شبیخون سبعانه و بشرکش سرمایه داری علیه آخرین بازمانده های معاش، دارو، درمان و اساس زنده ماندن توده های کارگر ایران اینک با اسم رمز«مکانیسم ماشه» با تمامی قدرت توفش لباس اجرا پوشیده است. در این شبیخون تاتاریستی نسل کشانه، کل بورژوازی جهانی شراکت مستقیم، نافذ، دخیل و قادر دارند. رژیم درنده اسلامی سرمایه داری ایران، فاشیسم مخوف حکومتی هولوکاست آفرین امریکائی – اسرائیلی، کل ائتلاف بشرکش موسوم به «اتحادیه اروپا»، چین، روسیه و سپس همه سرمایه داری بین المللی ولو با سلسله مراتب متفاوت دخیل مستقیم سرنوشت ساز هستند. هر نوع تلاش برای خارج دیدن هر دولت، هر بلوک بندی، هر طیف قدرت سرمایه از این تهاجم مالامال از بربریت و سبعیت به خوراک و پوشاک و سلامتی و دارو و درمان دهها میلیون کارگر ایرانی، تلاش جاهلانه، در غیر این صورت عملگی مزدورمنشانه برای سرمایه و در خدمت این یا آن بخش از سرمایه داری جهانی است. کل آنچه به تحریمها منتهی گردیده است. بانی و باعث مشاجرات 47 ساله میان رژیم هار اسلامی در یک سو و بلوک بندی بربرمنشانه غرب به سرکردگی امریکا، جنگ و جدلی که ویرانی پشت سر ویرانی، کوهسار عظیم فقر و گرسنگی را بر سر دهها میلیون کارگر ایرانی آوار ساخته است، همه اینها در ساده ترین تعریف، جدال وحوش دولتی سرمایه بر سر تقسیم اضافه ارزش های حاصل استثمار توده کارگر، تقسیم مالکیت، قدرت، حاکمیت بردگی مزدی است. ریشه هر چه بشرستیزی در دنیا است از جمله مناقشات، تحریم ها، جنگ افروزیها و سیه روزی ناشی از آنها نظام بشرکش سرمایه داری است. آنکه یک طرف، یک عامل، یک جبهه جدال را می نگرد و بر طرف دیگر پرده استتار می اندازد، بدون شک با چشم سرمایه به رخدادها نظر می دوزد، با زبان سرمایه سخن می گوید، با سلاح سرمایه اسید به دیده شعور طبقه کارگر می پاشد. تحریم ها عوارض محتوم مشاجرات گرازان درنده سرمایه بر سر بازتقسیم سودها، سرمایه ها، قدرت ها است. حاکمان اسلامی نسل کش بورژوازی پیش از آنکه دولت گردند، از همان لحظه که احتمال عروج به اریکه قدرت، دولت شدن را مقابل خود یافتند سر از پا نشناخته با ولعی طاعونی نقشه شراکت آزمندانه در سهام مالکیت و حاکمیت سرمایه جهانی را در سر پروریدند، بر دل نشاندند، با خون توده های کارگر آبیاری کردند، هست و نیست طبقه کارگر ایران را در پای این انتظار شوم بشرستیزانه قربانی ساختند. در آن سوی ماجرا بخش مسلط، یکه تاز و خودکامه سرمایه داری بین المللی، بخشی که سراسر جهان، حاصل استثمار کل کارگران دنیا، بنیاد حکمرانی، استیلا بر کره خاکی را حصه بلامنازع خود می پندارد، حاضر به تحمل این سهم خواهیها نمی گردید. هر تمرد از الگوی مقرر فرمانروای خود را اخلال نظم عالم هستی قلمداد می نمود، برای در هم کوبیدنش قربانی ساختن بشریت را مجاز مطلق، مباح متقن می دید. سرچشمه واقعی جدال اینها و اینجا بود. بحث پرتلاطم هسته ای، تشکیل نیروهای «نیابتی»، بحران آفرینی ها، جنگ افروزیها، تحریم ها، زنجیره طویل سناریوها برای هر دو جبهه بشرستیز جدال نقش مستمسکهای پوشالی را داشت. تأکید بر این نکات الزامی است زیرا در آستانه تحمل امواج نیرومندتربارآورهای کارگرکش این جدال قرار داریم. مکانیسم ماشه به ورطه اجرا در آمده است، سونامی تحریم ها با قدرت می توفد، گرانی و قحطی و گرسنگی موحش تر سایه دهشت خود را بر سر ما سنگین ساخته است. تصریح مؤکد یک نکته ضروری است. در اینکه با اعمال مکانیسم ماشه ابعاد فلاکت، گرسنگی، بی داروئی، تمامی محرومیت ها، بدبختی های ما ده چندان می گردد جای تردیدی ندارد اما این تصور که بدون مکانیسم ماشه و طوفان تازه تحریمها، حتی در صورت توافقات هسته ای وضع ما بهتر می شد!! یا به چنان مهلکه ای نمی غلطیدیم!!، کمال اشتباه و سخت فریبکارانه است. مگر «برجام» تا جائی که به توده های کارگر مربوط است کمترین گشایشی در زندگیشان پدید آورد؟؟!! مگر برجام و سناریوی کاهش بایکوت ها، در روند اوجگیری جهش آسای قیمتها، تعمیق پرشتاب گرسنگیها، تعویق پرداخت مزدها، افول ضربتی توان خرید یا سقوط مستمر بهای بازتولید نیروی کار کارگران کمترین وقفه ای ایجاد کرد. تجارب زنده، گویا، سرکش ما به یکایک این پرسشها پاسخ منفی می دهد. دلیلش هم زلال و عریان است. ریشه تمامی نکبت ها، سیه روزیها در وجود سرمایه است. آنچه رخ داده است از سرمایه نشأت گرفته و شروع گردیده است. به اصل بحث پردازیم. وضع معاش، دارو، درمان، قوت لایموت، پوشاک، آموزش، آب، برق، گاز، محیط زیست، همه چیز ما از آنچه حالا هست هم دهشتناک تر خواهد شد. رژیم درنده اسلامی آپارتاید جنسیتی مستولی را شدیدتر خواهد کرد، اعدام ها، به سیاهچال انداختن ها، قتل عام حقوق اولیه انسانی آحاد طبقه ما غیرقابل تحمل تر خواهد گردید. کل اینها از مدتها پیش با شتاب فزاینده در حال وقوع بوده است و روند آن لحظه، به لحظه شتابناکتر می شود. در چنین وضعی مجبور به شورش، طغیان می گردیم. چیزی که گریزناپذیر است و همه حرف بر سر آن است که چنین خیزشی کدام سمت و سو، کدامین چشم انداز، چه خواست های عاجل را دستور کار سازد. آیا بناست باز هم سناریوی موسوم به «زن، زندگی، آزادی» را تکرار کنیم، به خیابانها ریزیم، مشتی الفاظ ماوراء زمینی، مریخی، سرمایه آویز را فریاد زنیم؟؟!! آیا قرار است به تکرار ملال آور شعارهای استعاری، ایهامی، ایمانی بسنده کنیم و با گفتن آنها آب به کشتزار رویاهای هولوکاست آمیز ترامپ ها، نتانیاهوها، استامرها، مکرون ها، روبیوها، بورژوازی بشرکش مستولی امریکا، اسرائیل، اتحادیه اروپا، این و آن قطب سرمایه داری جهانی ریزیم؟؟!!. عمله زبون اجرای تمایلات شوم آنها شویم؟؟!!. آیا می خواهیم باز هم متشت، مفلوک، ملتمس در چهاردیواری قفس وار این یا آن مرکز کار با کارفرمایان خونخوار کارگرکش برای چند تومان مزد بیشتر به چانه زنی پردازیم یا در بهترین حالت شیپور اعتصابات چند ده نفری، چند صد نفری جدا از هم را به صدا در آوریم ؟؟!! کدام کارگر است که تازیانه خونبار شکست بعد از شکست این نوع به اصطلاح مبارزات را برای سالهای متوالی درد نکشیده و زیر فشار دردها هلاک نگردیده باشد.
همرزمان، همرنجان، همدردان کارگر!
تندباد طاعونی تعرض سرمایه علیه آخرین رمق هستی ما با سهمگینی بیش از پیش شروع به توفیدن کرده است. باید آماده شورش شد اما این خیزش باید ریل کارزار واقعی کارگری، سراسری، ضد سرمایه داری را اتخاذ کند. نه با شعارپراکنی مریخی دردی از ما دوا می گردد و نه از طریق آویختن به نهادهای دولت سرمایه داری قادر به هیچ گشایشی در وضعیت مرگبار زندگی خود می شویم. چاره کار ما روشن و تابان است. کل چرخ اقتصاد، کار، تولید، هر چه از پیش وجود داشته است، هر چه نسلهای متوالی طبقه ما آفریده و در حال آفریدن است باید به زندگی ما اختصاص یابد. وارد شریان هستی ما گردد. خوراک، پوشاک، مسکن، آب، برق، رفاه، آموزش، دارو، درمان، سلامتی ما، همه آحاد توده های طبقه ما شود. مناقشات میان رژیم اسلامی درنده و نسل کش سرمایه با رقبای درنده تر نسل کش تر و هولوکاست آفرین اش هیچ ربطی به ما ندارد. ما ضد همه این وحوش، ضد سرمایه داری، ضد طبقه سرمایه دار دنیا، ضد هر نوع دولت و نهاد قدرت بالای سر انسان هستیم. عمله جنگ قدرت میان این گرازان وحشی درنده نیستیم، عمله تسویه حساب هیچ اپوزیسیون بورژوازی با حاکمان این رژیم نیز نمی شویم. طبقه کارگریم، جنگ ما بر سر کار، تولید و زندگی خود، بر سر حاصل کار و تولید خویش و نسلهای متوالی طبقه خود است. 47 است که هزینه های کهکشانی حاکمیت، بحران آفرینی، رقابتگری جمهوری اسلامی در یک سو و جنگ افروزیها، زیادت خواهی ها، تسلط طلبی ها، جهانخواریها، نسل کشی ها، بشریت سوزی های رقبای این رژیم در سوی دیگر را ما توده های کارگر ایران، منطقه و دنیا پرداخت کرده ایم. وقت آن رسیده است که ریال به ریال این خسارتها را از حلقوم مالامال از خون طبقه سرمایه دار ایران، دولتش، یکایک نهادهای قدرت و حاکمیتش خارج گردانیم. برای این کار باید کل ما آحاد طبقه کارگر یک قدرت واحد، متحد، سازمان یافته، سراسری، شورائی، ضد سرمایه داری شویم. هیچ دلیلی برای هیچ میزان ناممکنی این کار وجود ندارد. ما آفریدگار کل سرمایه ها، قدرت ها، دولت ها هستیم، به همان سیاق که به وجود آورده ایم از هستی ساقط می کنیم. سرمایه ها را از چنگال وحوش سرمایه دار، دولت خارج، شیرازه سرمایه بودن، ماندنشان را در هم می کوبیم. علیه موجودیت هر دولت سرمایه، هر الگوی حکومتی سرمایه داری می جنگیم. چشم انداز تسلط سازمان یافته شورائی آحاد طبقه خویش بر سرنوشت کار و زندگی را دستور مبارزه طبقاتی روز می کنیم. در سنگر نخست این کارزار برای خارج سازی کامل خوراک، پوشاک، مسکن، دارو، درمان، آموزش، آب، برق، گاز، ایاب و ذهاب، سلامتی، کل مایحتاج یک زندگی آزاد، بی نیاز انسانی از سیطره داد و ستد پولی، کالائی سرمایه داری، علیه هر شکل آپارتاید جنسیتی، هر آلودگی زیست محیطی دست به پیکار می زنیم. قدرت کارزار ما قدرت متشکل شورائی سراسری طبقه ما است. راهکار نمایش این قدرت از کارانداختن کامل و سراسری چرخه تولید، بازتولید، ارزش افرائی سرمایه است. هیچ قدرتی در هیچ کجا یارای ایستادگی در مقابل این کارزار را در درازمدت دارا نیست. آنچه اساسی، حیاتی، کلیدی است این است که برای سازمانیابی شورائی این ضد قدرت راه افتیم. دست به دست هم دهیم. یک تن واحد طبقاتی شویم، سر بورژوازی را از روی تنه خود برداریم. شعور ضد بردگی مزدی را چراغ راه مبارزه توفانی طبقاتی خود سازیم.
ریشه سرمایه داری از جهان برکنده باد
سرنگون باد هر دولت سرمایه
پیکار برای خارج سازی کلیه مایحتاج زندگی آزاد، بی نیاز انسانی از سیطره داد و ستد سرمایه داری
زنده و بالنده باد ضد قدرت سازمان یافته شورائی، سراسری کارگران علیه بردگی مزدی
کارگران ضد سرمایه داری و برای لغو کار مزدی