به همزنجیران کارگر در سراسر ایران! (2)


ساعت، به ساعت شمار بیشتری از توده های کارگر گرسنه، عاصی، به ستوه آمده از فشار استثمار سرمایه داری به اعتصاب ملحق می گردند. تا همین لحظه حاضر کارگران بیش از 70 مرکز کار و تولید در مهمترین حوزه های صنعتی دست از کار کشیده و اعلام اعتصاب کرده اند. دستمزد بالای 12 میلیون تومان، پرداخت مطمئن مزدها در بیست و پنجم هر ماه، تضمین موثق پرداخت کامل مزد در صورت بیکاری و در تمامی مدت بیکار ماندن، تأمین فوری و کاملا مطلوب ایمنی محیط کار، امحاء کامل تمامی قرادادهای موقت، در صدر خواست ها قرار دارد. مزد ماهانه 12 میلیون تومان، حتی در همین دقایق موجود، مستقل از کاهش طوفانی آن در فردا و پس فردا زیر فشار گرانی های حتمی، در سختگیرانه ترین محاسبات هم از 10% میانگین آنچه هر کارگر ایرانی تولید و تحویل سرمایه می دهد کمتر می باشد. این نکته مهمی است که یکایک آحاد توده کارگر باید در نظر داشته باشند. 12 میلیون تومان اگر چه در قیاس با مزد محقر روز چیزی به حساب می آید، اما:

اولا- در قیاس با آنچه هر کدام ما تولید می کنیم قطره ای از دریاست.

ثانیا- همین قطره اندک هم به سرعت در معرض فنا و ذوب شدن است.

این سرشت سرمایه است که هر ریال افزایش مزد ما را با بالا بردن فوری قیمت ها پاسخ می گوید و بسیار بیشتر از آن را از چنگ ما خارج می سازد. در نظر بیاوریم که قیمت بازار کالاها از سرمایه ثابت و متغیر به کار رفته در آنها به علاوه اضافه ارزش تولید شده توسط ما تشکیل می شود. سرمایه دار افزایش مزد را افزایش هزینه تولید می بیند، آن را به قیمت بازار کالا منتقل و از ما پس می گیرد. اینکه در این فاصله بارآوری کار ما بیشتر، فشار استثمار سرمایه بسیار سهمگین تر و رود اضافه ارزش های سرمایه دار پرخروش تر می گردد مطلقا دلیلی برای امتناع صاحب سرمایه ایا بازار سرمایه داری از بالا بردن قیمتها نمی شود. این حکم قهری سرمایه در سراسر دنیاست. فرق جهنم سرمایه داری ایران با برخی جهنم های دیگر سرمایه آنست که در اینجا سرمایه داران و دوزخ بانان به جای بازپس گیری همان چند ریال افزایش مزد، سهم بیشتری از مزدها یا کار پرداخت شده ما را بازپس می گیرند و بر سود خود می افزایند. مزد بالای 12 میلیون تومان مطلقا یک خواست چشمگیر یا حداقل انتظار مطلوب کارگری نیست. ما باید و می توانیم خواستار پیوند زدن دستمزدها به حاصل کار و تولید سالانه خود گردیم. طرح افزایش مزد به این صورت در همان حال می تواند خیزی در راستای تدارک و آماده سازی شورائی ما برای تسلط بر سرنوشت کار، تولید و زندگی خود، خیزی مهم در طوفانی کردن سنگرهای افراشته پیکار علیه سرمایه داری یا کشاندن جنگ به میدان واقعی کارزار طبقاتی ضد سرمایه شود. به نکته مهم دیگری پردازیم.

با گسترش فزاینده و طغیان آمیز اعتصابات، طبقه سرمایه دار و دولتش به گونه کم سابقه ای، دچار وحشت شده اند. هرلحظه انسداد شریان تولید اضافه ارزش پتکی است که بر قلب سرمایه، بر وجود سرمایه دار، دولتمرد، نماینده فکری، روحانی، سپاهی، ارتشی، بسیجی و ولی فقیه سرمایه وارد می گردد. به همین دلیل ساده و بی نیاز از توضیح، به محض مشاهده گسترش موج وار اعتصاب ها، عمله و اکره نظم سرمایه داری به تکاپو افتادند تا در صفوف ما تفرقه اندازند. مقدم بر هر چیز عده ای اعتصاب شکن را سازماندهی وعلیه ما وارد میدان کرده اند، همزمان فشار خود را هرچه سنگین تر بر لایه آسیب پذیرتر طبقه ما متمرکز نموده اند. کارگران گرسنه تر، بدون قرارداد، دارای قرارداد کوتاه مدت و سفید امضاء، آن عده از همزنجیران که از هیچ بضاعتی برای تهیه نان امروز و فردای فرزندان خود برخوردار نیستند را از همه سو در محاصره گرفته اند. سفاکانه می کوشند تا آنها را با رگبار ترس از اخراج، بیکاری و گرسنگی به ورطه تزلزل اندازند. سرمایه داران و مزدوران و عمله قهر آنها به تمامی این جنایت ها دست یازیده و دقیقه به دقیقه بر ابعاد این توحش می افزایند. ادامه پیروزمند پیکار ما در گرو مقابله آگاهانه شورائی و سرمایه ستیز با این توطئه ها، شرارت ها و درندگی ها است. تشکیل هر چه گسترده تر شوراها، به هم پیوستن آحاد هر چه بیشتر و کثیرتر توده های طبقه ما در این شوراها، صف آرائی نیرومند شورائی در مقابل دشمن، مؤثرترین و برنده ترین سلاحی است که باید برای خنثی سازی شیادی های سبعانه طبقه سرمایه دار و دولتش به دوش گیریم و به قلب دشمن شلیک کنیم در شوراها هرچه محکم تر دست همدیگر را فشار می دهیم، آخرین لقمه نان خود را با هم تقسیم می کنیم، ترس ها را از یکدیگر دور و به همدگیر جرأت می بخشیم. بر شعور، شناخت و آگاهی هم می افزائیم، آگاهی، تدبیر و توان هر کدام ما قطره خروشانی از دریای خروشنده آگاهی و قدرت همه ما، کل طبقه ما می گردد. شوراها سنگر جنگ، مدرسه و دانشگاه ما است. در شوراها از تمامی نیروهای بالای سر بی نیاز می شویم. بالانشینان، خود را ملزم به همنشینی، همفکری، مشورت، گفت و شنود برابر رفیقانه با ما می بینند، در غیر این صورت راه همدستی همپیوندی با استثمارگران ددصفت سرمایه دار پیش می گیرند و ما را به حال خود رها می سازند. شوراها محل پالایش ما از ضعفها، کاستی ها، ظرفی است که در آن بسان آحاد یک طبقه، همدل، همراز، همپیوند، همسنگر، همرزم و شریک خورد و خوراک و معاش و پوشاک و همه چیز همدیگر می گردیم. همکوشی، همجوشی و همرزمی ما در شوراها، تبدیل شدن شوراها به قدرت سازمان یافته ضد سرمایه داری به یکایک افراد توده ما قدرت تفویض می کند. بخش هائی از کارگران را که اهل دخیل بندی به قانون و دولت سرمایه هستند مانند معلمان، حتی محافظه کارانی که منافع حقیر قشری را عظیم و آرمان و اهداف عظیم طبقه را حقیر می پندارند، همه اینها را به سمت ما خواهد راند. برای تشکیل هر چه گسترده شوراها و برپائی جنبش نیرومند شورائی ضد سرمایه داری گام برداریم. با برداشتن هر گام در این راه، کل توطئه های کثیف دشمن در میان خود و برای شکاف اندازی در صفوف متحد طبقه خود را هم خنی سازیم.

کارگران ضد سرمایه داری     

1 دیدگاه دربارهٔ «به همزنجیران کارگر در سراسر ایران! (2)»

درک درست کردن تشکل شورائی پیش شرطهائی دارد که یکی از آنها درک ثبات وجود این نوع تشکل است که در شما وجود ندارد. اگر در شما وجود دارشت، آنارکوسندیکالیست بودید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *