و یا به آدرس زیر در سایت «سیمای سوسیالسیم» مراجعه کنید:

لینک: https://simayesocialism.com/%d9%81%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%b1-%d9%82%db%8c%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%da%86%d8%b4%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d8%a7/


بخشی از نوشته: بر اساس محاسبات بانک مرکزی جمهوری اسلامی میانگین قیمت کل کالاها در بازار داخلی ایران، در فاصله سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۴۰۲ خورشیدی دویست و چهل و سه هزار و ششصد و هشتاد و هشت برابر بالا رفته است. به طور مثال بهای کالائی که ۸۶ سال پیش فقط ۵ ریال بوده است، دو سال قبل مرز یک میلیون و یکصد و هجده هزار ریال را پشت سر نهاده است. سیر صعودی قیمت ها مسلما خاص جامعه ایران نیست. پدیده ذاتی نظام سرمایه داری در سراسر جهان است. جامعه سوئد که تاریخا یکی از پائین ترین نرخ نوسان بهای کالاها را داشته است، در همان فاصله زمانی بالا، ۱۹۳۷ تا ۲۰۲۳ شاهد عروج ۳۷ برابری قیمت ها بوده است. افزایشی که البته با آنچه در جهنم سرمایه داری ایران رخ داده است تفاوت فاحش دارد. ریشه بالا رفتن قیمت ها در کجا قرار دارد؟، دلیل صعود طغیان گونه آنها در بخشهائی از جهان به طور خاص ایران، رشد آرام تر آنها در برخی کشورها چیست؟ زیان ویرانگر یا سود طلائی اش عاید کدام طبقه اجتماعی می گردد؟. سؤالاتی است که همه جا طرح است. پاسخ ها نیز به اندازه کافی متنوع، متضاد و تا جائی که به اکابر اقتصاد سیاسی بر می گردد، علی العموم، گمراه کننده و فریب آمیزند. در میان طیف ایرانی آنها، شمار کثیری رقم یازده هزار تریلیون تومان نقدینگی را عامل بنیادی «تورم» می خوانند!!، راه جلوگیری از آن را هم راندن این حجم نجومی «پول!! به حوزه تولید و کسب و کار می بینند!! خیلی ها وجود همین نقدینگی را با پارامترهای دیگری از جنس «کاهش انضباط مالی»!!، وفور تقاضا برای ارز!!، هراس خریداران از گرانی بیشتر و روی آوردنشان به خرید افزونتر!! امریکاستیزی و سیاست خارجی غلط، تحریمهای سهمگین بین المللی، هزینه بالای تولید، بی کفایتی و نالایقی سیاستگزاران، دخالت دولت در قیمت گذاریها یا فقدان بازار رقابتی تکمیل می کنند و حاصل جمع کل اینها را دلیل آول و آخر ۲۴۳۶۸۸ برابر شدن قیمت ها در طول ۸۶ سال میان ۱۳۱۶ تا ۱۴۰۲ یا ۷۱۱۵ برابر شدن در فاصله ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۲ خورشیدی می بینند!! بدون تردید برخی یا حتی خیلی از عوامل مورد ارجاع این طیف، روی آنچه که اقتصاد سیاسی، «تورم» می خواند بدون تأثیر نیستند. بعضا چه بسا اثرات معناداری هم داشته باشند. نکته اساسی آن است که هیچ کدام این مؤلفه ها یا حتی جمع کل آنها مطلقا منشأ افزایش قیمت ها نیستند، نه فقط آدرس درستی برای یافتن سرچشمه اصلی پدیده نمی باشند که عمیقا گمراهساز و باژگونه پردازند. ریشه حقیقی گرانی ها نه هیچ یک اینها که خود سرمایه است و برای یافتن و شناخت درست آن باید نکات کلیدی مهمی را با چراغ پرفروغ نقد مارکسی اقتصاد سیاسی کاوید…

ادامه…