شکی نیست که طبقه کارگر به خود نیامده است که برای مقابله با سرکوب، قدرتمند به پا خیزد، در وضعی است که قدرت لایزال طبقاتی خودرا نمی شناسد، باور دارد و مترصد اعمال آن علیه سرمایه داری نیست. در این میان فقط به عیب و ایرادهای حاکمیت سرمایه چشم دوخته است. سرمایه را مطهر می انگارد و تصور می کند که اگر حاکمان لایقی داشت حتما، زندگی توده کارگر هم غرق رفاه و بی نیازی می شد!!! کارگران در حال حاضر سخت اسیر این توهمات هستند و در همین راستا مبارزاتشان هم هیچ نشانی از هیچ میزان نمایش قدرت اثرگذار ندارد، قادر به عقب راندن سرمایه داران و دولت آنها و تحمیل هیچ خواستی بر طبقه سرمایه دار نمی باشد. این ها همه بدیهیات هستند. با وجود همه اینها شاهد هستیم که جمهوری اسلامی باز هم برای حفظ نظام کارمزدی، از یک سو برای بالا بردن هر چه بیشتر شدت کار، اخراج کارگران باسابقه، تولید ارزش اضافی بیشتر با نیروی کار کمتر، بیگاری کشیدن از کارگران با دستمزد نازل، تسلیم دربست مزدبگیران در مقابل سرمایه را با قهر و سرکوب دنبال می کند، از سوی دیگر برای نجات کشتی حیات خود از به گل نشستگی، هر ساعت نیازهای اولیه زنده ماندن را از سفره خالی آنها بیرون می کشد. طبق آنچه در رسانه های دولت سرمایه آمده، پولی شدن توافقی در مدارس دولتی دستور کار است. افزایش دستمزدی هم درکار نیست، کسی که نان خوردن ندارد معلوم است که به دندان پزشگی هم فکر نمی کند.، با وجود این همه اعمال گرسنگی به طبقه کارگر متولیان دولت نظام کارمزدی به ماندن در حاکمیت وادامه حیات جمهوری اسلامی اطمینان ندارند.اما طبقه کارگر به این امامزاده که متولیانش حتی امیدی به بقای خود ندارند، دخیل می بندند،انتظار دارند آویزان شدن به قانون معجزه کند. یورش های فاشیستی به خانه امین رستمی ها، کشتار وبه شکنجه گاه بردن کولبران، احضار معلمان در کردستان و گیلان، دستگیری جوانان از قدرت نیست، بلکه وحشت از خیزش توده های کارگر است. درحالی که طبقه کارگر به قدرت عظیم خود باور ندارد.رژیم اسلامی برا ی ماندن در قدرت وتولید ارزش اضافی واعمال قهر اقتصادی وکشتار وبه بند کشیدن کارگران به هر جنایتی دست می زند.

امید خ