی را ساقط سازند. بر سرنوشت کار و تولید خود مسلط گردند. کار مزدی را محو و تولید برای سود و سرمایه را با تولید برای تعالی واقعی جسمی و فکری انسانها جایگزین کنند. بیائید بیرق پرافتخار این پیکار را در سراسر دنیا برآفرازیم.      

کارگران ضد سرمایه داری

مهرماه 1398  

GRETA

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0
  • موردی یافت نشد