دموکراسی در شالوده هستی و بنمایه اجتماعی خود سوای الگوئی از الگوهای اعمال حاکمیت سرمایه بر توده های طبقه کارگر هیچ چیز دیگر نیست. اینکه سرمایه کجا و در چه شرائطی به این الگو می آویزد یا تن می دهد موضوعی است که ما به مناسبتهای مختلف به تفصیل در باره اش بحث کرده ایم. همه جا به طور مدلل، فاکتوئل و زلال تشریح نموده ایم که استقبال یا توسل بورژوازی به دموکراسی بدون استثنا منوط به سرکشی و استیلای دو عامل ضروری مکمل هم بوده است. اول آنکه زیر فشار کوبنده، قاهر و تعیین کننده جنبش کارگری، بقای هستی سرمایه داری را در خطر حتمی دیده است. دوم: همزمان سهم خود از اضافه ارزش های بین المللی حاصل استثمار طبقه کارگر جهانی را برای یک عقب نشینی تاکتیکی سنجیده و مالامال از سود در مقابل جنبش کارگری، خرید کم بهای این جنبش و خاکسپاری آن در گورستان نظم بردگی مزدی را سرشار و مکفی یافته است. دموکراسی به طور واقعی، زمینی، در زیج رصد مارکسی آگاهان کارگر چنین تعریفی دارد، اما این پارادیم حکومتی سرمایه، تاریخا معجزات هوش ربا و افسونکاریهای بسیار حیرت انگیز دیگری هم برای سرمایه داری داشته است. تمامی اپوزیسیون های راست و چپ بورژوازی در سراسر دنیا زیر بیرق همین دموکراسی یا در واقع دموکراسی خواهی تمامی توده های کارگر دنیا را از میدان کارزار راستین طبقاتی ضد سرمایه داری خود خارج و عمله، اکره زبون، ذلیل، بدون هیچ مزد خود برای تسویه حساب با رقبای مستولی و حاکم ساخته اند، رخدادی که شاید پرکرامات ترین، طلاتی ترین حادثه ها برای نظام بردگی مزدی و رکن مهم بقای دیرپایش بوده است. سخن کوتاه، دموکراسی چنین است اما این دموکراسی به لحاظ شکل و شمایل هم نه رنگین کمانی که به شمار دولت ها، رژیم ها، احزاب، گروهها، فرقه ها، سکت ها، محفل ها، باندها، مافیاهای کثیرالعده یا غیرقابل احصاء بورژوازی رنگارنگ، بوقلمونی، «سفیانی» و پرتنوع است. به طور مثال دموکراسی اروپائی تبدیل قاره ها به حوزه استثمار نیروی کار شبه رایگان، دموکراسی امریکائی انحصار نسخه پیچی نظم سرمایه جهانی و اختصاص عظیم ترین حصه های اضافه ارزشهای بین المللی به سرمایه داری امریکا، دموکراسی خلقی، اسلامی، مسیحی، بولساناریوئی، نتانیاهوئی، ترامپی و اکنون دموکراسی طراز فوق نوین احمد شرعی که به نظر می رسد سرآمد همه دموکراسی های تاریخ و احتمالا الگوی آتی کل دموکراسی خواهان جهان باشد.

احمد شرع که در دوره کوتاه زمامداری تا امروزش سران غالب دموکراسی های پرعظمت دنیا را بار عام داده است، موهبت عظمای دیدار عنایت کرده است. همه این سران را مبهوت و مسحور دموکراسی طلبی سرشتی خود حتی در دوره پرافتخار همرزمی و همعهدی با ابوبکر بغدادی و ابو مصعب زرقاوی و بن لادن کرده است اخیرا در بیانیه خویش برای تأسیس دموکراسی سوریه تصریح کرده است که از 210 عضو آتی «پارلمان» دموکراتیک این کشور 70 نفر را شخصا و فقط بر اساس تشخیص و اراده شخص خود انتصاب خواهد کرد. 140 نفر مابقی را هم نهادی با نام «کالج انتخاباتی» متشکل از رؤسای عظام قبائل، مراجع عالیمقام شرع، اوتاد و اسوه های اشرافیت مالی، زمینداران و سرمایه داران مورد اعتماد غول های عظیم مالی دنیا و صد البته با تأیید کامل خودش و مهر قبول اردوغان تعیین و منصوب خواهند نمود. ابعاد توسعه، خلوص، عظمت این دموکراسی به همین حد نیز محدود نمی ماند. کل 5 میلیون کرد، جمعیت کثیر دروزی ها و بخش های دیگر از جمعیت، همه ساکنان استان های سویدا، رقه و حسکه نیز از شرکت در «انتخابات»!! محروم خواهند بود.

مزدک کوهکن