لحظات حساس و سرنوشت ساز در تاریخ مبارزه طبقاتی ما!


به دهها میلیون همزنجیر کارگر در سراسر ایران!

چند روز است که دوش به دوش هم، در سطحی وسیع، با خیزشی در حال سراسری شدن، کارخانه ها و مراکز کار را تعطیل کرده ایم، چرخه تولید سرمایه داری را از چرخش باز داشته و زمین زیر پای طبقه سرمایه دار و دولتش را دچار زلزله ساخته ایم. در نفت، گاز، پتروشیمی ها، صنایع فولاد، نیروگاهها، پالایشگاهها، شهرداری ها، پروژه های انتقال آب، صدا و سیما، بیمارستان ها، خودروسازی ها و فراوان مراکز کار یا حوزه های اشتغال دیگر با صدای واحد برای تحقق خواستهای مشترک فریاد اعتراض سر داده و اعلام اعتصاب کرده ایم. مطالبات ما بیش از حد نازل و بیان بسیار ساده ابتدائی ترین و حقیرترین مایحتاج معیشتی برای مجرد زنده ماندن است. هیچ کارگری با مزد کمتر از 12 میلیون تومان قادر به تأمین حیات خود و فرزندانش نیست. هیچ کارگری قادر به تحمل شرایط مرگ آور کار نمی باشد، هیچ انسانی بدون سرپناه، دارو، درمان امکان ادامه زندگی ندارد. اینها نه خواست کارگران نفت، گاز، پتروشیمی که خواست مبرم، اولیه، جبری و قهری کل آحاد توده های طبقه ما است. دقیقا به همین دلیل کارزار حاضر ما از کل ظرفیت لازم برای شعله کشیدن، توفانی گردیدن و سراسری شدن برخورد دار است. ما در آستانه وقوع این خیزش هستیم. اما ویژگی اساسی مبارزات روز، نه این، که شاخص بسیار مهم، بنیادی و سرنوشت ساز دیگری است. بدانیم یا ندانیم، قبول کنیم یا نکنیم، آنچه در حال انجامش هستیم، می تواند و البته فقط می تواند دق الباب آغاز روند یک کارزار شورائی، سراسری، سرمایه ستیز با پتانسیل ارتقاء به یک جنبش سازمان یافته، طبقاتی، شورائی و ضد سرمایه داری باشد. جای هیچ شکی نیست که برای تحقق این ارتقاء، برای تبدیل شدن به یک قدرت شورائی ضد بردگی مزدی راه بسیار درازی، آکنده از سنگلاخها، جنگها، شکستها، پیروزیها، یأس ها و امیدها پیش رو داریم، اما جنبش شورائی یک تئوری، افسانه، یک فرض مریخی، یک اسطوره یا خیالبافی نیست، آرمانی غیرقابل حصول نمی باشد، بستر برپائی آن شرایط کار، استثمار، زندگی و پیکار ماست، توسط آحاد طبقه ما معماری می گردد، مائیم که آن را می سازیم، توسعه می دهیم، آگاهی می بخشیم، توان پیکار تفویض می کنیم، قدرت تاریخسازش را می پروریم و وارد میدان می کنیم. همین خیزش اعتصابی گسترده روز ما از شاخص های لازم برای این جهتگیری، بالیدن و به ثمر نشستن برخوردار است. اعتصاب حاضر ما خود نماد واقعی یک جدال شورائی و الگوی مراودات طبقاتی خودپوی شورائی ما برای بستن صف در مقابل سرمایه و نظام سرمایه داری است. ما به دستور دکه داران سنیکاچی وارد اعتصاب نشده ایم، با فراخوان کاسبکارانه یک حزب راست یا چپ نمای سیاسی پا به میدان پیکار ننهاده ایم، مانیفست اعتصاب ما را درد و رنج مشترک طبقاتی، سرمایه ستیزی خودپوی طبقاتی، همپیوندی و همسنگری خودجوش مولود هستی اجتماعی واحد صادر کرده است، همه این ها ما را به عزیمتی شورائی، جنب و جوش و خیزشی شورائی برای صف آرائی متحد در مقابل وحوش سرمایه دار و دولت سرمایه سمت داده اند. ما به طور روتین، بدون نیاز به صدرنشینان، سفینه بانان،اکابر و اعاظم حزبی یا سندیکاچی دست در دست هم نهاده و با هم یکی شده ایم. این راه را تا همین جا شورائی و صد البته بسیار ابتدائی، نازل، خودپو، آسیب پذیر و متزلزل طی کرده ایم. نکته بسیار کلیدی، محوری، بنیادی و تعیین کننده آنست که این شورای خودجوش نشأت گرفته از نیاز سرکش به مبارزه متحد علیه سرمایه را پدیده ای موقتی، محکوم به فنا، فاقد اعتبار بقا، فاقد موضوعیت ماندگاری در زندگی و مبارزه تلقی نکنیم، بالعکس آن را ارج گذاریم، موجودی زنده به حساب آریم که باید تغذیه شود، رشد نماید، به لحاظ فیزیکی جمعیت هر چه کثیری کارگر را در خود متحد سازد، همزمان با تمامی تاروپودش آگاه تر، اندیشمندتر، ضد کار مزدی تر، چاره گرتر، تواناتر و راه حل اندیش تر شود. اعتصاب ما یک شورای معترض است و شرایط لازم برای اتخاذ این رویکرد و بالیدن در این راستا را دارد. اگر این را بپذیریم و جدی گیریم آنگاه قبول خواهیم کرد که همین لحظه حاضر جمعیت وسیعی از طبقه ما در آستانه برپائی شوراهائی هستند که می توانند شوراهای استوار ضد سرمایه داری گردند. دقیق تر بگوئیم، این جمعیت وسیع بر سر یک دوراهی بسیار حساس و سرنوشت ساز ایستاده است. یک راه این است که مثل کذشته، بسان تمامی دوره های پیشین باز هم، صدتا، صدتا، خود را کارگر هفت تپه، هپکو، فاز 19، ایران خودرو، صدرا، پالایشگاه تهران، شهرداری کرمان، پتروشیمی کرمانشاه بخوانیم. اعتراض، قهر، عصیان خود را در کشمکش با مالکان جداگانه این مؤسسات خلاصه کنیم، کارگر این کارفرماها بودن و چانه زنی با آنها را صدر و ذیل هویت خویش سازیم، خواست خود را به افزایش بسیار نازل مزدها به عنوان علاج درد عاجل چند روزه محدود نمائیم، اعتصاب و پیکار جاری را به حربه ای برای تحقق موقتی این مطالبه تنزل دهیم، چند روزی ناله گرسنگی سر دهیم و نهایتا به هر تکه نانی که جلویمان اندازند رضایت دهیم. این کاری است که در سطح جهان چندین قرن و در جهنم سرمایه داری ایران یک سده است که انجام داده ایم، حاصلش نیز همین وضعی است که داریم و نیازمند توضیح نمی باشد.

راه دوم، راهی نو و رهائی آفرین است. هر کدام خود را سلول زنده نیرومند، مبارز، معترض، توانا و در حال پیکار طبقه خویش، طبقه کارگر به حساب آریم، هویت خود را هویت طبقه خود، طبقه ای در حال جنگ علیه استثمار، ستم، سبعیت سرمایه، در حال جنگ علیه گرسنگی، فلاکت، تبعیضات بشرستیزانه جنسیتی، آلودگیهای مرگزای زیست محیطی، کودک آزاری، آزادی کشی، فساد، فحشاء و کل سیه روزی های مولود سرمایه داری، در حال جنگ علیه اساس موجودیت نظام بردگی مزدی بینیم. بیرق پیکار طبقه خویش را به اهتزار در آوریم. زیر این بیرق با تشخیص این گونه هویت و موقعیت انسانی، اجتماعی، طبقاتی خود، هر لحظه تقلای خویش را لحظه ای در سازمانیابی شورائی، سراسری و ضد سرمایه داری جنبش طبقه خود گردانیم. اعتصاب حی و حاضر را یک خیز مؤثر شورائی علیه سرمایه و حلقه آهنینی از زنجیره اعتصابات شورائی سایر همزنجیران به نظر اریم، با تمامی توان، درایت، آگاهی، چاره اندیشی و تدبیر، برای ماندگارسازی این شوراها، تحکیم و به هم پیوستن آنها، یکی شدنشان در یک جنبش سازمان یافته شورائی سرمایه ستیز تلاش کنیم. در هر گام شوراها را افزونتر، نیرومندتر، آگاه تر، سراسری تر و ضد کار مزدی تر سازیم. با قدرتی شورائی در مقابل طبقه سرمایه دار و د.ولتش صف آرائیم، قدرت شورائی سازمان یافته خود را علیه دشمن اعمال کنیم، با این قدرت خواست های هر چه عظیم تر را بر بورژوازی تحمیل نمائیم. نیرومندتر و نیرومند تر شویم، ماشین دولتی سرمایه را در هم بشکنیم، قدرت شورائی خود را مستقر و سرمایه داری را راهی گورستان تاریخ سازیم.

همزنجیران!

لحظات بسیار حساس و سرنوشت ساز حاضر را عمیقا و با همه وجود، شعور و تدبیر خود درک کنیم. سرنوشت ساز بودن آنها را تعمق نمائیم، بر این نکته بسیار مهم درنگ کنیم که پویه پیکار روز ما می تواند و باید پروسه برپائی جنبش شورائی سرمایه ستیز ما گردد. خیز اعتصابی حاضر خود را گامی در برپائی شوراها سازیم. اعتصاب پالایشگاه، نیروگاه، خودروسازی، شهرداری، بیمارستان، پمپ بنزین، فولاد، پرتونگاری، اعتصاب جاری در 61 مرکز مهم کار و تولید را شوراهای ماندگار، مقاوم، آگاه و دارای نقشه شفاف پیکار کنیم. این شوراها را از جان خویش عزیزتر داریم و برای بالیدن و ارتقاء آنها به جنبش سراسری شورائی ضد سرمایه داری هر چه در توان داریم انجام دهیم

کارگران ضد سرمایه داری

اردیبهشت 1400

1 دیدگاه دربارهٔ «لحظات حساس و سرنوشت ساز در تاریخ مبارزه طبقاتی ما!»

حتی اگر شورا بسازند آن شورائی نیست که شما در نظر دارید. شما مارکسیستها معتقد به یک خرافه تاریخی هستند و این باعث شده است که یا دنبال حزب باشید و یا اعتلای انقلابی یک شبه. کارگران نمیتوانند شوراهائی بسازندکه حاکم بر سرنوشت خودشان باشد، بدون اینکه روند آموزشی آنرا توسط تشکلات آنارکوسندیکالیستی آموخته باشند. دیدگاه شورائی بتدریج شکل میگیرد نه یک شبه. یکشبه اش می شود مثل شوراهای شورش اکتبر 1917 روسیه و محکوم به نابودی است. حتی تشکلات کارگری کمون نیز محکوم به نابودی بود چون روند آموزشی دراز مدت خود را طی نکرده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *