هزینه­ های سرسام­ آور دارو، درمان، خوراک و مسکن، دستمزدهای ناچیز، بیکاری و اخراج، سرکوب و اعدامهای هرروزه، آنچنان زندگی را غیرقابل تحمل ساخته که همگان وقوع شورش و خیزشهای مجدد را حتمی می­ دانند، خیزشی که هم دولت امریکا و اسرائیل برای بهره­ برداری از آن روزشماری می­ کنند، هم مافیای رضاپهلوی، احزاب کُرد و نیروهای اپوزیسیون برای کسب قدرت دولتی چشم انتظار آن هستند، اما اگر قرار باشد که ما مهار مبارزه خود را به دست این شیفتگان قدرت دهیم، بار دیگر یک شکست فاجعه ­بار نصیبمان خواهد شد، توسل به دولتها و رهبران، خط ­کشیدن بر روی شعور و توان چاره­ گری ماست، فاجعه­ ای که تاریخ قرن بیستم ازجمله انقلاب ۵۷ بهترین گواه گمراهه ­بودن آن است.

از این که بگذریم راه­ حلهای دموکراسی، جامعه مدنی و حقوق بشر که توسط اپوزیسیونهای راست و چپ، تبلیغ می­ شود هم از اساس بیراهه است. علت اساسی تیره ­روزی ما اینست که مزدبگیریم، برده سرمایه ­ایم، از هرگونه تصمیم­ گیری درباره شرایط کار و زندگی و نظم و نظام جامعه، ساقط و محرومیم، راهبرد ایجاد دولتهای دموکراتیک، لاییک، ملی، خلقی و غیره یعنی اینکه مبارزه علیه کارمزدی را از دستور مبارزه خود کنار بگذاریم و تعویض دولتها را راه نجات خود بپنداریم. دولتها با هر مدل و الگویی، ابزار حفظ و پاسداری از بردگی مزدی هستند. نفس وجود دولت گواه هیچکاره­ بودن ما در تعیین سرنوشتمان است. همه هست و نیست ما در همه جای جهان زیر اراده و در چنگال قدرت دولتهاست. تعویض حکومتها ذره­ ای از تسلط و فرمانروایی دولت بر زندگی ما کم نمی­ کند. راه نجات ما خلاصی از شر هرگونه دولت و اداره جامعه توسط شوراهای ضدسرمایه ­داری است. اینکه چه چیزی تولید شود، چه مقدار تولید گردد، چه میزانی از زمان در روز و هفته و ماه را وقف کار کنیم، چه زمانی بازنشسته شویم، چه اندازه از کارمان صرف خوراک و پوشاک، مسکن و تفریح گردد، چه مقدار به محیط زیست، دارو، درمان، بهداشت، آموزش و پژوهش اختصاص یابد، داد و ستدهای داخلی و خارجی، مناسبات دیپلماتیک، مقررات، قوانین و پروتکل های اجتماعی همگی باید با تصمیم برابر همه انسانهای متشکل در شوراهای ضدسرمایه­ داری تعیین گردد و توسط خود این شوراها عملی شود.

آزادی پوشش و لغو حجاب اجباری هم فقط گوشه ­ای از مبارزه علیه ستم بر زنان است. زنان با کارِ خانگی خود به پرورش نیروی کار مورد نیاز سرمایه می­ پردازند، از پیران، معلولان، فرسودگان چرخه ارزش­ افزایی سرمایه نگهداری می ­نمایند. اشتغال به کارِ خانگی، منجر به وابستگی اقتصادی زنان به همسران می­ گردد، آنان را به موقعیت فرودست تنزل می ­دهد. برای مبارزه علیه مرد­سالاری، چند­همسری، خشونت علیه زنان، کودک ­همسری و فحشا باید چرخه ارزش­ افزائی سرمایه ­داری هدف مستقیم جنگ شود. باید مایحتاج زندگی از چرخه خرید و فروش خارج گردد، کارِ خانگی با خدمات اجتماعی بدون داد و ستد پولی جایگزین شود.

در راستای تحقق این اهداف، «هرگونه دخالت دولت در زندگی خصوصی، روابط زن و مرد، زندگی مشترک، نوع پوشش، فرهنگ، اعتقادات، فعالیت سیاسی و اجتماعی را متوقف سازیم. ممنوعیت دستگیری، حبس و آزار انسانها، آزادی زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، لغو مجازات اعدام را جزء همیشگی جنبش جاری خود گردانیم.»

به موازات آرزوی سرنگونیِ فاقد هرگونه محتوای ضدسرمایه­داری که در میان آحاد طبقه ما شایع است، در مبارزات روزمره مراکز کار و تجمعات خیابانی هم اثر و نشانه ­ای از ضدیت با سرمایه ­داری مشاهده نمی ­شود. مطالباتی همچون «افزایش مزد به تناسب تورم و سبد معیشت»، «دریافت مزد عادلانه» از رژیم فعلی و یا از حکومتی که قرار است در آینده سر کار بیاید، فقط چرخیدن به دور خود است. مزد، بخش کوچکی از حاصل کار اجتماعی طبقه ما است و بخش بسیار بسیار بزرگتر این حاصل کار، نصیب سرمایه­ داران و دولتها می­ گردد. پذیرش سیستم مزدبگیری یعنی اینکه قبول داریم از حاصل کارمان چندرغازی و تکه نانی به دست آوریم و کارفرماها و دولتها هم حق دارند بخش اعظم آن را سهم خود سازند!! اینکه «مزدها نازل است. قیمت ارزاق و مسکن، دارو درمان وحشتناک است» حرفهایی است که سرمایه­ داران نیز منکر آن نیستند. حکومتگران هم هر روزه همین­ ها را می­ گویند. حرف جمهوری اسلامی و صاحبان سرمایه نه بی­خبری از وضع معاش کارگران که مسأله دیگری است. حرف و باور این طبقه آنست که هر مقدار افزایش سطح زندگی و رفاه انسانها به شرطی مجاز است که شرط حتمی توسعه، رشد و بقای سرمایه باشد!! این نه فقط باور سرمایه ­داران و حکومتگران فعلی که حرف همه اپوزیسیونها، رهبران، احزاب و سندیکاها نیز هست!! وقتی دورنمای اعتصاب و اعتراض ما مزد بیشتر است، پاسخ سرمایه­­ داری اسلامی، دموکراتیک، لائیک، سلطنتی و جمهوری این خواهد بود که شما فروشنده نیروی کارید، در ازای آن مزد می ­گیرید، سطح و مقدار این دستمزدها تابعی از نیاز چرخه تولید سود است!! از این حقیقت مسلم که بگذریم، بیکارسازی و گرانی و تورمی که سرمایه­ داران همیشه و همه جا بر زندگی ما آوار می­ کنند هر مقدار افزایش مزدها را به سرعت برق و باد هیچ و پوچ و بی ­اثر می­ کند.

اگر می­ خواهیم مبارزه ما علیه بیکاری، معیشت نازل، گرانی مسکن و دارو، موفقیت­ آمیز باشد، نباید زندگی خود را به دریافت مزد قفل زنیم، بجای آن، کارنامه کار و تولید سالانه خود را باز کنیم که بر اساس آمارها دهها هزار تریلیون تومان است. ما بیش از 75 درصد جامعه و آفریننده همه ثروتها هستیم­، به سراغ یکدیگر رویم، متحد و سراسری با قدرت اعتراضات و اعتصابات خود فریاد زنیم:

«خوراک، دارو، درمان، مراقبتهای ویژه معلولان و سالمندان، مسکن، آموزش، آب، برق، گاز، اینترنت، ایاب و ذهاب، تفریح، سفر و تمامی مایحتاج اساسی زندگی انسانها، باید بطور کامل از رابطه خرید و فروش خارج گردد و بطور رایگان در دسترس هر شاغل و خانه­دار، بازنشسته و بیکار، از هر قوم و ملیت و با هر اعتقادی قرار گیرد. »

هم اکنون در جهنم سرمایه­ داری ایران اعتراضات و اعتصابات ما به حد وفور جریان دارد. این اعتراضات استخوانبندی شورائی دارد، همگی بدون حضور هیچ رهبری، تصمیم­گیری می­ کنیم و دست به اعتراض و اعتصاب می ­زنیم، اما این اعتراضات، محصور در مراکز کار است. ما نه با قدرت طبقه خود که پراکنده و جدا از هم می ­جنگیم. همه ما از معلم، کارگر صنعتی و کشاورزی، کارمند، راننده، بیکار، بازنشسته، پرستار، کارگر ساختمانی، دستفروش و خانه­ دار، اعضای یک طبقه ­ایم اما به هیچ حمایت عملی از همدیگر روی نمی­ آوریم و ناگزیر موفقیتی نداشته ­ایم. معنای واقعی حمایت، تعطیل­ کردن چرخه کار و تولید و مختل ­ساختن نظم سرمایه در همه عرصه­ های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی است.

توسل به افزایش مزدها، اپوزیسیون و رهبران را دور بریزیم. در هر کجا که زندگی و تحصیل و کار می ­کنیم به سراغ یکدیگر رویم، متحد و سراسری با نیروی اعتراضات و اعتصابات خود، جنبش شورایی ضدسرمایه­ داری راه اندازیم.

«خارج­ سازی معیشت از چرخه خرید و فروش، برچیدن بساط کارِ خانگی زنان، متوقف ساختن دخالت دولت در زندگی خصوصی و فعالیت سیاسی، آزادی همه زندانیان، لغو مجازات اعدام » را سرلوحه مبارزات خود سازیم.

کارگران ضدسرمایه داری – مهر 1405