«شتر کز هم جدا گردد قطارش ز خاموشی کشد موشی مهارش»

از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب جهنم سرمایه داری ایران همه جا خروش اعتصاب، فریاد رسای اعتراض توده کارگر بلند است. شاخص فاجعه بار همه جا مستولی این اعتراضات، اعتصابات، شورش ها، سرمایه مداری پوشالی، سرمایه آویزی منحط و کفن و دفن و فسیل بودن آنها در چهارچوب قبول راسخ استیلا و حاکمیت نظام بردگی مزدی است. در تمامی میدان های جدال آن قدر که کارگران خود را مقید به تقدس حریم قدرت و قانون و نظم و حاکمیت سرمایه می بینند، شاید خود سرمایه داران نیز اعتقاد راسخی به ماندگاری این نظام اختاپوسی نداشته باشد!! در هیچ نقطه این جهنم، هیچ بخش این جمعیت چندین ده میلیونی در حال خروش و قیام و طغیان حاضر نیست حتی یک کلام از سرنوشت کار و تولید خود و نسلهای متوالی سلف خود بر زبان راند!! پیش کشیدن بی رمق ترین کیفرخواستها علیه سرمایه و وحوش حاکم سرمایه داری و طبقه درنده سرمایه دار که چرا کل سهم آنها از کاری که انجام می دهند حتی به 5% نیزنمی رسد کفر محض تلقی می گردد. حتی خیال اینکه ما چند ده میلیون کارگر ایرانی و چندین میلیارد کارگر دنیا فقط مشتی برده مزدی محبوس در چهاردیوداری ملک این و آن سرمایه دار مجزا نیستیم، یک طبقه عظیم بین المللی هستیم، باید به صورت یک نیروی سازمان یافته شورائی علیه اساس موجودیت و بقای نظام سرمایه داری صف بندیم در شیارهای فکر هیچ کس چرخ نمی خورد!! کل این توده عاصی و در حال طغیان کارگر آخرین آمال، قله نهائی انتظار، ستیغ آسمان سای توقعاتشان را این گونه ردیف کرده اند که برای همیشه برده مزدی مانند، برای بقای سرمایه داری بساط نذر و نیاز پهن کنند، در همان حا با نهایت خضوع، خشوع و تکریم از «ولی نعمت های» جهان مطاع و کریم سرمایه دار بخواهند تا قرص نانی از «خزانه غیب» برای زنده ماندشان صدقه دهند!!!! وضع روز جنبش کارگری چنین است و جنبشی تا این حد زبون و فرومانده و زمینگیر قطعا قادر به تحمیل هیچ خواستی بر نظام بردگی مزدی و وحوش درنده سرمایه دار نخواهد بود. بالعکس سرمایه داران و دولت سرمایه است که هر روز با مشاهده ابعاد دهشتناک زبونی و ذلت این جنبش اراده می کند که فشار گرسنگی، فقر، گورخوابی، بی سرپنائی، محرومیت از دارو و درمان و آموزش و آب و برق این دهها میلیون کارگر را تشدید و طوفانی تر سازد. به تعهد نامه ننگ آگین و خفت بار زیر که کارگران پتروشیمی رازی تسلیم سرمایه داران و دولت سرمایه کرده اند نظر اندازید!!!

در همین پتروشیمی رازی کارگران پیمانکاری از شنبه 18 مرداد در اعتراض به عدم اجرای تعهدات سه سال پیش کارفرمایان دائر بر افزایش یک میلیون و هفتصدهزار تومان «مزایا»!!! دست از کار کشیدند. اما دقیقا محصور و از همه لحاظ منقاد و آویزان به همان داربست های مقرر و تحمیلی نظام بردگی مزدی، اینکه صرفا خود را مشتی فروشنده نیروی کار به مالکان پتروشیمی دانند!! خیال اینکه بحشی از یک طبقه اند، بخش از طبقه آفریدگار کل سرمایه ها و قدرت سرمایه داری هستند در سر نپرورند. دامنه مطالباتشان را از تگدی زبونانه امرار معاش سلاخی شده بالاتر نبرند و همه مسائل فاجعه بار دیگر که تکرارشان مایه ملال افزونتر است. قابل تعمق است که این کارگران فرار قاهرانه سرمایه داران حتی از پرداخت همان بخش محقر نیروی کارشان را در این سه سال تحمل کرده و حاضر به هیچ تلاشی برای خلاصی از این وضعیت، برای نمایش قدرت به صورت یک طبقه، برای کمک سازمانیابی قدرت لایزال تاریخساز خود نشده اند. پاسخ سرمایه داران به اعتراض حاضر کارگران نیز به اندازه کافی برای همگان روشن است. آنها شروع به تشدید خفقان، بگیر و ببند، ایجاد وحشت و ارعاب نمودند. سرمایه داران و دولت سرمایه به این نیز اکتفا نکردند. به کارگران در حال اعتصاب شیفت شب اخطار دادند که آنان هم باید همان تعهدنامه ذلت آمیز شرم آور را امضاء کنند!!!

نتیجه اعتصاب چه خواهد شد هنوز معلوم نیست اما یک چیز از پیش روشن است. طبقه کارگر ایران باید دریابد، بفهمد، اندیشه کند که با اعتراض سرمایه آویز مالامال از زبونی، با خواستهای محقر مبتنی بر قبول جاودانه بردگی مزدی، با مبارزات متفرق خالی از هر گونه شعور و قدرت ضد سرمایه داری سوای عقب نشینی قهری، استیصال بیشتر، شکست فاجعه بارتر هیچ چیز دیگری نصیبش نخواهد شد. اگر قرار است چنین نشود باید بساط این وضعیت، این شکل مبارزه را جمع کند. متحد، متشکل، شورائی به صورت یک طبقه عظیم تاریخساز اجتماعی وارد میدان گردد. این تنها راه است و پیمودن این راه در همان حال که آسان نیست اما در قیاس با نکبت و ذلت و فاجعه های سهمگین تداوم وضع حاضر مسلما آسان تر و کم هزینه تر خواهد بود.

کارگران ضد سرمایه داری