حوادث کار یا کشتار پنهان کارگران


از قرن ها پیش که روابط جهنمی سرمایه داری پایه گرفت و شتاب صعودی اش آغاز شد لطمات بدنی، روحی و حتی مرگ و میر کارگران نیز افزایش یافت. اما در روابط تولیدی سرمایه داری همه چیز از جمله فرهنگ گزارش گری با رمز گذاری همراه است. هیچ فاجعه ای به منبع اصلی اش ارجاع نمی شود و همه فجایع سرمایه داری در هاله ای از اما و اگر پوشیده می شود. حتی انتخاب نام برای توصیف جنایت سرمایه علیه انسانیت و انسان کارگر با دقت و موشکافی انجام گرفته است. نام «حوادث کار» که کل سرمایه و همه نمایندگان آن از حاکمان تا اپوزیسیون های مختلف از آن برای توصیف جنایات محیط کار و زیست کارگران استفاده می کنند می بایست حوادث طبیعی نظیر آتش فشانی کوه ها، سیل، زمین لرزه و دیگر رخداد های طبیعی را در ذهن بشریت تداعی نماید، تا کارگران قبول کنند که در این نظام آش و لاش شدن، زخمی و مثله گردیدن و کشته شدن امری طبیعی است. حتی زلزله، سیل و انواع دیگر حوادث طبیعی نیز با توجه به انبوه ارزش اضافی که توده های کارگر روزانه، هر لحظه و در طول سال و در سالیان دراز ایجاد کرده و می کنند، قابل پیشگیری و پیش بینی است و حتی در صورت وقوع می توان خسارات و تلفات جانی آن را به حداقل رساند. اما سرمایه داری از استثمار طبقه کارگر فقط سرمایه اندوزی و انباشت می کند. تا جا دارد از دستمزدها می کاهد، هزینه های تولید را کاهش می دهد، امکانات زندگی را برای توده های کارگر دائما به حداقل ها کاهش می دهد تا سهم سود را افزایش دهد. دولت های سرمایه در نبود هیچ تحرک طبقاتی کارگران و سکوت آنان، برای پوشاندن ابعاد این جنایات مرگ و زخمی شدن کارگر در محیط کار را از مثله شدن در راه بین خانه و محل کار جدا می نمایند، این که کارگر در چه بیتوته ای با چه امکانات زیستی زندگی می کند را بایست در حیطه زندگی مقدس! شخصی او دید و سرمایه و دولت آن وارد این محدوده نمی شوند!! ادعای دولت های سرمایه و سرمایه داران مبنی بر اینکه شبانه روز در حال تلاش برای کاهش این به اصطلاح حوادث کار از طریق قوانین، ایجاد وسایل ایمنی، آموزش ایمنی کار به کارگران و غیره اند از جمله شیادانه ترین ترفند های سرمایه و برای دادن هاله تقدس و انسانیت به این روابط است. واقعیت مثل روز روشن و واضح نشان می دهد که ابعاد جنایات کار با شتاب و گسترش روند تولید ارتباط مستقیم دارد. هر قدر ابعاد بحران های سرمایه داری عمیق تر و کوبنده تر است جنایات در محیط کار و زیست کارگران نیز افزایش می یابد. حتی مرگ و میر کارگران حوزه درمان بر اثر ابتلاء به کرونا (کووید-19) در هیچ کجای آمار و ارقام دولت های سرمایه به حساب حوادث کار گذارده نمی شوند. از ضایعات و امراض طولانی مدت کارگرانی که به کرونا مبتلا شدند و جان سالم بدر برده اند کمتر صحبت به میان می آید. در ایران از 30 هزار پرستار مبتلا شده به ویروس کووید جسته و گریخته گفتگو می شود اما چه بر سر این دوزخیان می آید، از چه ضایعاتی رنج می برند هیچ مدیر سرمایه و کل دولت سرمایه دم بر نمی آورد.

تعداد کارگران جان باخته بر اثر حوادث کاری در طی دوازده سال از سال 1387 تا  1399 (تا ده ماه اول این سال) طبق آمار رسمی سازمان پزشکی قانونی دولت سرمایه :

 تا آبان 1399139813971396139513941393139213911390138913881387سال
1258175316481675164514941891199417961507129012241481تعداد

اعداد فوق فقط بخشی از واقعیت فجایع سرمایه در این زمینه را می گوید ارقام واقعی بسیار بیش از این است، چنانکه مدیر کل پزشکی قانونی، شهریور 1396 در این‌باره می گوید: بیش از نیمی از حوادث کار منجر به مرگ در بخش ساختمان رخ می‌دهد. سال 94 قریب 1200 کارگر ساختمانی جان خود را در اثر حوادث ناشی از کار از دست دادند! به گفته وی سال 95 این آمار 30 درصد افزایش یافت و تنها در شش ماهه اول این سال، بیش از 800 کارگر ساختمانی در اثر حوادث ناشی از کار جان باختند. به گفته عمال سرمایه در ایران کشتار کارگران ساختمانی فقط حدود 40 تا 45 درصد کل کارگران فوت شده در محیط کارند. بنابراین اگر مرگ 1200 کارگر ساختمانی در سال 94 فقط 40 درصد کل مرگ کارگران در محیط کار است پس کل کارگران فوتی در حوادث کار 94 باید 3000 کارگر باشد و با احتساب افزایش سی درصدی سال بعد در رقم  کارگر کشته شده بر اثر حوادث کار 3900 باید باشد. طبق گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان پزشکی قانونی کشور، یک هزار و 258 نفر در ۸ ماه ابتدایی سال 1399 در حوادث ناشی از کار، جان خود را از دست دادند که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که آمار تلفات یک هزار و 211 نفر بود، 3.9 درصد بیشتر شده است. در هشت ماهه امسال نیز 538 کارگر ساختمانی جان خود را از دست داده‌اند که 42.8 درصد کل تلفات را دربر می‌گیرد. این در حالی است که سرمایه داران ایران تحت فشار بحران از مدت ها پیش دست به جابجایی های گسترده سرمایه های خود می زنند، بیکار سازی ها، انتقال تولید به مناطق و کارخانه دیگر، بستن کارگاه و رها کردن کارگران در برهوت فقر و گرسنگی از شگردهای روز سرمایه داران است اما با این حال تلفات کارگری در محیط کار 3.9 درصد نسبت به سال پیش افزایش یافته و این فقط واقعیت افزایش شدت کار، معمول و متداول شدن هر چه بیشتر کُشت و کشتار کارگران را نشان می دهد. آن چه در معیت هجوم کووید-19 ساخته و پرداخته سرمایه و دولت های سرمایه داری نصیب سرمایه داران شده و می شود کاهش هزینه ها، بیکار سازی های بیشتر، آرایش و پالایش سرمایه به معنی ایجاد حوزه های جدید انباشت سرمایه با حداقل دستمزد و حداکثر شدت کار است و آن چه نصیب توده کارگر می گردد مرگ و میر بیشتر، بیکاری، فقر، درماندگی بدون کورسویی از بهداشت و درمان. در همین مدت سایر کارگران در حوزه های دیگر پیش ریز سرمایه از هجوم و سلاخی شدن توسط دولت سرمایه در امان نبوده اند 610 کارگر کادر بهداشت و درمان بر اثر ابتلاء به کرونا جان باخته اند. شهرداری تهران نیز اعلام کرد 91 راننده تاکسی بر اثر ابتلاء به کرونا جان باخته اند. گزارشات کارگران حوزه آموزش سرمایه بسیار محدود، جسته و گریخته و عموما در اوایل این سال بوده است اما می توان گمان زد که ابعاد فجایع دولت سرمایه علیه این کارگران کمتر از دیگر حوزه ها نیست. آنچه ما در تکمیل آمار کشتگان کارگران حوزه آموزش سرمایه که بر اثر کووید-19 جان باخته اند جمع آوری کرده ایم تا کنون حد اقل 325 نفر است. فجایع سرمایه علیه کارگران تا کومه ها و بیتوته های محل سکونتشان آن ها را تعقیب می کند. گفته می شود مرگ با منواکسید کربن در سال های 90 اوج گرفته است بطوری که در سال 1390 حدود 965 مرگ بر اثر خفگی ناشی از این گاز بوده و رقم مرگ کارگران در سال 98 حدود 784 بوده است. از تلفات جانی امسال گزارش کاملی در دست نیست زیرا بیشترین تلفات در فصل پائیز و زمستان رخ می دهد. تا کنون 185 نفر بر اثر منواکسید کربن جان باخته اند و از نجات هزاران نفر گزارش شده است. علت مرگ و مسمومیت نرسیدن اکسیژن به بدن است که خود بعلت مکش نامناسب یا عدم مکش لوله های بخاری گازی و نفتی، سوخت ناقص بخاری و آبگرمکن است. ما در این جا از مرگ و میر توده های کارگر چه در محل کار و چه در کوچه و خیابان و خانه بر اثر آلاینده های هوایی و آب های آلوده که همگی آفریده و زائیده سرمایه و دولت سرمایه اند نامی نبرده ایم و نیز آمار مرگ تا کنونی حدود 60 هزار نفر (طبق آمار دولت اسلامی سرمایه) و ابتلاء یک میلیون و 500 هزار انسان بر اثر کرونا، که بخش اعظم آن ها کارگر و هم طبقه ای های ما هستند را در ارقام منظور نکرده ایم. سرمایه در کنه وجودش ضد انسانی است همه چیز را از دید سود و خود افزایی عظیم تر می بیند، بود و نبود ما و حق حیات ما کارگران را به نقش ما در تولید اضافه ارزش ها رجوع می دهد. ما که نسل های متوالی کار کرده ایم و با کار خود کوه های سرمایه آفریده ایم و خود از محصول کار جدا افتاده ایم، در همین روابط جهنمی مثله می شویم، ناقص العضو می گردیم، آری سرمایه این طور برای ما برنامه ریزی کرده است و ماهیت سرمایه داری این است. اما موضوع این  نیست که سرمایه داری برای ما چه نقشه ای می کشد بلکه موضوع اصلی این است ما که خالق کل سرمایه ها، کارخانه ها، راهها، مدارس، بیمارستانها، کشت و صنعت ها، فروشگاهها، شبکه های حمل و نقل و تجارت، خالق کل ثروت ها و امکانات متراکم در تمامی زمین و آسمان جامعه حاضر هستیم، ما که همه اینها را تولید کرده ایم، قطعا توان آن را داریم که با اتحاد شورایی سرمایه ستیز، تولید و بازتولید را متوقف سازیم، سرمایه داران و دولت آن ها را به عقب رانیم. با تکیه بر سازماندهی طبقاتی سرمایه ستیز خود سرمایه داران و دولتشان را وادار به قبول شرایط محیط کار مطمئن، سکونت گاه ها و منازل مناسب یک زندگی سعادتمند و مطمئن نمائیم. این کارها ممکن است اما برای انجامش نیازمند قدرت و اعمال این قدرت بر سرمایه داری و فاشیسم اسلامی سرمایه هستیم.

نویسنده: سعید – سیامک – ابراهیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *