گفتگو حول مفاد تفاهم دولتهای امریکا، ایران، واکنش اسرائیل و سایر دولتهای منطقه، دنیا، برنده و بازنده جنگ، شانس تداوم یا تعطیل مذاکرات و نوع اینها  کاملا داغ است. کارگران هم مجبورند آنچه را که در شرف وقوع است بشناسند اما فقط از این منظر که کارزار جبری همیشه جاری آنها نیازمند واکاوی آگاه شرائط مستولی، تغییرات درون آن است. یک چیز روشن است. در جنگ دولتها و بخشهای مختلف بورژوازی با هم، مستقل از شکست و پیروزی این یا آن طرف، توده های کارگر بازنده محتوم، نظام سرمایه داری برنده مطلق است. جنگ 40 روزه و تفاهم نامه امضاء شده نیز بازتاب درستی همین باور است. طبقه سرمایه دار و دولتهای هر دو کشور ایران و امریکا به اندازه کافی برنده اند. تا جائی که به جمهوری اسلامی مربوط است، آنچه تا دیروز زیر نام «نیروی نیابتی» او تکفیر می شدند، مهر تروریست می خوردند، اینک «متحدینش» قلمداد می گردند. حاکمیتش از سوی امریکا، متحدان مورد قبول قرار می گیرد، با این قبول راه خروج سپاه پاسدارانش از لیست تروریسم هم باز می شود. بخشی از بورژوازی جهانی و منطقه که تا پیش از جنگ برای سقوطش روزشماری می کردند، اکنون آماده سرمایه گذاری 300 میلیارد دلاری در قلمرو استیلایش هستند. تحریم های ویرانگر امریکا، شورای امنیت، شورای حکام آژانس بین المللی، تحریم های اولیه و ثانویه دامنگیرش کمرنگ و راه الغاء پیش می گیرند، منجی «امت اسلامی» لبنان، شاید هم امم دیگر می شود  جنگ به او فرصت داد تا دهها هزار معترض مجبور به شورش خیابانی را کشتار کند، میدان های تیر را وسیع تر، اعدام ها را پرشمارتر سازد و تفاهم نامه این فرصت را طلائی تر کرد تا بیشتر از پیش، دست به نسل کشی زند، دمار از روز توده کارگر در آرد. همه این ها برای حاکمان درنده اسلامی سرمایه داری غنائم پربها هستند. یک نکته را اضافه کنیم. باب این احتمال حتی با ضریب بالا باز است که ترامپ اضطرارا، زیر فشار مخمصه های مولود جنگ، از جمله خطر باخت جمهوری خواهان، تشدید بحران جاری سرمایه داری به دلیل فوران قیمت انرژی، گسترش نارضائی لایه های فقیرتر طبقه کارگر امریکا، به طور نقشه مند مقابل رژیم ا عقب نشسته باشد تا در مذاکرات آتی، به دنبال غلبه بر مشکلاتش برای بازپسگیری این یا آن امتیاز بکوشد، این احتمال وجود دارد اما حتی همین عقب نشینی اضطراری امریکا و آنچه از دستاوردها  باقی ماند هم برای رژیم اسلامی برد بارز است.  

به سوی دیگر ماجرا، به بورژوازی امریکا و دولتش نظر اندازیم. خاورمیانه در تمامی سالهای اخیر شاهد افت نسبی مبادلات بازرگانی با امریکا، عروج حجم این مبادلات با چین بود. فقط امارات متحده عربی هر سال 30% واردات و صادراتش با چین را افزایش می داد. عربستان از این شتابناکتر پیش می تاخت. عراق، عمان نیز همین راه را می رفتند. جنگ ضربه ای سنگین بر این روند وارد ساخت، عقب افتادن امریکا از چین عظیم تر از آنست که با این چاره گریها!! جبران گردد اما رسم غریق است که به «هر حشیشی توسل جوید» زیانهای اروپا در جنگ برخلاف پاره ای پندارها برای سرمایه داری امریکا نه نامیمون که کم یا بیش خوش یمن حساب می آمد، کشورهای عربی خاورمیانه، ممالک بسیار بیشتری در دنیا بر بودجه دفاعی خود افزودند تا سلاحهای هر چه مدرن تری از غولهای نظامی امریکا خریداری کنند. تراست های عظیم الجثه نفتی امریکا، اروپا بازار فروش خود را طلائی، ارقام سودها را کهکشانی کردند. سود «شل» فقط در سه ماهه اول سال به مرز 7 میلیارد رسید. «بی پی» نیز در همین زمان کوتاه 3 میلیارد و سیصد میلیون سود برد. بانکهای امریکائی سبقت جستند و حجم سود خود در فصل اول سال را از 47 میلیارد دلار بالاتر بردند.

اسرائیل ضلع سوم مثلث جنگ که برخی ها مغبونش می خوانند!! به یمن جنگهای 12 روزه، 40 روزه، جنگ مدامش در فلسطین، منطقه تا آنجا پیش تاخت که در آمیزه ای از واقعیت و وهم، معماری خاورمیانه اسرائیلی را دستور روز نسل کشی ها، سبعیت های خود کرد. غزه، کرانه باختری را نابود، لبنان را ویران، سوریه را حیات خلوت خاموش، تسلطش بر سرزمین های اشغالی را مستحکم تر از همیشه ساخته است. چرخه ارزش افزائی سرمایه هایش را با تولید پیشرفته ترین تکنیک های دیجیتال آذین بسته، بازرا فروش سلاحهای مدرنش را به سراسر دنیا توسعه داده است.

این حرف که کدام دولت جنگ افروز یا آماج جنگ برده است، باخته است؟ مساوی کرده است را به دولتها، بورژوازی درنده حاکم یا اپوزیسیون سوداگر قدرت بسپاریم، واقعیت زمخت زمینی آن است که در تمامی جنگهای گذشته و حال میان سرمایه داران دنیا، کشورها، دولتهای آنها، سرمایه داری برنده مطلق، کارگران بازنده نفرین شده، همه چیز باخته، به خاک سیاه نشسته را تشکیل می دهند. جنگ 40 روزه بهای واقعی نیروی کار توده های کارگر را در سراسر دنیا به گونه فاحش تنزل داد، از این طریق ساده که قیمت مایحتاج اولیه معاش، هزینه بازتولید نیروی کارشان فوران آسا اوج گرفت. سرمایه داران کشورها با جنجال صعود بهای انرژی تا توانستند بر قیمت ها افزودند و با هر ریال افزایش بهای کالاها، به همان میزان توان خرید توده کارگر را بمباران کردند. همه دولتهای سرمایه داری دنیا جنگ را فرصت مغتنمی برای سرشکن سازی بار بحران همه جا سرکش سرمایه داری بر سفره خالی کارگران کردند. تمامی این شبیخون های وحشیانه طاعونی در جهنم سرمایه داری ایران به طور معمول با سبعانه ترین کشتارها، پرخروش ترین سیلابهای خون، بیشترین اعدام ها همراه شد. گرسنگی فزاینده تر از پیش طغیان کرد، کارگران بسیاری کومه مسکونی خود را از دست دادند، شما کثیرتری از پرداخت اجاره بهای زاغه ها عاجز ماندند، قیمت دارو و درمان سر به آسمان سائید و میلیونها کارگر ناتوان از پرداخت این هزینه ها در مقابل مرگ خود یا عزیزان سر تسلیم فرود آوردند. مختصر کنیم، در جنگ 40 روزه مثل همه جنگ های وحوش سرمایه دار و دولتهای سرمایه داری، طبقه سرمایه دار کشورها بردند، کارگران دنیا و عظیم تر، مخوفتر از همه جا، کارگران ایران باختند، باختی که به آنچه تا حال، در دوره جنگ و آتش بس تحمل نموده اند، محدود نمی ماند، امضای تفاهم نامه، سرآغاز تشدید موحش تر، طاعونی تر این باخت. سرمایه داران خود را آماده آغاز فصلی تازه برای تعرضات سهمگین تر علیه هست و نیست توده کارگر می کنند. آنها سودهای کلان به چنگ آورده اند و اینک شرائط بعد از جنگ را فرصت طلائی برای انباشت های جدید می بینند، انباشت ها، سرمایه گذاریهایی که سودآوری طلائی آنها در گرو تنزل هر چه فاحش تر بهای واقعی نیروی کار کارگران است. باز هم قیمت مایحتاج اولیه معیشت توده کارگر را شتابناک بالا خواهند برد، مزدها را بیش از پیش پائین نگه می دارند، اجاره بهای کومه های محقر مسکونی، هزینه آب، برق، گاز، اینترنت، بیشتر از همه دارو، درمان، آموزش، ایاب و ذهاب، همه چیز را دستخوش فوران می سازند، دست به تهاجمات و تعرضاتی خواهند زد که با اعتصابات پراکنده بدون هیچ پژواک درون مراکز کار، سر دادن جنجال خیابان، خیابان یا در «کف خیابان می گیریم حق مان»!! توسل به قانون، آویختن به نهادهای دولتی، دخیل بستن به معجزه گری این و آن مافیا فقط روزگار خود را تاریک تر، راه نجات را سر به مهرتر خواهیم کرد. راهبرد دیگر، راهکارهای دیگر، حوزه های دیگر صف آرائی، میدانهای نوین کارزار باید جست. بیائید از همه نیروهای  مدعی منجیگری، از هر اپوزیسیون بیرون و درون ساختار قدرت سیاسی، از آرزوی آرایش و پیرایش نظام بردگی مزدی، برای همیشه دل کنیم، راه اتکاء به قدرت تحول آفرین و تاریخساز طبقه خود، طبقه کارگر، همه بخشهای در صنعت، آموزش، کشاورزی، حمل و نقل، درمان، بهداشت، راه، ساختمان، معدن، خانه داری، رستوران، هتل، جنگل، آب، برق، انتشار، شبکه های دیجیتال، ادارات، شاغل، بیکار، دانشجو، دانش آموز، بازنشسته را پیش گیریم. در نخستین گام بیرق خارج سازی معاش، دارو، درمان، مسکن، آب، برق، اینترنت، مایحتاج یک زندگی مرفه آزاد بی نیاز از سیطره خرید و فروش افرازیم. برای تحقق این کیفرخواست دست به کار سازماندهی سراسری، شورائی شویم. از خانه، محله، مرکز کار، مدرسه، دانشگاه، هر کجا هستیم شروع کنیم. واهی «ناممکن» را از دست و پای خود باز کنیم. شیوه های تاریخا شکست خورده، بی حاصل، فرساینده اعتراض را کنار گذاریم، حول خواستهای واحد، یک قدرت سازمان یافته شورائی سراسری واحد گردیم.     

کارگران ضد سرمایه داری

28 خرداد 1405