ترس رژیم و ما


فشار برکارگران از همان روزهای بعد از قیام بهمن شروع شد. شاید از اولین ها کارگران شاغل در نساجی مازندران بودند. نساجی فعالی از دهه سی که بیش از 7000 کارگر داشت و محصولات مرغوبش علاوه بر نیاز داخلی به خارج هم صادر می شد. سال هاست که کارگرانش در اعتصاب و اعتراض راهپیمایی و تجمع و نامه پراکنی و طومار نویسی، اجتماع جلوی مجلس هستند. جواب این همه مبارزه  سرکوب، تحقیر، تهدید، تطمیع و در نهایت هیچ است.

– کارگران مس خاتون آباد: دی ماه 82 تجمع در مقابل فرمانداری، حمله نیروهای انتظامی 4 کارگر – ریاحی، مهدوی، مومنی و جاویدی کشته و عده ای دستگیرشدند. شکایت خانواده و شکایت یک گروه کارگری خوش خیال به سازمان بین المللی کار، نتیجه: درنهایت هیچ.

– کارگران هفت تپه از سال 84 اعتراضات را شروع کردند. بست نشستند، در مقابل استاداری تحصن کردند، در نقاط مختلف شهر راهپیمایی کردند، به مدیرکل کار استان نامه نوشتند و خواسته های شان را مطرح کردند. خانواده های شان با آن ها همراه شدند. به بستن جاده اقدام کردند تا مردم را در جریان قرار دهند. نتیجه: امنیتی خوانده شدن مساله، تبلیغ علیه نظام، بازداشت، محاکمه، زندان، فشار برای مصاحبه. نتیجه: در نهایت هیچ.

– کارگران آذرآب اعتراض و اعتصاب برای دریافت دست مزدهای عقب مانده، شهریور 96، حمله پلیس ضد شورش با باتوم و گاز اشک آور. مهر 98 حمله به کارگران، بازداشت 42 کارگر. مهر 98 حمله نیروهای امنیتی بازداشت 21 کارگر. اسفند 98 زدن اتهام اخلال در نظم عمومی، اعتشاش، امنیتی دیدن اعتراضات کارگری. نتیجه: در نهایت هیچ

– کارگران هپکو، مبارزه طولانی مدت به خاطر دست مزدهای عقب مانده و عدم امنیت شغلی و بلاتکلیفی در دو سال اخیر به ویژه در هر ماه سال جدید 99. شهریور 98 بستن ریل راه آهن و ایجاد وقفه در حرکت قطار، اعتراض به مدیریت جدید، تهیه طومار. پاسخ: حمله نیروهای امنیتی و یکان ضربت به کارگران. بازداشت 28 کارگر و 15 مجروح اعزام به بیمارستان در شهریور 98. نتیجه: در نهایت هیچ

می شود این لیست را برای معلمان، پرستاران، کارگران عسلویه، کارگران شهرداری ها، صنایع گسترده نساجی، کاشی سازی، لاستیک سازی و … ادامه داد.

مسلم است که در این مبارزات کارگران دستاوردهای مثبت زیادی داشتند. به درجه ی بالایی توهم خود را از دست دادند. به اهمیت همبستگی و حمایت کارگری پی بردند و کوشش هایی انجام دادند. از نهادهای رسمی اعم از صنفی و دولتی  بخشا قطع امید کردند. به جلب حمایت توده ای از خانواده تا مردم کوچه و بازار توجه کردند و سعی در ایجاد پیوند کردند. این هیچ­ها که ذکر شد بیلان پاسخ مثبت رژیم و مسئولان نسبت به کارگران است. در هیچ یک از ده ها اعتراضات کارگری ماهانه سال های اخیر، گشایشی در کار کارگران ایجاد نشده است. مشکل کارگران هیچ یک از شرکت ها، کارخانه ها، موسسات، کارگاه ها و غیره حل نشده است و اعتراضات سال هاست که ادامه دارد. همراه با آن ها مبارزات و اعتراضات توده ای سال های اخیر به ویژه دی ماه 96 و آبان ماه 98 چنان ترسی در دل رژیم انداخته است که دیگر هیچ وعده و وعیدی هم نمی دهد. مستقیما و بلاواسطه تهدید می کند. حکم اعدام برای سه معترض سال 98 در تهران و 6 معترض در اصفهان و اعلام این که قاطع تر با هر حرکت اعتراضی که آن را اغتشاش، برهم زدن نظم عمومی، اخلال در امنیت کشور و غیره می خوانند برخورد خواهد شد، بیانگر ترس مرگ زای حاکمان است. آن ها راهکار قاطعانه تری از کشتن، شکنجه، تجاوز، اعدام، بازداشت، شلاق، استفاده از یکان ضربت، پلیس ضد شورش، نیروهای امنیتی و انتظامی و بسیج و لباس شخصی که همه را آزموده اند ندارند. پس برای ما نباید ایجاد ترس کند. حالا که آن ها از ترس، تب مرگ کرده اند، بیایید ترس باقی مانده در خود را دور بریزیم. ترس آن ها از ماست. از این است که نظم سرمایه داری حاکم را درهم بریزیم. از این که امنیت سرمایه را مختل کنیم. از این که در ایجاد کوه اضافه ارزش ها اختلال ایجاد کنیم. از این که باهم حرکت کنیم. از این که شوراهای ضد سرمایه داری را در هر محل کار و زندگی تشکیل دهیم و با خواسته های سراسری تدریجا به سمت اعتصابات عمومی حرکت کنیم. بیائید از ترس آن ها حرکت کنیم و این ترس را برای شان به واقعیت تبدیل کنیم.

نویسنده: نوشین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *