کارگران گرسنه، بیخانمان و در زنجیر!


همه ما همین الان در هر کجا که هستیم، در کارخانه، بیمارستان، کشت و صنعت، نفت و گاز، شبکه حمل و نقل، بندر، ساختمان سازی، مدارس، خانه، خیابان، شهر، روستا و محله، در حال عصیان، اعتصاب و اعتراض می باشیم. همگی از وضعیت مرگبار زندگی خود عاصی هستیم. مبارزات ما دیری است که بر روی محور واقعی مرگ و زندگی چرخیده است. نظام گندیده سرمایه داری و فاشیسم اسلامی سرمایه تمامی راههای زنده ماندن را بر روی ما مسدود ساخته است. ما یک جمعیت 60 میلیونی نفوس طبقه کارگر در جهنم سرمایه داری ایران می باشیم. حدود 40 میلیون پیر، جوان، نوزاد و کودک ما همین الان درخطر مرگ ناشی ازگرسنگی، بی آبی، بی داروئی، بی درمانی، بی بهداشتی، بی خانمانی، قحطی و تمامی فاجعه های دیگر قرار داریم. خورد و خوراک نداریم، لباس نداریم، آب نداریم، کومه مسکونی نداریم، برای محل خواب، به اجاره پشت بامها رو می آوریم، پول نان روز فرزندان را اجاره بهای بیتوته چند ساعته می کنیم، هزار، هزار خانواده های طبقه ما قادر به همین کار هم نیستند و افراشتن چادر در گورستانها را یگانه راه حل بی مسکنی نموده اند!!. قبرستانهای کرج، شهریار، ملارد، بسیاری از شهرها و روستاها، به چادرنشینی های کارگری قرن بیست و یکمی سرمایه داری زیر چتر حاکمیت فاشیسم اختاپوسی اسلامی سرمایه تبدیل شده اند!!. طوفان هلاکت زای گرسنگی 40 میلیون نفوس توده های طبقه ما را در خود پیچیده و با قدرت به سوی گور می برد، بیابانهای پارس جنوبی پر از اجساد کارگران بیکاری است که زیر فشار بی نانی و بی خانمانی خود و فرزندان و والدین دست به خودکشی زده اند. فاجعه مرگ و میر آنها حدیث زنده و غمبار زندگی همه ما 40 میلیون انسان است.

همزنجیران گرسنه و بی­خانمان!

نسل بعد از نسل کار کرده ایم و با کار خود کوهساران سر به فلک کشیده سرمایه طبقه سرمایه دار را تولید کرده ایم. موجودی خالص سرمایه های این وحوش، همین حالا، در سونامی بحران، در زیر فشار موجهای کوبنده تحریم، در دهشت­زار تهاجم کرونا، بر اساس ارقام منتشر شده نهادهای دولتی خود آنها، بالغ بر 6000 تریلیون تومان است. فقط حجم سرمایه های آزاد و سرگردان روزشان از مرز 2500 تریلیون تومان عبور کرده است. حجم فروش سالانه فقط 100 تراست از دهها هزار هلدینگ و شرکتهای غول پیکر آنها افزون بر 54 تریلیون تومان شده است. فقط ذخیره حساب شخصی ولی فقیه سرمایه سر به 200 میلیارد دلار امریکا می زند. سرمایه آستان قدس، صدها «بنیاد» یا هزاران سرمایه دار دیگر ازاین کمتر نیست. همین لحظه که هزاران پیر و جوان و زن و مرد و کودک طبقه ما در گورستان ها می خوابند، 2500000 واحد مسکونی خالی در شهرهای مختلف، در مالکیت سرمایه داران بر هم انباشت شده و بلا استفاده مانده اند. وجب به وجب این جهنم از تراکم سرمایه دم کرده است. ویلاها، کاخها، برجها، بهشت کده ها، بهشت سراها، اوشون ها، فشم ها و لواساناتهای سرمایه داران هار سپاهی، حوزوی، ارتشی، خصوصی، دولتی، کراواتی، بسیجی، قضائی، مجلسی، تشخیص مصلحتی، خبرگانی، ولائی و لائیک حتی هوش از سر رقبا و شرکای آنها در جاهای دیگر دنیا برده است. هم زمان، ما میلیون، میلیون انسانهای سازنده و تولید کننده این آسمان خراش ها و بهشت های زمینی در قبرها می خوابیم و با نوزادگان و کودکان خردسال خود کارتن خواب و گورخوابیم.

برخیز ای داغ لعنت خورده! برخیز تا از ریشه براندازیم این کهنه بنای استثمار و توحش را! 

روز جدال مرگ و زندگی است. ما می توانیم فاتح این جدال باشیم و این وضعیت را از شالوده دگرگون سازیم. خالق کل سرمایه ها، دارائی ها، کارخانه ها، راهها، مدارس، بیمارستانها، کشت و صنعت ها، فروشگاهها، شبکه های حمل و نقل و تجارت، خالق کل ثروت ها و امکانات متراکم در تمامی زمین و آسمان جامعه حاضر ما هستیم، ما که همه اینها را تولید کرده ایم، قطعا توان آن را داریم که تولید و بازتولید آنها را متوقف سازیم، مختل کنیم، از مالکیت سرمایه داران درنده خارج گردانیم، به خویش، به زندگی خود، به حوزه نیازهای خود، به زیر سیطره اختیار و اراده خویش در آوریم. این کار ممکن است اما برای انجامش نیازمند قدرت و اعمال این قدرت بر سرمایه داری و فاشیسم اسلامی سرمایه هستیم. راز رهائی در همین جا قرار دارد. باید از یک، یک بودن، کارگر این و آن مرکز کار بودن، اهل این سندیکا یا آن حزب بودن، از دنباله روی این یا آن منجی بالای سر، از کارگر صنعتی، کشاورزی، هتل، رستوران، شهرداری، نفت، گاز، برق، راه آهن یا معلم، پرستار، نظافتچی و راننده حمل و نقل بودن، شاغل یا بیکار، خانه­دار و بازنشسته بودن، از همه این حالتها، تفاوتها و جدائیها خارج گردیم. آحاد به هم پیوسته، متحد، همسنگر، همرزم یک طبقه علیه سرمایه داری و فاشیسم اسلامی سرمایه شویم. به طور شورائی با هدف خارج ساختن کل حاصل کار و تولید نسلهای متوالی خود از حلقوم کثیف طبقه سرمایه دار و دولتش دست در دست هم نهیم، یک جنبش نیرومند سازمان یافته شورائی به وجود آوریم. جنبشی که تجلی دخالتگری آگاه، آزاد، برابر، خلاق و نقشه مند همه ما آحاد توده کارگر باشد، جنبشی که موجودیت خود را مختصر، ساده، زمینی، حیاتی و رهائی آفرین اینچنین اعلام دارد. 

1 – برای فرار از مرگ قهری و تحمیلی سرمایه داری و رژیم درنده اسلامی آن، نیازمند تأمین فوری خورد و خوراک، پوشاک، مسکن، دارو، درمان، مدرسه، دانشگاه، آب، برق، مهد کودک، محل نگهداری سالمندان و معلولان، وسیله ایاب و ذهاب و سایر امکانات معیشتی، رفاهی و اجتماعی می باشیم. جامعه مالامال از این امکانات است، کل این مایحتاج در کارخانه ها، کشت و صنعت ها و مراکز کار توسط خود ما تولید می شوند و در فروشگاهها به فروش می رسند. ما تمامی مراکز تولید و توزیع این امکانات و احتیاجات را به تصرف خود در می آوریم. کل مراکز تولید غذا، پوشاک، دارو، آب، برق، وسائط نقلیه، وسائل خانه، همه را از چنگ قدرت و مالکیت سرمایه داران خارج می کنیم، با قدرت جنبش شورائی در حال سازمانیابی خود، یکایک این مراکز را به دست می گیریم، پروسه کار و تولید آنها را با جنبش شورائی خویش برنامه ریزی و حاصل این برنامه ریزی را لباس اجرا می پوشانیم.

2. ما وارد یک جنگ واقعی زمینی و طبقاتی علیه سرمایه، طبقه سرمایه دار و دولتش می شویم. تجارب چند صد سال سال مبارزه طبقه ما در دنیا و یکصد سال در ایران به ما آموخته است که با آویختن به قانون، دولت، بست نشینی، حزب سازی، سندیکا آفرینی، طومار نویسی، منشورپردازی  و پیش کشیدن این و آن خواست روز، فقط قدرت طبقاتی خود را می فرسائیم، سلاح پیکار ما تصرف مراکز کار و اجتناب سراسری از کار برای صاحبان سرمایه است. ما برای پیروزی دراین جنگ به همه تلاشهای ممکن و در صدر آنها، استخوان بندی هر چه آهنین تر قدرت طبقاتی خود و جلب حمایت همزنجیران خویش در دنیا، دست می زنیم. سرمایه داران و دولت آنها نیز با تمامی زرادخانه های نظامی، پلیسی و قوای سرکوب فیزیکی و فکری خود آماده نابودی ما خواهند شد. شکست، پیروزی، عقب نشینی، حمله، آتش بس، حوادث قهری هر جنگند. اینها همه روشن هستند و تأکید اساسی ما آنست که جنگ را به رغم گریزناپذیری تمامی اینها، تا پیروزی کامل ادامه می دهیم.   

3 – کل 2500000 خانه خالی را از چنگ سرمایه داران خارج و محل سکونت انسان های فاقد سرپناه می سازیم.

4 – خورد و خوراک و پوشاک، آب و برق و مسکن، دارو و درمان و آموزش و ایاب و ذهاب و تفریح و همه چیز را از سیطره داد و ستد پولی بیرون می آوریم.

5. تمامی زندانیان کارگر را مستقل از هر «اتهام» سیاسی یا غیرسیاسی آزاد می سازیم.

6. جنبش ما تا نابودی کامل سرمایه داری، محو هر نوع دولت، امحاء کامل کار مزدی و طبقات و تمامی آثار و بقایای نظام بردگی مزدی پیش می تازد و در این گذر به تمامی بربریت های مولود سرمایه یا حراست شده توسط سرمایه داری از جمله: هر شکل نابرابری جنسیتی، آلودگی های زیست محیطی و سایر ضایعه های شوم انسانی پایان می بخشد، ما «جامعه ای برپا خواهیم داشت که در آن رشد آزادانه هر انسان، پیش شرط رشد آزاد کل انسانها خواهد بود»

کارگران ضد سرمایه داری

تیرماه 1399        

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *