بحران اقتصادی، پدیده ذاتی سرمایه داری است. تاریخ معاصر بارها شاهد وقوع این بحرانها بوده است. جهان سرمایه داری از چند دهه پیش، بار دیگر وارد فاز بحران شده است. سرمایه های تولید شده توسط توده های طبقه ما جهان را اشباع کرده است و آنچنان عظیم و غول آسا شده که نرخ استثمارهای بالای هزار درصدی هم کفاف سودهای دلخواه آنها را نمی دهد. راهبرد سرمایه داری برای مقابله با این بحران در همه جای دنیا، یورش وحشیانه به معیشت و رفاه کارگران است. جایی نیست که وضع معاش، دارو، درمان، محیط زیست، آموزش و بهداشت کارگرانش هر ماه از ماه پیش بدتر نشده و نشود. کاهش خدمات اجتماعی، کاستن از امکانات رفاهی و درمانی، تبدیل قرارداد رسمی به قرارداد موقت، افزایش سن بازنشستگی، اخراج و بیکارسازی، اجزای این یورش وحشیانه است. در ایران نیز طبقه سرمایه دار و دولتها عیناً در حال اجرای همین سیاستهای ضد انسانی هستند. برای مقابله با این تهاجم وحشیانه سرمایه داری، سالهاست که در حال اعتراضیم اما مبارزاتی که هیچ موفقیتی نداشته است. ریشه و علت این شکستها کجاست؟
راهکار خلاصی از بحران برای طبقه سرمایه دار و دولتها، هجوم سراسری و هماهنگ به سطح معیشت طبقه کارگر است. آنها دیگر در مقابل مبارزات جدا جدای کارگران بهیچوجه عقب نشینی نمی کنند. در چنین اوضاعی، مبارزات بی ارتباط و پراکنده، اعتصابات چند¬صد نفری یا حتی چند¬هزار نفری در مراکز کار موفقیت آمیز نیست. مبارزات طبقه ما هیچ نشانی از اعتراض سراسری و متحد ندارد. هیچ عده کارگر با عده دیگری کارگر همراه نیست. بیکاران در آن نیستند، میلیون ها زن کارگر خانه دار در آن غایب می باشند. دستفروشان در آن حضور ندارند. معلمان و پرستاران خود را کارگر نمی دانند و اطلاق کارگر بر خود را دون شأن خویش می پندارند!! مبارزات ما در شکل موجود خود محکوم به شکست است. از سوی دیگر جنبش اعتراضی ما در خیابان و درون مراکز کار، راه خلاصی از فقر و نکبت موجود را اجرای قانون توسط دولت یعنی افزایش حقوق به تناسب تورم می پندارد!! طبقه سرمایه دار و دولتها در ایران می دانند که با کارگران مطیع و تسلیم به قانون روبرو هستند، بنابراین هیچ ضرورتی نمی بینند که حتی زیر بار افزایش قانونی مزدها روند. بعضی ها می گویند که اگر تعداد بیشتری از کارگران به میدان مبارزه آیند می توانیم دولت را وادار کنیم تا قانون را اجرا کند. این همان اگری است که هرگز با این شیوه ها ممکن نمی شود. توسل به قانون از یکسو و حضور میلیونی توده ها از سوی دیگر، مصداق کوسه و ریش پهن است. حتی به فرض حضور گسترده تر کارگران، مطالبه افزایش مزد به تناسب تورم، مانند قطره آبی است که بر روی دیگ جوشان فقر و فلاکت کنونی بریزد. سرمایه داران و دولت اگر به خاطر ترس از اعتراضات کارگران به افزایش مزد اندکی تن دهند با تحمیل تورم این افزایش مزدها را بسرعت هیچ و پوچ می سازند.
در شرایط کنونی جهان، بهبود شرایط کار و معاش از طریق قفل زدن بهبود زندگی به افزایش مزدها بی سرانجام است. برای نجات از فقر و فلاکت، بی مسکنی و آوارگی، مرگ از بی دارویی، دیگر دخیل بستن به مزد و افزایش مزدها چاره ساز نیست. مزد فقط بخش کوچکی از ارزشهای آفریده شده توسط طبقه ما است و بخش اعظم حاصل کار ما نصیب سرمایه داران و دولتها می شود. راه خلاصی ما اینست که سهم هرچه بیشتری از ارزشهای تولید شده توسط طبقه خود را از چنگ سرمایه داران بیرون آوریم. در اولین گام و بعنوان ضروری ترین مطالبات خود فریاد زنیم: دارو، درمان، مسکن، آموزش در همه سطوح، آب و برق و گاز باید از رابطه خرید و فروش خارج شود و رایگان گردد.
در اینجا بلافاصله این سؤال مطرح می شود که آیا طبقه سرمایه دار و دولتها که حتی به افزایش اندک مزدها تن نمی دهند این خواستها را قبول می کنند؟! بدیهی است که سرمایه داران و دولتها این مطالبات را نمی پذیرند اما میدان جنگ ما متوسل شدن به قانون و دولتها نیست. همانگونه که بدون اجازه از دولتها و سرمایه داران دست به اعتصاب می زنیم، همانطور که نوع پوشش خودمان را برحکومتیان تحمیل کردیم، می توانیم مطالبات رفاهی و معیشتی خود را نیز به دست آوریم. طبقه ما در ایران هر روزه در حال اعتراض است. بیشترین تعداد اعتصابات جهان را طبقه کارگر ایران دارد. همه حرف اینست که باید شیوه و شعار اعتراضات خود را تغییر دهیم. اگر پیشروترین و فعالترین کارگران دست از قانونگرایی بر دارند، از خط قرمز مزدبگیری عبور کنند، با پرچم ضروری ترین مطالبات کل طبقه به میدان آیند، بدون شک انرژی نهفته ضدسرمایه داری میلیونها آحاد طبقه ما فوران خواهد کرد. بجای اعتصابات در چارچوب یک مرکز کار و قفل زدن زندگی خود به مزد و افزایش مزدها، جنبشی برپا خواهد شد که حاصل کار خود را مطالبه می کند. طبقه ما متشکل از کارگران صنعتی، تجاری، معلم، خانه دار، پرستار، دستفروش، راننده، بیکار و بازنشسته، بیش از 75 درصد جامعه و خالق همه سرمایه هاست. در مقابل قدرت طبقه ما که توانایی متوقف ساختن چرخه سود و سرمایه را دارد سرمایه داران و دولتها قادر به مقابله نخواهند بود.
ابراهیم زنوز – مرداد 1404