مروری در اطلاعیه «شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت»


اطلاعیه حاوی بسیاری نقطه قوتها است. نوعی همجوشی، همپیوندی برای راه اندازی یک اعتراض نسبتا وسیع کارگری را متجلی می سازد. اعتصاب مصمم و استوار کارگران شرکت «فراب» در نیروگاه «بیدخون» با انتشار طرح موسوم به «بیست – ده» و خواست افزایش دستمزد را حلقه آغاز در زنجیره اعتصاب ها و اعتراضات قریب الوقوع می خواند. تعویق پرداخت مزدها را جنایت تلقی می کند، مزد کمتر از 12 میلیون تومان در ماه را غیرقابل تحمل اعلام می نماید. فشار سرکوب و اعمال قهر امنیتی، پلیسی در محیط کار را آماج اعتراض می گیرد، بر همبستگی و اتحاد بخش های به اصطلاح رسمی و پیمانی توده کارگر در مقابل وحوش سرمایه دار و دولت سرمایه اصرار می ورزد، تحقق خواست ها را به نمایش قدرت و تعطیل چرخه کار و تولید محول می سازد. از همه اینها مهمتر تصریح می کند که پروسه تدارک، هدایت، انجام و همه امور مربوط به این خیزش، با مشورت، همدلی، همفکری یا در واقع شورائی، پیش خواهد رفت. همه اینها بی شک وجوه قوت هستند، شایسته ارجگذاری می باشند. برای سایر همزنجیران درس آموز و آگاهگرانه اند. اطلاعیه اما حلقه های کاملا سست و پاشنه آشیل های مخرب هم دارد که اهم آن ها به شرح زیرند.

1- رفیقان کارگر ما در بخش پیمانی شرکت نفت، خواسته و حساب شده، یا مساهله آمیز و تسامحی – به زعم ما حتما دومی – خود را و همکاران نفتی خود را از همزنجیران دیگر، از دهها میلیون نفوس توده های طبقه خود جدا می کنند. هر جمله اطلاعیه را با کارگر نفت شروع و با همان نام به پایان می رسانند. طوری سخن می رانند که گویا مزدهای محقر هول انگیز، شرایط کار مرگ آور، فقدان فاجعه بار ایمنی محیط کار، فشار سهمگین استثمار و دنیای بدبختی های دیگر، نه پدیده سراسری و همه شمول زندگی کل کارگران بلکه ویژه چند ده هزار کارگر نفت می باشد. رفقا می گویند:

«صنعت نفت یک بخش بزرگ سودآور جامعه است. باید مراکز کاری ما امن باشد و با بالاترین استانداردهای محیط زیستی مجهز باشد. باید در صنعت نفت بودجه کافی برای امن شدن محیطهای کار و تجهیز مراکز کاری به امکانات سرمایشی و گرمایشی مورد نیاز و دستگاههای تهویه هوا به میزان مورد نیاز، بالا بردن استاندارد بهداشتی در خوابگاهها و اماکن عمومی چون دستشویی ها و حمام و … اختصاص داده شود.»

کارگران نفت باید هزاران بار بیش از آنچه خود مطرح نموده اند از امکانات ایمنی، رفاهی، معیشتی، اجتماعی برخوردار گردند، اساسا باید از شر کارگر و برده مزدن بودن برای همیشه رها شوند. باید حتما چنین گردد، اما سؤال اساسی آنست که چرا مزد ماهانه بالای 12 میلیون تومان، شرایط کار بهتر یا امکانات ایمنی محیط کار فقط برای کارگر نفت مطالبه می شود، چرا برای کل توده های کارگر طرح نمی گردد؟؟!! چرا کارگر نفت خود را صرفا کارگر نفت قلمداد می کند، چرا جزء اندکی از یک طبقه عظیم اجتماعی و بین المللی نمی بیند. حتما خواهید گفت که بالاخره ما شاغل شرکت نفت هستیم، مشکلات خود را داریم، برای رفع این مشکلها مبارزه می کنیم!! نماینده کارگران دیگر نیستیم و سخن گفتن از جانب آنان را حق خود نمی دانیم!!.

معضل بنیادی کار دقیقا در همین جا قرار دارد. محکم تر بگوئیم، یک فاجعه دامنگیر طبقه ما در سراسر دنیا همین پندار بی بنیان است. ما هویت خود را با اسم و رسم، مالکیت، ماشین آلات و جواز کسب صاحب سرمایه تعریف می کنیم!!! مسخ و متحجر، با قوای دماغی شستشو شده، بدون اینکه بیأندیشیم، سرافراز و سربلند فریاد می زنیم که کارگر شرکت نفت، هفت تپه، فرآب، آذرآب، فولاد یا فلان صنعت هستیم!!! بر روی وجود خود به عنوان آحادی از طبقه کارگر، طبقه آماج فشار خرد کننده و کوبنده استثمار دهشتناک سرمایه، اسیر حاکمیت بربریت منشانه سرمایه داری، در حال پیکار علیه استثمار، ستم، جنایت و بشرستیزی سرمایه، بر روی موجودت و هویت طبقاتی خویش به طور کامل خط می کشیم، آن را نفی می کنیم، بمباران می کنیم، کاتولیک تر از پاپ آنچه سرمایه می خواهد و آرزو دارد را انجام می دهیم!! اگر این کار را نمی کردیم، آنگاه به عنوان جزئی از طبقه کارگر در مقابل سرمایه دار، دولت سرمایه و صف سرمایه داران ظاهر می گردیدیم، خواست روز خود را خواست همه توده های کارگر می دیدیم، اعتراض خویش را اعتراض میلیونها و شاید میلیاردها کارگر تلقی می کردیم. آنگاه خود را گردانی از ارتش نیرومند پرولتاریا و محل کارمان را سنگری از سنگرهای به هم پیوسته پیکار طبقاتی علیه اساس هستی سرمایه داری می یافتیم، ما این کار را نکرده و نمی کنیم، اقدامی که در کنار سایر بی راهه رفتن ها ما را اسیر وضعیت بسیار فاجعه بار موجود ساخته است.

شما به گونه ای بسیار نادرست می گوئید: «صنعت نفت یک بخش بزرگ و سودآور است و بر همین مبنی حق ماست که مزد مکفی و شرایط کار مناسب داشته باشیم» (نقل به مضمون) مگر سایر حوزه های کار و تولید سرمایه داری سودآور نیستند؟؟!! مگر آنها کمتر از شما استثمار می شوند؟!! کمتر از شما فرسوده و هلاک می گردند؟!! کمتر از شما بر سرمایه کفتاران درنده سرمایه دار می افزایند؟ مگر مزد کارگران باید تابع ویژگی های انباشت و میزان سوددهی سرمایه باشد؟؟!! این حرف را وحوش سرمایه دار هم با این زمختی تحویل کارگران نمی دهند!!. مزد قطره  ناچیزی از رود پرخروش ارزش ها و اضافه ارزشهائی است که طبقه کارگر تولید می کند. شما به جای آنکه در جایگاه گردانی از طبقه خود خواستار خارج سازی کل حاصل کار و تولید طبقه خویش از چنگال سرمایه باشید، حد و حدود مزدها را به طول و عرض سود صاحبان سرمایه ارجاع می دهید؟!!  

2 – نوع نگاه سندیکالیستی و سرمایه مدار بالا باعث گردیده است که کارگران مبارز دست به کار تدارک اعتصاب ها، هیچ نیازی به هیچ تلاش برای جلب حمایت و همبستگی همزنجیران خویش در هیچ کجای دیگر هم احساس ننمایند. این نیز مصیبت دیگری است که جنبش طبقه ما را همه جا در کلاف خود زمینگیر کرده و به بن بست کشانده است. کارگران هفت تپه 40 سال است به طور مستمر با سرمایه داران و دولت سرمایه در جنگند. آنان در این 40 سال هیچ گاه به طبقه خود نگاه نکردند. در بهترین حالت، زمانی که چهاردیواری شرکت را پشت سر نهادند، خود را به مرکز شهر شوش رساندند، از این حد فراتر نرفتند، کارگران بیش از 20 واحد بزرگ و متوسط صنعتی به حمایت از آنها برخاستند، اما سوای تشکر کاغذی پاسخی نشنیدند. 40 سال به دور خود چرخیدند، قدمی به سوی همزنجیران خویش در هیچ کارخانه، مدرسه، بیمارستان و مؤسسه ای بر نداشتند. عین همین کار را صد سال است که کل کارگران ایران و چند میلیارد کارگر دنیا انجام می دهند. این چند میلیارد هر روز، درهمه شهرها و کشورها در حال اعتصاب، مبارزه، اعتراض هستند، همگی از فشار استثمار سرمایه به ستوه آمده اند، از سرکوبها، ستمها و کشتارهای سرمایه در طغیانند. دردها، یکی است، رنجها یکی است. سرچشمه کل مصیبتها سرمایه است. اما هیچ جزء این چند میلیارد حاضر به شروع هیچ تلاشی برای همصدائی، همرزمی، همسنگری متحد ضد بردگی مزدی نمی باشد. هیچ بخش این چند میلیارد تقلا برای تبدیل توانائیهای گسیخته و ظرفیت های متششت،علیل، بی تأثیر خود، به یک قدرت سازمان یافته شورائی، سراسری و سرمایه ستیز را دستور کار خود نمی کنند.

رفقای ما در شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت نیز بدبختانه همین راه را می روند و همین رویکرد نادرست بدفرجام را دنبال می نمایند. دقیقا در همین لحظه حاضر کارگران شمار کثیری از مراکز و کار تولید در سراسر کشور، در حال اعتصاب هستند و یا در آستانه آغاز اعتصاب قرار دارند. طوفان پیکار توده کارگر که همواره و همه جا در حال وزیدن است امروز باز هم با غرش بیشتری می توفد. کارگران شرکت لیدوما در  فاز 13 عسلویه، شرکت پایندان ساتراپ در میدان گازی پارس جنوبی، کارگران پروژه ای شرکت ای جی سی در پالایشگاه آبادان، فاز 14 شرکت اورا صنعت، پتروشیمی صدف جهان پارس در میدان گازی عسلویه، کارگران فاز 14 پیمانکاری حاجی پور در جهان پارس، پیمانکاری ساژآپاد در بیدبلند بهبهان، فاز اختر 13 عسلویه، کارگران شرکت کیسون در پتروشیمی دنا، پتروشیمی گچساران، پیمانکاری سلحشور، پالایشگاه نفت تهران، پالایشگاه تندگویان، پتروشیمی عمران صنعت در عسلویه، شرکت پایندان، پالایش سنا در قشم، اورهال در پالایشگاه نفت تهران، پالایشگاه آدیش جنوبی، شرکت زیتون، کارگران عملیات دریائی پایانه های نفتی ایران در خارک و خیلی کارخانه ها یا مؤسسات دیگر، همگی همزمان در حال اعتصاب به سر می برند. تمامی این کارگران برای دستمزد افزونتر، حصول مزدهای معوقه، بهبود شرایط معاش و کار  دست به اعتراض زده و چرخه تولید را متوقف نموده اند. در یک کلام جمعیت وسیعی از طبقه ما همزمان، با مطالبات واحد علیه دشمن مشترک در حال کارزار هستند، اما هیچ کدام و هیچ جزء دست به کار تقلا برای همصدائی، همپیوندی، همسوئی و همسنگری نیرومند سراسری و طبقاتی نمی گردند. هر چند نفر خود را مملوک این یا آن مالک سرمایه دار  می بینیم، از او انتظار مزد بیشتر داریم، میدان مبارزه را چهاردیواری کارگاه محل کار خود می پنداریم، قدرت خود را در همبستگی چند ده نفری یا چند صد نفری خویش خلاصه می کنیم، بر روی موجودیت و ظرفیت عظیم طبقاتی خویش خط می کشیم، حاضر به تلاش برای سازمانیابی سراسری و شورائی قدرت پیکار طبقاتی خود نیستیم. این یک فاجعه بزرگ و یک راز مهم سقوط ما به وضعیت تباه موجود است.

رفقای عزیز همزنجیر در شورای سازماندهی اعتصابات کارگران پیمانی نفت!

شما همان گونه که در آغاز آوردیم، به رغم حمل پاشنه آشیل های بالا، کاری بسیار سترگ، رادیکال، امیدوارکننده و درس آموز را آغاز کرده اید. در سیاهی زار تشتت مستولی بر جنبش ما بیرق نوعی همجوشی و همپیوندی طبقاتی را ولو در فاصله حصارهای شرکت نفت برافراشته اید، شاید برای اولین بار راه مبارزه ای نقشه مند را هرچند محصور در چهاردیواری نوع کار، پیش گرفته اید. اگر از سرنوشت کار و تولید خویش سخن نرانده اید اما خواستار تکافوی مزد برای امرار معاش شده اید. مصادره دستمزدهای خود را جنایت سرمایه دار و دولت سرمایه خوانده اید. بر اتحاد کارگر پیمانی و رسمی و کارگران حوزه های مختلف نفت اصرار ورزیده اید. بر تحصن و بست نشینی شرم آور در مقابل نهادهای دولتی یا ارگ قدرت سرمایه داران مهر باطل کوبیده اید. شما این گام های مهم را به جلو برداشته اید، پیشنهاد صمیمانه ما آنست که حلقه های سست کار را هم خرد نموده و دور افکنید! از محدوده شرکت نفت پا فرا گذارید. به سوی تمامی آحاد و توده های طبقه خود بشتابید، با همه همزنجیران، به ویژه صدها هزار کارگر در حال اعتراض، اعتصاب و پیکار وارد گفتگو شوید. صدای خویش را در هم آمیزید، به عنوان یک طبقه در مقابل طبقه سرمایه دار قد افرازید و صف بندید. گفت و شنودهای شورائی خود را در شریان هستی جنبش سراسری طبقه خود جاری و توفانی سازید، برپائی یک جنبش نیرومند شورائی ضد سرمایه داری را دستور روز مبارزه خود کنید. این کار را حتما ادامه دهید، موقتی و زودگذر نبینید، دست در دست هم گذاریم و این همراهی ها، همرزمی ها و همسنگری ها را توسعه دهیم، قوام بخشیم، آهنین و خلل ناپذیر سازیم. ما کارگران در سراسر جهان هیچ چاره دیگری نداریم. این تنها راه رهائی ما و رهائی کل بشر از شر وجود سرمایه داری است.

کارگران ضد سرمایه داری    

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *