اسماعیل گرامی کارگر مبارز مؤمن به آرایش، پیرایش و «انسانی کردن» سرمایه داری!! اخیرا یکی از نوشته های دو سال پیش خود را بازنشر داده است. علت بازنشر را نیز صحت تحلیل ها، پیش بینی ها، راه حلها و درک درست خود از پویه تقابل کارگران یا در واقع بازنشستگان، با سرمایه و دولت سرمایه داری دیده است. ما این نوشته را در ذیل همین یادداشت چند سطری خود، در معرض مطالعه مراجعین به کانال تلگرامی علیه سرمایه قرار می دهیم، اما پیش از آن نکاتی را در مورد آنچه گرامی گفته است با همه بخش های طبقه کارگر و جنبش کارگری ایران در میان می گذاریم. کل اعتراض، گلایه، شکوائیه آقای گرامی آن هم نه از سرمایه، حتی نه از دولت سرمایه داری که از «حاکمان فاسد، ابله، بی کفایت» نظام آن است که «قرار بود پول نفت را سر سفره کارگران آرند!! اما بی وفائی کردند!!، به وعده خود عمل ننمودند!! نه تنها مرتکب خلف قول شدند!! که حتی پول پس انداز بازنشستگان را به عنوان مزد به آنها برنگرداندند!! حقوقها را به موقع پرداخت نمی کنند(واتعجبا!!) برای اینکه سازمان تأمین اجتماعی قبلا مقداری مورد عنایت حکام بود، بعدها نهادی کنار سایر نهادها شد که دولتیان هرجور خواهند دخل و خرجشان را تنظیم می کنند!!، یکی را کاهش، دیگری را افزایش می دهند، هزینه اربعین حسینی را بالا می برند، پرداخت حقوق بازنشستگان را به تأخیر می اندازند، بازنشستگان و شاید همه کارگران این را تحمل نمی کنند، به یگانه راه چاره متوسل می شوند، به خیابان ها می ریزند، این تظلمات را با انصاف جایگزین می سازند»!! و لابد یک سرمایه داری پاک انسانی مستقر می گردانند!!!
کلمه، کلمه حرف های «گرامی» وحشت انگیز و به همان اندازه تأسف آور، دردناک است. آنچه او به قلم آورده دقیقا، بدون هیچ اغراق با کل آنچه ماشین مهندسی افکار، شستشوی مغزی، تحمیق، فسیل سازی نظام سرمایه داری تاریخا بر سر نسلهای متوالی توده کارگر دنیا خراب کرده است «مو» نمی زند. سرمایه داری به طور ماهوی برای اینکه طبقه کارگر جهانی را غرق این توهمات منحط سازد بخش عظیمی از حاصل استثمار این طبقه را به همین کار اختصاص داده است و گرامی ها با ایفای نقش پیچ و مهره همان دستگاه مهندسی افکار نظام بردگی مزدی تا می توانند به هر جهتگیری ضد سرمایه داری توده کارگر لطمه وارد می سازند. در این میان البته یک تفاوت اساسی وجود دارد، سرمایه با سر آگاه خود کار می کند و گرامی ها، دفن در توهمات آفریده سرمایه، همان رسالت را بر دوش می کشند!! صدر و ذیل حرفهای ایشان آن است که مشتی دولتمرد فاسد، دزد، دروغگو، نادان، بانی و باعث کل بدبختی های کارگران (بازنشستگان) هستند. اگر طبقه کارگر ایران از کل حاصل کار و تولید سالانه اش بیش از 5% زیر نام بهای نیروی کار دریافت نمی دارد، هیچ ربطی به نظام سرمایه داری ندارد!! اگر نرخ استثمار توده های کارگر از 1500% گذشته است اصلا خواست، ذات سرمایه نیست که چنین کند، مشتی نالایق ناآگاه به اداره موفق سرمایه داری باعث این وضعیت هستند. سرمایه نیست که گورخوابی، فقر، بی سرپناهی، فلاکت، نسل کشی، جنگ، جنایت، بشریت سوزی می آفریند. عده ای سرمایه نشناس و عاجز از شناخت کرامت آفرینی سرمایه داری هستند که دست به این کارهای بد می زنند!! لابد جنگ های امپریالیستی اول و دوم را هم سرمایه راه نیانداخت. چندتا دیوانه هوس بازی کردند و 130 میلیون انسان را طعمه آتش ساختند!!. سرمایه داری جهانی نبود که سالیان متمادی کودتا، پشت سر کودتا راه انداخت تا هر دولت ناتوان از سرکوب قهرآمیز توده های کارگر را با درنده ترین دولت های کمونیست کش سرکوبگر جنبش کارگری جایگزین کند!! سرمایه داری امریکا، اروپا، کل اردوگاه دموکراسی نبودند که در سال 57 با تمامی قوا وارد میدان شدند تا انقلاب توده های کارگر ایران را به شکست کشانند و رژیم ورشکسته عاجز از استمرار حاکمیت سرمایه را با جمهوری اسلامی درنده تر، نسل کش تر و در هم کوبنده جنبش کارگری تعویض کنند. سرمایه داری نیست که دهها میلیون زن کارگر ایرانی را مجبور به تحمل کار خانگی تباهساز کرده است و همین کار خانگی چند شیفتی بدون هیچ ریال مزد آنان را وثیقه صعود طلائی نرخ استثمار کل طبقه کارگر ساخته است. سرمایه داری نیست که بهداشت و درمان و آموزش توده کارگر را هر چه قهرآمیزتر سلاخی تا حاصل این سلاخی را سود کهکشانی تر سرمایه ها گرداند. نظام بردگی مزدی نیست که برای بقای خود به هر شکل قتل عام توده کارگر توسل می جوید. هیچ کدام اینها ربطی به نظام مقدس سرمایه داری ندارد، همه اینها محصول ندانم کاری مشتی دولتمرد ناتوان از درک عظمت کرامت آفرینی انسانی سرمایه داری است!! راهبرد، راهکار و راه چاره اعجازانگیز گرامی برای حل مشکلات روز بازنشستگان هم که از ژرفنای همین تحلیل مشعشع رهائی آفرین!!بیرون می آید آنست که وقتی کارد به استخوانشان رسید (که ظاهرا تا حالا نرسیده است)!! به خیابانها ریزند و لابد چند دولتمرد نالایق را با دولتیان متمدن سرمایه شناس لایق جایگزین سازند.
یک بار دیگر تأسف، نگرانی عمیق و انتقاد ریشه ای خویش را به این روایت ها، پندارها، راه حل بافی های مخرب، با توده های وسیع کارگر همزنجیر در میان می گذاریم. فشرده حرفمان این است که هر چه می کشیم و کل گرسنگی ها، فلاکت ها، آپارتاید وحشت انگیز جنسیتی، نسل کشی ها، آوارگی ها، محرومیت های انفجاری از بهداشت، دارو، درمان، تبدیل شدن آب و هوا و زمین و دریا و جنگل و همه چیز به طناب دار ما، همه و همه از قعر هستی سرمایه و نظام بردگی مزدی می جوشد. دولتها آن می کنند که سرمایه نیاز دارد، تفاوت دولت ها ناشی از موقعیت معین سرمایه داری کشورها در کل تقسیم کار و چرخه بازتولید سرمایه جهانی است. باید ریل کارزار را تغییر داد، وارد مبارزه مستقیم، زنده و بالنده علیه سرمایه داری شد. نوع مبارزات نسخه پیچی بورژوازی و رفرمیست ها را به زباله دان تاریخ انداخت. بساط محدود و محبوس ماندن در جدال چند یا چند صد نفری با این و آن کارفرما را جمع کرد و در هم کوبید. ما مشتی کارگر این، آن سرمایه دار مجزا نیستیم. یک طبقه عظیم تاریخساز و رهاینده انسان هستیم. باید به صورت یک طبقه وارد میدان شویم، خود را شورائی، سراسری و ضد بردگی مزدی سازمان دهیم، عزیمت از همیشه کارگر بودن، همیشه فروشنده نیروی کار بودن و همیشه برده مزدی زیستن را کنار بگذاریم، قفل بودن مبارزات به جاودانگی مزدبگیری را در هم بشکیم، وارد میدان کارزار تسلط بر سرنوشت کار، تولید و زندگی خود شویم. این کار را با شعار «خارج سازی دارو، درمان، آموزش، بهداشت، کل نیازهای اساسی معاش از سیطره هر نوع داد و ستد کالائی، پولی سرمایه داری آغاز کنیم.عصاره کلام ما این است و حالا نوشته آقای اسماعیل گرامی:
بازنشستگان و پرداخت حقوق های با تاخیر
اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته)
این مقاله در تاریخ ۴ شهریور ۱۴۰۲ نوشته شده که آنرا خوانده ایم، اکنون که درگیر معوقه فروردین ماه هستیم، یکبار دیگر آنرا میخوانیم: زمانی قرار بود پول نفت مان را سر سفره مان بیاورند، اما این روزها کارمان به آنجا کشیده شده است که بخش ناچیزی از پول خودمان را هم که طی سی سال پس انداز کرده ایم، حاضر نیستند بعنوان حقوق به خودمان بدهند. پول نفت را بر سر سفره مان نیاوردند، که هیچ! همان نانی را هم که بر سر سفره مان بود دارند تکه تکه از سر سفره مان بر میدارند. چند ماهی است که حقوقهای بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت میگردد، این عملِ غیر معمولِ سازمان تامین اجتماعی از طرف فعالان کارگری کاملا قابل پیش بینی بود، هرچند این عمل برای بعضی از همکاران؛ غیر مترقبه و سوال برانگیز است.پرداختهای با تاخیر حقوقها، دیوار خراب شده ای میباشد بر سر سازمان تامین اجتماعی که توسط حکومت صورت گرفته است! چرا که امروزه، سازمان دیگر حیاط خلوت حکومت نیست که همچون گذشته؛ هر از گاهی به این حیاط خلوت سَرک بکشد، بلکه این سازمان به یکی از جیب های حکومت تبدیل شده است، جیب هایی همانند بانک مرکزی، بنیاد مستضعفان، وزارت نفت، صندوق توسعه ملی، ستاد اجرایی فرمان امام، آستان قدس رضوی! و دیگر نهادهای اقتصادی. این جیب ها همچون ظروف مرتبطه ای هستند که هرگاه حکومت در بخشی از تشکیلات خود با مشکلی برخورد کرد، سرمایه ای را از این جیب به آن جیب سرازیر میکند(هرچند قدرت مافیاهای حکومتی بر گلوگاه های این ظروف مرتبطه اثر گذارند). این عمل جابجاییِ سرمایه؛ یا طبق قوانین موجود انجام میگیرد و یا برای سهولت امر، قانونی برای آن تراشیده میشود. بنابراین؛ سرمایه ی (نقدینگی) لازمه جهت پرداخت حقوق بازنشستگان بی ارتباط با مخارج و هزینه های دیگر بخشهای این تشکیلات عریض و طویل حکومت نیست.
هنگامیکه حکومت در تدارک مراسم پر هزینه اربعین برای زائران ایرانی و خارجی میباشد و هزینه “کمیته مراسم ستاد فرهنگی اربعین” بالا میرود، طبیعی میباشد که باید هزینه ی جای دیگری (جیب دیگری) را کاهش دهد! بعنوان مثال “هزینه سازمان غله کشور” را باید کاهش دهد (که در نتیجه؛ قیمت نان؛ این قوت اصلی کارگران و زحمتکشان بالا میرود!) و یا حقوق بازنشستگان باید با تاخیر پرداخت گردد و سوی حرکت سرمایه؛ در این ظروف مرتبطه میتواند به شکلهای دیگری نیز صورت بگیرد. بعنوان مثال هم اکنون که حکومت قادر به افزایش قیمت بنزین نیست، جهت کمک به وزارت نفت برای خرید بنزین؛ لازم است از سرمایه جیب های دیگر استفاده نماید. در یک کلام باید گفت که این تاخیر در پرداخت حقوقها نتیجه سیاستهای مستقلانه وزارت کار و یا سازمان تامین اجتماعی نیست، بلکه نتیجه بحرانی است که دامنگیر حکومت گردیده، این بحران به آن شدتی رسیده است که فقط “خلق پول” (چاپ اسکناس) جهت پر کردن نقدینگی این ظروف مرتبطه جوابگوی مشکلات این حکومت نیست و کارش به آنجا رسیده است که حقوقهای بازنشستگان تامین اجتماعی را با چند روز تاخیر، پرداخت نماید. این تاخیر به مرور دامنگیر دیگر بازنشستگان نیز خواهد شد و دیر یا زود این تاخیر روزانه به تاخیر ماهانه تبدیل میگردد! عکس العمل های معترضانه بازنشستگان در دنیای مجازی نسبت به تاخیر در پرداخت حقوقها، هرگز در همین حد باقی نخواهد ماند. در شرایط کنونی، گرانی و تورم بطور سرسام آوری در حال اوج گرفتن است و حکومت قادر به مهار کردن آن نیست و از طرف دیگر حقوقها متناسب با نرخ تورم افزایش نیافته اند؛ در این اوضاع وانفسا تاخیر در پرداخت حقوقها زندگی بازنشستگان را مختل کرده است. بزودی کارد به استخوانها خواهد رسید و سکوت بازنشستگان شکسته خواهد شد و همچون آتشی نهفته در زیر خاکستر فوران خواهد کرد و راه حلی نخواهد بود جز آمدن به کف خیابان.
۴ شهریور 1402