بر اساس گزارشات منتشره اتاق بازرگانی در ماههای مختلف، تلاش سرمایه داران برای پیشبرد سیاست موسوم به «تعدیل نیرو» یا بیکارسازی، گسیل توده های کارگر به برهوت گرسنگی و مرگ ناشی از نداری، با سرعت در حال اجرا بوده است. در صنعت قطعه سازی خودرو، 60 شرکت بیش از نصف کارگران کار خود را اخراج کرده اند و 400 هزار شغل به طور کامل از بین رفته است. تسلیم خیل وسیع فروشندگان نیروی کار به جوخه مرگ گرسنگی در برخی حوزه های دیگر نیز با ضریب شتاب متفاوت اما در مجوع رعب آور جریان داشته است. صنایع لوازم خانگی 45 % کل شاغلانش را بیکار کرده است و صنعت دیجیتال به ادامه اشتغال و ارتزاق جمعیت کثیری کارگر در این بخش پایان داده است. سرمایه داران با اتکاء به قدرت سرمایه، قدرت دولتی، نظامی، پلیسی و سرکوب سرمایه داری همه جا برای حداکثر تولید توسط حداقل نیروی کار تلاش می کنند. فشار استثمار کارگران را انفجاری، شدت، سرعت، حدت و ابعاد مرگ آفرینی کار را تا آخرین مرزهای ممکن بالا می برند. همین امروز نیر سد و نیروگاه کارون 4 در خوزستان بیش 30 کارگر را از کار بیکار ساخت. طبقه سرمایه دار کل قدرت سرمایه را برای بیکارسازی گسترده کارگران، سرشکن کردن کارشان بر دوش همزنجیران، افزایش بدون مهار فشار استثمار و گرسنگی آنان با هدف افزایش سودها و سرمایه ها اعمال می کند. در این میان دهها میلیون کارگر با زندانی کردن خودخواسته و خفت آگین خود در مجادلات حجره ای مراکز کار با این و آن کارفرما، صدر و ذیل قدرتنمائی!! خویش را در این خلاصه کرده اند که ریالی مزد افزون تر طلب کنند تا زنده بمانند و با کار شاق تر، مرگبارتر، سرمایه و سود سرمایه داران را کهکشانی تر سازند. آنها با خدای سرمایه عهد بسته اند که هیچ گاه از طبقه خود، از قدرت تاریخساز، رهائی آفرین طبقاتی خود حرف نزنند. دست به کار سازمانیابی این قدرت و اعمال آن علیه سرمایه نشوند. چنین سخن و کاری را حرام، خلاف شرع، مایه رفتن به جهنم انگارند!! غافل از اینکه دقیقا به دلیل احتراز از روی نهادن به همین سازمانیابی شورائی، سراسری، ضد سرمایه داری قدرت طبقه خود، نسل بعد از نسل در جهنم فقر و فلاکت و ذلت و تحقیر سوخته اند، خاکستر شده اند و در آینده بیشتر، رعب آورتر خواهند سوخت. جماعتی از این همزنجیران نیز بر سر سجاده پای بندی به همین میثاق، به خود وعده می دهند که بالاخره وضع چنین نمی ماند، ناجیانی از غیب، غرب، خارج، داخل پیدا می شوند!!، کارهائی می کنند!!، رابطه با غرب بهتر می شود. سیل سرمایه ها به «وطن» سرازیر می گردد، کار بیشتر، بیکاری کمتر، زندگی بهتر می شود!! به این همزنجیران با صدای هر چه رساتر بگوئیم که شوربختانه کور خوانده اید!! می گویند «فرض محال، محال نیست» گیریم آنچه شما آرزو می کنید اتفاق افتد، در آن صورت هم شغل جدیدی ایجاد نخواهد شد، شرط مقدم، اساسی، حیاتی هر میزان سرمایه خارجی آماده پیش ریز آن خواهد بود که طرح تعدیل نیروی کار طوفانی گردد. تولید حداکثر توسط کمترین شمار کارگر راه اوج پیماید، شدت، حدت و فشار انفجاری تر استثمار باید سرمایه را نه فقط از استخدام کارگران بیشتر معاف کند که امکان بیکارسازی هر چه بیشتر را برایش فراهم آرد. برای قبول این حرف نیاز به دانشمند بودن، اقتصاددان بودن، کارگر آگاه بودن نیست. فقط چشم خود را روی آنچه که تجربه کرده اید نبندید. دوره اول ریاست جمهوری رفسنجانی را به خاطر آرید، در قبال هر مقدار اندک سرمایه ای که وارد حوزه انباشت داخلی شد طرح تعدیل نیروی کار جان اشتغال خیلی ها را گرفت. اگر بناست تغییری در زندگی شما و در جهت بهبود زندگیتان رخ دهد. یک راه بیشتر پیش پایتان نیست. باید دست در دست هم نهید و یک ضد قدرت سازمان یافته شورائی سراسری ضد بردگی مزدی شوید.

کارگران ضد سرمایه داری