پرسش‌ها و پاسخ‌ها در مورد جنبش شورائی (4)

 

سؤال چهارم: «اول: عده ای از دوستان بر این باورند که توجه عزیزان علیه سرمایه، بر بخش کارخانجات و کارگران صنعتی متمرکز است و از کارگران بخش فروش و اداری کمتر سخن به میان می آورند. آیا این گونه است؟. دوم: تفاوت اعتصاب در نقطه تولید و نقطه فروش در چیست؟»

پاسخ: از دوستان نویسنده و فرستنده این یادداشت، توجه دقیق آنان به ماجرا و پرسشی که مطرح نموده اند، بسیار صمیمانه سپاسگزاریم. پیش کشیدن موضوع به این صورت، برای ما نوعی دخالت قابل ستایش در پروسه پیکار سراسری طبقه خویش، فشردن دست همدیگر برای نشان دادن کاستی ها و تلاش مشترک برای غلبه بر آن ها تلقی می گردد. پاسخ را در چند نکته زیر خلاصه می کنیم.

1. قبل از هر چیز باید اعتراف کنیم که اشکال مورد اشاره شما، در ادبیات یا کل گفت و شنودها، گزارش ها، راه حل جوئی ها، و در یک کلمه فعالیت های کارگران ضد سرمایه داری قابل ردگیری و غیرقابل انکار است. ما در بیشتر نوشته ها بر تعطیل چرخه تولید سرمایه داری، از کار انداختن پویه کار و تولید، انسداد مجاری تولید اضافه ارزش، تصرف کارخانه و مانند اینها تأکید کرده ایم. اعتصابات درون کارخانه ها را جدا، جدا، هفتگی، ماهانه یا ده روز یک بار گزارش نموده ایم. غلط اندیشی ها، کاستی ها، رفرمیسم و راه حل پردازی های بی حاصل درون این اعتصابات را مورد بررسی قرار داده و نقد کرده ایم. کارهائی که درست و ضروری هستند، اما انجام آنها نباید به گونه ای صورت گیرد که اهمیت و مبرمیت پیکار کارگران در سایر عرصه های کار یا حلقه های دیگر زنجیره سازمان پذیری سرمایه اجتماعی را کمرنگ نماید. توجه شما به این اشکال از همه لحاظ شایسته سپاسگزاری است. این ایراد، کم یا بیش در کار ما وجود داشته و باید حتما اصلاح گردد.

2. در صدد پرده اندازی بر اشتباهات خود نیستیم. اصرار بر پذیرش کاستی جدی بالا قرار نیست تلاش بعدی ما برای توجیه آن را به دنبال آرد. چنین قصدی نداریم. اما احتمالا عواملی در وقوع و بروز این خلل نقش داشته اند. به طور مثال شمار اعتصابات درون فروشگاهها یا مراکز اداری سرمایه اعم از دولتی و خصوصی در قیاس با کارخانه ها و بنگاههای صنعتی واقعا ناچیز بوده است. چه بسا این تصور هم غلط و ناشی از محدودیت ارتباطات ما باشد. اما مستقل از اینکه استنباط ما واقعی یا غیرواقعی است، به هر حال بر تمرکز بیشتر ما روی وقایع درون کارخانه ها و مراکز تولید تأثیر داشته است. در همین جا یادآوری کنیم که در رابطه با بخش آموزش شاید حساسیت ها و تمرکز تلاش ما کمتر از مؤسسات تولیدی نبوده است. در این قلمرو تا جائی که توانمان یاری، شناختمان قد و اطلاعات و ارتباطاتمان اجازه می داده است کارهائی انجام داده ایم.

3. جدا از سهل انگاری ها، ناتوانی ها، ضعف ها و اشتباهات، از منظر ما هر اعتراض کارگران علیه سرمایه در هر حوزه و هر بنگاه اعم از تولیدی، تجاری، مالی، آموزشی، حمل و نقل، «بخش موسوم به خدمات»!! و جاهای دیگر بسیار مهم و به اندازه هم اهمیت دارند. تولید سرمایه داری خود همسانی این اهمیت را به اندازه کافی بانگ می زند. آنچه تولید می شود باید وارد پویه گردش و سامان پذیری گردد. دنیای اضافه ارزش هائی که کارگران حوزه استثمار سرمایه مولد تولید می نمایند برای محقق شدن، برای تبدیل به سرمایه الحاقی باید پویه دورپیمائی را پشت سر گذارد. اعتصاب کارگران بخش فروش می تواند کل این فرایند را دچار اختلال جدی سازد، همان گونه که کارگران حمل و نقل با مبارزه و اعتصاب خود چنین می کنند، به همان سیاق که کارگران آموزش با هر اعتصاب ضربه ای سنگین بر پویه نظم سرمایه وارد می سازند. در اینکه بنگاهها و حوزه هایی از زنجیره سراسری تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی هر کشور می توانند اهمیتی بیشتر از سایر مؤسسات داشته باشند جای حرفی نیست. این که اعتصابات کارگران این قلمروها در فلج سازی چرخه سراسری کار و تولید تأثیراتی مهم تر بر جای می گذارند هم مورد انکار نمی باشد. اعتصاب کارگران نفت و آب و برق و رسانه های سراسری و حمل و نقل کم یا بیش این گونه هستند. اما به زعم ما این تمایزات تعیین کننده هیچ چیز مهمی نیستند. آنچه اساسی و واجد اهمیت بنیادی است آنست که هر اعتصاب، مبارزه یا جنگ و ستیز ما تجلی قدرت ضد سرمایه داری ما و نمایش اعمال این قدرت علیه هستی سرمایه باشد. برای این کار باید دامنه اعتصابات هر چه وسیع تر و فشار آن ها بر شیرازه نظم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سرمایه، هر چه سنگین تر و کوبنده تر باشد. نه اعتصاب کارگران یک واحد صنعتی نقش چندانی در مختل سازی روند ارزش افزائی سرمایه اجتماعی بازی می کند و نه کارگران یک فروشگاه زنجیره ای قادر به ایفای چنین نقشی هستند. نه اعتصاب معلمان یک دبیرستان و دبستان و نه همزنجیران آنها در یک مؤسسه منفرد برق، آب، حمل و نقل یا پتروشیمی برای انصراف سرمایه داران و دولت آنها از تعرضات روتین و مستمرشان کفاف می دهد. عکس ماجرا هنگامی است که اعتصاب و مبارزه مرزهای بنگاهها و واحدها را در می نوردد. کارگران دهها یا صدها کارخانه دست از کار می کشند، کارگران آب و برق تمامی مراکز تولید و قدرت و حاکمیت سرمایه داری را در تاریکی و بی آبی غرق می کنند. رانندگان شبکه سراسری حمل و نقل، شریان انتقال سرمایه و کالا و کل مایحتاج چرخه تولید را متلاشی می سازند. خلاصه کنیم. ما از جنبش کارگری صحبت می کنیم. از مبارزه طبقاتی حرف می زنیم. بر جنگ طبقه کارگرعلیه طبقه سرمایه دار و کل نظام بردگی مزدی تأکید می کنیم. برای سازمانیابی سراسری و شورائی قدرت پیکار کل طبقه خود تلاش می کنیم. در این راستا پیدا است که تمرکز فعالیت در این یا آن حوزه و بی توجهی به حوزه دیگر در اساس خود بی معنی است. محدودیت ها، موانع و مشکلات قطعا می توانند سد راه حضور گسترده و همگون فعالین جنبش کارگری در همه قلمروها یا چند قلمرو گردد، دامنه تلاش ما زیر فشار عوامل مختلف ممکن است بسیار محدود باشد، اما این امر به هیج وجه متضمن کاستن از اهمیت و مبرمیت کوشش برای بیشترین دخالتگری ممکن در هر کجای جنبش کارگری و مبارزه طبقاتی جاری طبقه خویش نمی باشد.

در مورد تفاوت میان اعتصاب در یک واحد صنعتی و یک مرکز فروش، مسلما می توان موارد و مؤلفه هایی را لیست کرد، تمایزات زیادی وجود دارد. ابعاد اثرگذاری اعتصاب کارگران مراکز مهم صنعتی در مختل سازی نظم سرمایه مسلما بیشتر از یک مؤسسه فروش مواد غذائی است. کارگران یک بنگاه اتوموبیل سازی بیشتر از کارگران یک فروشگاه قادر به عقب راندن موج تهاجم و تعرض سرمایه اند، اعتصاب پاره ای از واحدهای صنعتی چرخه تولید خیلی از مراکز دیگر را هم دچار اختلال می کند، در مورد خیلی از مؤسسات فروش چه بسا چنین نباشد و تفاوت های دیگر، اما بحث اساسی توضیح این تمایزات نیست. باید تکلیف خود را با نقطه عزیمت طرح سؤال مشخص سازیم. برای ما این پرسش از این روی قابل پیش کشیدن است که اعتصاب در مراکز مختلف بالا به لحاظ تأثیرشان بر آرایش قوا و سنگین سازی کفه قدرت پیکار طبقه کارگر چه تفاوت هائی با هم دارند. اگر سؤال این باشد، آنگاه پاسخ همان است که پیش تر گفتیم. باید از جنبش کارگری، از قدرت سازمان یافته شورائی و سراسری کل طبقه خویش از به صف نمودن کل این قدرت در مقابل نظام سرمایه داری، از اعمال هر چه مؤثرتر و کوبنده تر این قدرت علیه نظام بردگی مزدی، عزیمت کنیم.  در این نوع نگاه به ماجرا هر اعتصاب کارگری در هر واحد صنعتی و غیرصنعتی حلقه ای از زنجیره سراسری نمایش و اعمال قدرت است.

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

  • مهمان - profile

    http://www.keysca.com/images/photos/6101/25/2481edc0c7e8cbf61705d791.jpg

    0 لایک لینک کوتاه:
  • مهمان - خواننده

    بنظر من حتی اگر همه در روابط سرمایه داری خوب بخورند و بخوابند و دکتر داشته باشند و تفریح داشته باشند و غیره، باز هم مسئله خواری و حقارت برده بودن وجود خواهد داشت، بازهم یکی میخواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، باز هم بخاطر بیشتر داشتن و گرفتن اموال دیگری، جنگ و بدبختی با ما خواهد بود. برای همین اصلا مهم نیست که چه نوع برده مزدی هستیم، بدبختی با ماست تا این نوع بردگی را از بین ببریم. از لحاظ علمی، سئوال کمی علمی است، خدمات مثل روغنکاری سیستمه، روغن خراب شه و یا نباشه سیستم می سوزه حالا مهم نیست که موتورماشین بنزه یا غیره. میشه دید که خدمات و صنایع بهم وابستگی متقابل دارند. بهرحال، در اکثر موقعیتها، واقعیتش را بخواهید نمیدانم کجا ها نه، همه جا امکان شورا درست کردن وجود داره. شورا حتما نباید برای انقلاب کردن باشه، شورا را میشه حتی مثل سرمایه دارها زندگی نکردن هم دید. تو سر و کله هم نزنیم، تقصیر را گردن هم نیاندازیم، برای بهتر شدن آگاهی و معلومات و مهارت یکدیگربه هم کمک کنیم، کار را فردی نه بلکه اجتماعی انجام دهیم، شورا درست کرده ایم. حتی میشه شورا درست کرد، کاری کرد، رهایش کرد تا دوباره برای یک کار و یا عمل اجتماعی دیگر، دوباره. ولی بهتر از همه این است که از طریق درست کردن روابط شورائی در محل کار و زندگی، از شر روابط و فرهنگ و محدودیتهای بردگی مزدی خلاص شد.

    0 لایک لینک کوتاه: